تفاوت Make و Do در انگلیسی؛ کی از کدام استفاده کنیم؟
Do و Make مثل دوقلوهای ناهمسانی هستند که اکثر اوقات زبانآموزان را گیج میکنند. هر دوی این کلمات معنی «انجام شدن» را میدهند، اما در موقعیتهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از این دو ترکیب بیشتر برای کارهای کلی و وظایف روزانهست و دیگری برای خلق کردن و ساختن. اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که…
Do و Make مثل دوقلوهای ناهمسانی هستند که اکثر اوقات زبانآموزان را گیج میکنند. هر دوی این کلمات معنی «انجام شدن» را میدهند، اما در موقعیتهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از این دو ترکیب بیشتر برای کارهای کلی و وظایف روزانهست و دیگری برای خلق کردن و ساختن. اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که تفاوت Make و Do را نمیدانید، در این مطلب از بلاگ لینگانو با زبان ساده، تمرین و مثالهای کاربردی تفاوت این دو فعل پرکاربرد را یاد میگیریم. همراه ما باشید.
فرق بین Do و Make
در نگاه اول، do و make ممکن است خیلی شبیه هم به نظر بیایند. هر دو به انجام کار اشاره دارند، ولی وقتی دقیقتر نگاه کنیم، متوجه تفاوت Make و Do در کاربرد این دو میشویم.
Make بیشتر به نتیجه و محصول نهایی اشاره دارد. یعنی چیزی که ساخته یا خلق میشود. مثلا: make dinner, ،make a choice یا make friends
Do برای انجام کارها، وظایف و فعالیتهای روزمره استفاده میشود. Do روی فرایند و اقدام تمرکز دارد تا نتیجه. یعنی مسیر عمل مهم است و به دنبال نتیجه نیستیم. مثلا: do the dishes, do homework, یا do a job.
در ادامه موضوعاتی که موجب تفاوت Make و Do را به صورت اجمالی مشخص کردیم:
چه زمانی از Do استفاده کنیم؟
مهمترین دلیل تفاوت Make و Do در نوع کاربرد آنها در جملات است. برای کارها، وظایف، تعهدات و فعالیتهای روتین و تکراری از do استفاده میشود. do در ترکیبات با موضوعات زیر میآید:
مطالعه و کار
انجام دادن تکالیف (Do homework): I’ll do my homework after dinner (تکالیفم را بعد از شام انجام میدهم.)
انجام دادن کار (Do work): Joe does a lot of work in the evenings. (جو شبها کلی کار انجام میدهد.)
تجارت کردن (Do business): They are doing business in Japan. (آنها در ژاپن تجارت میکنند.)
انجام دادن تکلیف (Do an assignment): I did my assignment last weekend. (آخر هفته گذشته پروژهام را انجام دادم.)
گذراندن یک دوره (Do a course): I am doing a photography course. (در حال گذارندن یک دوره عکاسی هستم.)
ظرف شستن (Do the dishes): I do the dishes every evening. (هر شب ظرفها را میشویم.)
رخت شستن (Do the laundry): Alice does the laundry when she gets home. (آلیس وقتی به خانه میرسد، لباسها را میشوید.)
خرید کردن (Do the shopping): I’ll do the shopping after work. (بعد از کار میروم خرید کنم.)
اتو کردن (Do the ironing): Lee isdoing the ironingright now. (لی الان دارد لباسها را اتو میزند.)
انجام دادن کارهای خانه (Do housework): She does the housework at the weekends. (او آخر هفتهها کارهای خانه را انجام میدهد.)
استثنا مرتب کردن رخت خواب (make your bed): I make my bed every morning. (هر روز صبح تختم را مرتب میکنم.)
استثنا تفاوت make و do : در همهی کارهای خانه از do استفاده میشود، ولی برای درست کردن تخت باید از make استفاده کرد؛ چرا که در واقع داریم تخت را به حالت جدیدی مرتب میکنیم و آن را به نوعی میسازیم.
فعالیتهای خوب یا بد
خوب عمل کردن (Do well): He did well in his exams. (او در امتحاناتش خوب عمل کرد.)
بد عمل کردن (Do badly): I did badly in the race. (من در مسابقه عملکرد بدی داشتم.)
کاری انجام دادن/هیچ کاری نکردن/هر کاری کردن (Do something / nothing / anything): They did something exciting last weekend. (آنها آخر هفته یک کار هیجانانگیز انجام دادند.)
بهترین عملکرد را داشتن (Do your best): Hedid his best to pass the exam. (تمام تلاشش را کرد تا امتحان را پاس کند.)
بیش از حد انجام دادن (Do too much): Rita does too much for her children. (ریتا خیلی برای بچههایش زحمت میکشد.)
ورزش کردن (Do exercise): You should do more exercise. (باید بیشتر ورزش کنی.)
یوگا کردن (Do yoga): Anna does yoga twice a week. (آنا هفتهای دوبار یوگا تمرین میکند.)
کاراته، جودو و تمام ورزشهای رزمی(Do karate / judo / martial arts): Bill does karate in the evenings (بیل شبها کاراته تمرین میکند.)
درست کردن مو (Do your hair): I have a shower, do my hair, and get dressed. (دوش میگیرم، موهایم را درست میکنم و لباس میپوشم.)
درست کردن ناخنها (Do your nails): Lara did my nails last weekend. (لارا آخر هفته ناخنهایم را درست کرد.)
چه زمانی از Make استفاده میکنیم؟
فرق بین do و make در کاربرد است. هر زمان که بحث ساختن، خلق کردن و یا تولید یک چیزی باشد، باید از make استفاده کرد. در make نتیجه عمل اهمیت دارد. مثلا وقتی میگویید make dinner یعنی نتیجه یک بشقاب ماکارونی خوشمزه است.
Make در ترکیب با موضوعات زیر استفاده میشود:
غذا و نوشیدنی
درست کردن کیک(Make a cake): Hemade a cake to take to the party. (او یک کیک پخت تا به مهمانی ببرد.)
درست کردن قهوه (Make coffee): Ilia makes coffee for his wife every morning. (ایلیا هر صبح برای همسرش قهوه درست میکند.)
ساندویچ درست کردن (Make a sandwich): Imade a sandwich to take to work. (یک ساندویچ درست کردم تا با خودم سر کار ببرم.)
درست کردن اسنک (Make a snack): Sidmade a snack because he was hungry. (سید گرسنه بود، پس یک میانوعده برای خودش درست کرد.)
درست کردن صبحانه، ناهار و شام(Make breakfast/lunch/dinner): I’mmaking dinner – it’ll be ready in about ten minutes. (دارم شام درست میکنم – حدود ده دقیقه دیگه آمادهست.)
درست کردن سالاد (Make a salad): Imade a salad for the family picnic. (برای پیکنیک خانوادگی سالاد درست کردم.)
درست کردن چای (Make a cup of tea): Wouldyoulikemetomake you a cup of tea? (دوست داری برات یک فنجون چای درست کنم؟)
رزرو کردن (Make a reservation): I’vemade a reservation for 7:30 at our favorite restaurant. (برای ساعت ۷:۳۰ توی رستوران مورد علاقهمون رزرو کردهام.)
تصمیمات، برنامه ریزی و پیشرفت
برنامه ریزی کردن (Make plans): We’re making plans to travel to Australia next year. داریم برای سفر به استرالیا در سال آینده برنامهریزی میکنیم.
تصمیم گرفتن/ انتخاب کردن(Make a decision/choice): I’ve made my decision – I’m going to go to New York University, not Boston University. تصمیم خودم را گرفتم – میخواهم بروم دانشگاه نیویورک، نه بوستون.
اشتباه کردن (Make a mistake): You made a few mistakes in your calculations – the correct total is $5430, not $4530. چند تا اشتباه در محاسباتت داشتی – جمع درست ۵۴۳۰ دلاره، نه ۴۵۳۰.
پیشرفت کردن (Make progress): My students are making good progress. Their spoken English is improving a lot. دانشآموزهایی که دارم خیلی خوب پیشرفت میکنند. مکالمه انگلیسی آنها خیلی بهتر شده.
تلاش کردن(Make an attempt / effort): I’m making an effort to stop smoking this year. امسال دارم تلاش میکنم سیگار کشیدن را ترک کنم.
تصمیم گرفتن (Make up your mind): I can’t make up my mind. Should I buy a desktop or a laptop computer? نمیتوانم تصمیم بگیرم. لپتاپ بخرم یا کامپیوتر؟
کشف کردن (Make a discovery): Scientists have made an important discovery in the area of genetics. دانشمندان یک کشف مهم در زمینه ژنتیک انجام دادند.
لیست کردن (Make a list): I’m making a list of everything we need for the wedding: invitations, decorations, a cake, a band, the dress… دارم لیست چیزهایی که برای عروسی نیاز داریم را مینویسم: کارت دعوت، تزیینات، کیک، گروه موسیقی، لباس…
مطمئن شدن (Make sure): Can you make sure we have enough copies of the report for everybody at the meeting? میتوانی مطمئن بشی که از گزارش به تعداد کافی برای همه در جلسه داریم؟
متفاوت بودن (Make a difference): Getting eight hours of sleep makes a big difference in my day. I have more energy! خوابیدن به مدت هشت ساعت واقعا روزم را متفاوت میکند. کلی انرژی دارم!
استثنا قائل شدن (Make an exception): She made an exception for me because my backpack was stolen with my homework inside it. برای من استثنا قائل شد چون کیفم که مشقهایم در آن بود دزدیده شده بود.
بیشتر بخوانید
ترس از اسپیکینگ | چرا زبانآموزان از اسپیکینگ میترسند و چطور بر این ترس غلبه کنند؟
صحبت کردن و ارتباطات
تماس تلفنی داشتن (make a phone call): I need to make a phone call. باید یک تماس تلفنی بگیرم.
جوک ساختن (make a joke): He made a joke, but it wasn’t very funny and no one laughed. یه شوخی کرد، ولی خیلی خندهدار نبود و کسی نخندید.
نکته ساختن (make a point): Dana made some good points during the meeting; I think we should consider her ideas. دانا چند تا نکته خوب در جلسه گفت؛ فکر میکنم باید به ایدههایش توجه کنیم.
شرط بستن (make a bet): Imade a bet with Peter to see who could do more push-ups. با پیتر شرط بستم تا ببینیم چه کسی میتواند بیشتر شنا کند.
شکایت کردن (make a complaint): We made a complaint with our internet provider about their terrible service. از خدمات افتضاح شرکت اینترنتمان شکایت کردیم.
اعتراف کردن (make a confession): I need tomake a confession: I was the one who ate the last piece of cake. باید اعتراف بکنم: آخرین تیکه کیک را من خوردم.
سخنرانی کردن (make a speech): The company president made a speech about ethics in the workplace. رئیس شرکت یک سخنرانی در مورد اخلاق حرفهای در محل کار انجام داد.
پیشنهاد دادن (make a suggestion): Can I make a suggestion? I think you should cut your hair shorter. میتوانم پیشنهاد بدهم؟ به نظرم اگر موهایت را کوتاهتر کنی خیلی بهت میآید.
پیش بینی کردن (make a prediction): It’s difficult tomake any predictions about the future of the economy. پیشبینی کردن آینده اقتصاد واقعاً سخت است.
بهانه آوردن (make an excuse): He startedmaking excuses about how he was too busy. شروع کرد به بهانه آوردن که سرش خیلی شلوغ بوده است.
قول دادن (make a promise): Imade a promise to help her whenever she needs it. قول دادم هر وقت نیاز داشت کمکش کنم.
سرو صدا کردن (make a fuss): Stop making a fuss – he’s only late a couple minutes. اینقدر سر و صدا نکن – فقط چند دقیقه دیر کرده.
اظهار نظر کردن (make an observation): I’d like tomake an observation about our business plan. میخواهم یک نکته در مورد طرح تجاری که داریم بیان کنم.
نظر دادن (make a comment): The teacher made afew critical comments on my essay. معلم چند نظر انتقادی درباره مقالهام داد.
استثنا فرق بین do و make: جمله «make a question» کاملا اشتباه است. وقتی از کسی سوال میپرسیم، یعنی درخواست اطلاعات داریم به همین دلیل تنها باید از ask a question استفاده کنیم.
یادگیری زبان انگلیسی را از نو تجربه کنید!
لینگانو دورهای جامع آموزش زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
پول درآوردن (make money): I enjoy my job, but I don’t make very much money. من از شغلم لذت میبرم، اما پول زیادی درنمیارم.
به سود رسیدن (make a profit): The new companymade a profit within its first year. اون شرکت جدید در سال اول به سود رسید.
به ثروت رسیدن (make a fortune): He made a fortune after his book hit #1 on the bestseller list. بعد از اینکه کتابش پرفروشترین شد، ثروت عظیم بهدست آورد.
پول ساختن ( $make ): Imade $250 selling my old CDs on the internet. من با فروش CDهای قدیمیم در اینترنت ۲۵۰ دلار درآوردم.
روابط
دوست پیدا کردن (make friends): It’s hard to make friends when you move to a big city. وقتی به یک شهر بزرگ اسبابکشی میکنی، دوست پیدا کردن سخت است.
مسخره کردن (make fun of someone) : The other kids made fun of Jimmy when he got glasses, calling him “four eyes.” بچههای دیگه وقتی جیمی عینکی شد، مسخرهاش کردن و بهش میگفتن “چهارچشمه”.
حل شدن مشکل در رابطه (make up): Karen and Jennifer made up after the big fight they had last week. کارن و جنیفر بعد از دعوای بزرگی که هفته پیش داشتند، با هم آشتی کردند.
در جدول زیر کالوکیشنهای فعل do را آوردهایم. به کمک جدول میتوانید به سرعت تفاوت بین Make و Do را تشخیص دهید
ترجمه
عبارت با Do
گذراندن یک دوره
do a course
حل جدول کلمات متقاطع
do a crossword
انجام رقص
do a dance
نقاشی کشیدن
do a drawing
لطف کردن
do a favor / favour
انجام یک کار
do a job
کشیدن یک نقاشی (رنگآمیزی)
do a painting
انجام یک پروژه
do a project
انجام یک خدمت
do a service
انجام یک تکلیف
do an assignment
انجام هر کاری
do anything
بد عمل کردن
do badly
تجارت کردن
do business
انجام کارهای روزمرهی خانه
do chores
آسیب رساندن
do damage
انجام داده همه چیز
do everything
تمرین کردن
do exercises
کار خوب انجام دادن
do good
آسیب زدن
do harm
هیچ کاری نکردن
do nothing
تحقیق کردن
do research
کار درست انجام دادن
do right (the right thing)
کاری انجام دادن
do something
ظرفها را شستن
do the dishes
باغبانی کردن
do the gardening
کارهای خانه را انجام دادن
do the housework
اتو کردن لباسها
do the ironing
شستن لباسها
do the laundry
بقیهاش را انجام دادن
do the rest
خرید کردن
do the shopping
شستن (لباسها یا ظرفها)
do the washing
خوب عمل کردن
do well
کار کردن
do work
کار اشتباه انجام دادن
do wrong (the wrong thing)
تمام تلاش خود را کردن
do your best
موهای خود را درست کردن
do your hair
تکالیف خود را انجام دادن
do your homework
ناخنهای خود را درست کردن
do your nails
کار را انجام دادن
do your work
جدول افعال make
برای تشخیص سریع فرق do با make میتوانید از جدول کالوکیشن فعل make استفاده کنید.
ترجمه
عبارت با Make
شرطبندی کردن
make a bet
کیک پختن
make a cake
تماس گرفتن
make a call
تغییر ایجاد کردن
make a change
انتخاب کردن
make a choice
اظهار نظر کردن
make a comment
شکایت کردن
make a complaint
اعتراف کردن
make a confession
ارتباط برقرار کردن
make a connection
درست کردن یک فنجان قهوه/چای
make a cup of coffee / tea
قرار گذاشتن
make a date
تصمیم گرفتن
make a decision
درخواست کردن
make a demand
تفاوت ایجاد کردن
make a difference
کشف کردن
make a discovery
شکلک درآوردن
make a face
خودت را مضحکه کردن
make a fool of yourself
ثروت زیادی بهدست آوردن
make a fortune
دوست پیدا کردن
make a friend
سر و صدا/غر زدن
make a noise
شوخی کردن
make a joke
صف کشیدن یا خط کشیدن
make a line
فهرست تهیه کردن
make a list
امرار معاش کردن
make a living
ضرر کردن
make a loss
بهم ریختگی ایجاد کردن
make a mess
اشتباه کردن
make a mistake
تیک زدن / لاس زدن با کسی
make a pass at someone
تماس تلفنی گرفتن
make a phone call
برنامهریزی کردن
make a plan
نکتهای بیان کردن
make a point
پیشبینی کردن
make a prediction
سود بردن
make a profit
قول دادن
make a promise
رزرو کردن
make a reservation
ساندویچ درست کردن
make a sandwich
صحنهسازی کردن / جنجال به پا کردن
make a scene
صدا تولید کردن
make a sound
سخنرانی کردن
make a speech
اظهار نظر کردن / بیانیه دادن
make a statement
پیشنهاد دادن
make a suggestion
پیشروی کردن / اظهار علاقه کردن
make advances
اصلاحات ایجاد کردن
make alterations
وقت ملاقات گرفتن
make an appointment
اعلام کردن
make an announcement
تلاش کردن
make an attempt
کوشش کردن
make an effort
اشتباه کردن
make an error
فرار کردن
make an escape
استثنا قائل شدن
make an exception
بهانه آوردن
make an excuse
تأثیر گذاشتن
make an impression
مشاهده کردن / اظهار نظر کردن
make an observation
پیشنهاد دادن
make an offer
جبران کردن
make amends
هماهنگی انجام دادن
make arrangements
صبحانه / ناهار / شام درست کردن
make breakfast / lunch / dinner
مطمئن شدن
make certain
روشن کردن / واضح گفتن
make clear
شکلک درآوردن
make faces
معروف کردن
make famous
کسی را مسخره کردن
make fun of someone
سوال یا تحقیق کردن
make inquiries
صلح کردن
make peace
ممکن کردن
make possible
پیشرفت کردن
make progress
پول درآوردن
make money
جا باز کردن
make room
فروش انجام دادن
make sales
منطقی بودن
make sense
کسی را ثروتمند کردن
make someone rich
باعث لبخند کسی شدن
make someone smile
مطمئن شدن
make sure
دردسر درست کردن
make trouble
جنگ راه انداختن
make war
مرتب کردن تخت
make your bed
تصمیم گرفتن
make your mind up
راه خود را باز کردن / رفتن به سمتی
make your way
تمرین فرق do و make
در ادامه یک تمرین 10 سوالی را آماده کردیم. اگر به تمامی مفاهیم این مطلب مسلط باشید، میتوانید به راحتی تمامی تمرینات را پاسخ دهید:
تست تفاوت make و do
خلاصه…
تفاوت Make و Do از آن دسته فعلهایی هستند که خیلی از زبانآموزان را گیج میکنند. اما اگر به کلیت آنها دقت کنید، کم کم تشخیص این دو فعل برایتان آسان میشود. اگر بخواهیم خلاصه بگوییم Do برای فعالیتها و وظایف و make برای ساختن و خلق کردن استفاده میشود.
اگر مطمئن نبودید، کمی مکث کرده و به معنی جمله فکر کنید و با طبیعیترین را انتخاب کنید. با تمرین و تکرار، به راحتی میتوانید فرق do و make را تشخیص دهید.
چنانچه سوالی دارید، حتما در نظرات با ما درمیان بگذارید.
سوالات متداول
فعل do برای فعالیتهای کلی، کارهای روزمره، وظایف و مسئولیتها استفاده میشود، ولی فعل make بیشتر برای ساختن یا خلق کردن چیزی بکار میرود.
بله، برخی ترکیبها با هر دو فعل دیده میشوند اما معنایشان فرق دارد. مثلا:
make a mistake (اشتباه کردن)
do something wrong (کار اشتباه انجام دادن)
برای کارهای خانه مثل ظرف شستن، جارو زدن و لباس شستن از do استفاده میکنیم. مثلا:
I do the dishes every night.
نه، هیچکدام از این دو فعل به طور ذاتی رسمیتر از دیگری نیستند. انتخاب do یا make بستگی به نوع ترکیب و معنای جمله دارد. به طور کلی، هر دو فعل میتوانند در مکالمات رسمی یا غیررسمی استفاده شوند.فرق make و do
از حرفزدن به انگلیسی میترسید؟!
لینگانو دوره مکالمه زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
نوشتن باعث شد از مسیرهایی عبور کنم که فکرش رو نمیکردم. یادگیری زبان انگلیسی یکی از این مسیرها بود که زندگیم رو عوض کرد. الان هم اینجام تا بیشتر دربارهی زبان انگلیسی بنویسم.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید