تفاوت Make و Do در انگلیسی؛ کی از کدام استفاده کنیم؟

تفاوت Make و Do در انگلیسی؛ کی از کدام استفاده کنیم؟

Do و Make مثل دوقلوهای ناهمسانی هستند که اکثر اوقات زبان‌آموزان را گیج می‌کنند. هر دوی این کلمات معنی «انجام شدن» را می‌دهند، اما در موقعیت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از این دو ترکیب بیشتر برای کارهای کلی و وظایف روزانه‌ست و دیگری برای خلق کردن و ساختن. اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که…

زینب احمدی

زینب احمدی

: 1,630

Do و Make مثل دوقلوهای ناهمسانی هستند که اکثر اوقات زبان‌آموزان را گیج می‌کنند. هر دوی این کلمات معنی «انجام شدن» را می‌دهند، اما در موقعیت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از این دو ترکیب بیشتر برای کارهای کلی و وظایف روزانه‌ست و دیگری برای خلق کردن و ساختن. اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که تفاوت Make و Do را نمی‌دانید، در این مطلب از بلاگ لینگانو با زبان ساده، تمرین و مثال‌های کاربردی تفاوت این دو فعل پرکاربرد را یاد می‌گیریم. همراه ما باشید.

فرق بین Do و Make

در نگاه اول، do و make ممکن است خیلی شبیه هم به نظر بیایند. هر دو به انجام کار اشاره دارند، ولی وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، متوجه تفاوت Make و Do در کاربرد این دو می‌شویم.

  • Make بیشتر به نتیجه و محصول نهایی اشاره دارد. یعنی چیزی که ساخته یا خلق می‌شود. مثلا: make dinner, ،make a choice یا make friends
  • Do برای انجام کارها، وظایف و فعالیت‌های روزمره استفاده می‌شود. Do روی فرایند و اقدام تمرکز دارد تا نتیجه. یعنی مسیر عمل مهم است و به دنبال نتیجه نیستیم. مثلا: do the dishes, do homework, یا do a job.

در ادامه موضوعاتی که موجب تفاوت Make و Do را به صورت اجمالی مشخص کردیم:

فرق بین do و make

چه زمانی از Do استفاده کنیم؟

مهم‌ترین دلیل تفاوت Make و Do در نوع کاربرد آن‌ها در جملات است. برای کارها، وظایف، تعهدات و فعالیت‌های روتین و تکراری از do استفاده می‌شود. do در ترکیبات با موضوعات زیر می‌آید:

مطالعه و کار

  • انجام دادن تکالیف (Do homework): I’ll do my homework after dinner (تکالیفم را بعد از شام انجام می‌دهم.)
  • انجام دادن کار (Do work): Joe does a lot of work in the evenings. (جو شب‌ها کلی کار انجام می‌دهد.)
  • تجارت کردن (Do business): They are doing business in Japan. (آن‌ها در ژاپن تجارت می‌کنند.)
  • انجام دادن تکلیف (Do an assignment): I did my assignment last weekend. (آخر هفته گذشته پروژه‌ام را انجام دادم.)
  • گذراندن یک دوره (Do a course): I am doing a photography course. (در حال گذارندن یک دوره عکاسی هستم.)

بیشتر بخوانید

کارهای خانه و فعالیت‌های روتین

  • ظرف شستن (Do the dishes): I do the dishes every evening. (هر شب ظرف‌ها را می‌شویم.)
  • رخت شستن (Do the laundry): Alice does the laundry when she gets home. (آلیس وقتی به خانه می‌رسد، لباس‌ها را می‌شوید.)
  • خرید کردن (Do the shopping): I’ll do the shopping after work. (بعد از کار می‌روم خرید کنم.)
  • اتو کردن (Do the ironing): Lee is doing the ironing right now. (لی الان دارد لباس‌ها را اتو می‌زند.)
  • انجام دادن کارهای خانه (Do housework): She does the housework at the weekends. (او آخر هفته‌ها کارهای خانه را انجام می‌دهد.)
  • استثنا مرتب کردن رخت خواب (make your bed): I make my bed every morning. (هر روز صبح تختم را مرتب می‌کنم.)

استثنا تفاوت make و do : در همه‌ی کارهای خانه از do استفاده می‌شود، ولی برای درست کردن تخت باید از make استفاده کرد؛ چرا که در واقع داریم تخت را به حالت جدیدی مرتب می‌کنیم و آن را به نوعی می‌سازیم. 

فعالیت‌های خوب یا بد

  • خوب عمل کردن (Do well): He did well in his exams. (او در امتحاناتش خوب عمل کرد.)
  • بد عمل کردن (Do badly): I did badly in the race. (من در مسابقه عملکرد بدی داشتم.)
  • کاری انجام دادن/هیچ کاری نکردن/هر کاری کردن (Do something / nothing / anything): They did something exciting last weekend. (آن‌ها آخر هفته یک کار هیجان‌انگیز انجام دادند.)
  • بهترین عملکرد را داشتن (Do your best): He did his best to pass the exam. (تمام تلاشش را کرد تا امتحان را پاس کند.)
  • بیش از حد انجام دادن (Do too much): Rita does too much for her children. (ریتا خیلی برای بچه‌هایش زحمت می‌کشد.)

خود مراقبتی و سلامت

  • ورزش کردن (Do exercise): You should do more exercise. (باید بیشتر ورزش کنی.)
  • یوگا کردن (Do yoga): Anna does yoga twice a week. (آنا هفته‌ای دوبار یوگا تمرین می‌کند.)
  • کاراته، جودو و تمام ورزش‌های رزمی (Do karate / judo / martial arts): Bill does karate in the evenings (بیل شب‌ها کاراته تمرین می‌کند.)
  • درست کردن مو (Do your hair): I have a shower, do my hair, and get dressed. (دوش می‌گیرم، موهایم را درست می‌کنم و لباس می‌پوشم.)
  • درست کردن ناخن‌ها (Do your nails): Lara did my nails last weekend. (لارا آخر هفته ناخن‌هایم را درست کرد.)

چه زمانی از Make استفاده می‌کنیم؟

فرق بین do و make در کاربرد است. هر زمان که بحث ساختن، خلق کردن و یا تولید یک چیزی باشد، باید از make استفاده کرد. در make نتیجه عمل اهمیت دارد. مثلا وقتی می‌گویید make dinner یعنی نتیجه یک بشقاب ماکارونی خوشمزه است.

فرق بین do و make

Make در ترکیب با موضوعات زیر استفاده می‌شود:

غذا و نوشیدنی

  • درست کردن کیک(Make a cake): He made a cake to take to the party. (او یک کیک پخت تا به مهمانی ببرد.)
  • درست کردن قهوه (Make coffee): Ilia makes coffee for his wife every morning. (ایلیا هر صبح برای همسرش قهوه درست می‌کند.)
  • ساندویچ درست کردن (Make a sandwich): I made a sandwich to take to work. (یک ساندویچ درست کردم تا با خودم سر کار ببرم.)
  • درست کردن اسنک (Make a snack): Sid made a snack because he was hungry. (سید گرسنه بود، پس یک میان‌وعده برای خودش درست کرد.)
  • درست کردن صبحانه، ناهار و شام(Make breakfast/lunch/dinner): I’m making dinner – it’ll be ready in about ten minutes. (دارم شام درست می‌کنم – حدود ده دقیقه دیگه آماده‌ست.)
  • درست کردن سالاد (Make a salad): I made a salad for the family picnic. (برای پیک‌نیک خانوادگی سالاد درست کردم.)
  • درست کردن چای (Make a cup of tea): Would you like me to make you a cup of tea? (دوست داری برات یک فنجون چای درست کنم؟)
  • رزرو کردن (Make a reservation): I’ve made a reservation for 7:30 at our favorite restaurant. (برای ساعت ۷:۳۰ توی رستوران مورد علاقه‌مون رزرو کرده‌ام.)

تصمیمات، برنامه ریزی و پیشرفت

  • برنامه ریزی کردن (Make plans): We’re making plans to travel to Australia next year.
    داریم برای سفر به استرالیا در سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • تصمیم گرفتن/ انتخاب کردن(Make a decision/choice): I’ve made my decision – I’m going to go to New York University, not Boston University.
    تصمیم خودم را گرفتم – می‌خواهم بروم دانشگاه نیویورک، نه بوستون.
  • اشتباه کردن (Make a mistake): You made a few mistakes in your calculations – the correct total is $5430, not $4530.
    چند تا اشتباه در محاسباتت داشتی – جمع درست ۵۴۳۰ دلاره، نه ۴۵۳۰.
  • پیشرفت کردن (Make progress): My students are making good progress. Their spoken English is improving a lot.
    دانش‌آموز‌هایی که دارم خیلی خوب پیشرفت می‌کنند. مکالمه انگلیسی‌ آن‌ها خیلی بهتر شده.
  • تلاش کردن (Make an attempt / effort): I’m making an effort to stop smoking this year.
    امسال دارم تلاش می‌کنم سیگار کشیدن را ترک کنم.
  • تصمیم گرفتن (Make up your mind): I can’t make up my mind. Should I buy a desktop or a laptop computer?
    نمی‌توانم تصمیم بگیرم. لپ‌تاپ بخرم یا کامپیوتر؟
  • کشف کردن (Make a discovery): Scientists have made an important discovery in the area of genetics.
    دانشمندان یک کشف مهم در زمینه ژنتیک انجام دادند.
  • لیست کردن (Make a list): I’m making a list of everything we need for the wedding: invitations, decorations, a cake, a band, the dress…
    دارم لیست چیزهایی که برای عروسی نیاز داریم را می‌نویسم: کارت دعوت، تزیینات، کیک، گروه موسیقی، لباس…
  • مطمئن شدن (Make sure): Can you make sure we have enough copies of the report for everybody at the meeting?
    می‌توانی مطمئن بشی که از گزارش به تعداد کافی برای همه در جلسه داریم؟
  • متفاوت بودن (Make a difference): Getting eight hours of sleep makes a big difference in my day. I have more energy!
    خوابیدن به مدت هشت ساعت واقعا روزم را متفاوت می‌کند. کلی انرژی دارم!
  • استثنا قائل شدن (Make an exception): She made an exception for me because my backpack was stolen with my homework inside it.
    برای من استثنا قائل شد چون کیفم که مشق‌هایم در آن بود دزدیده شده بود.
فرق make و do چیست

بیشتر بخوانید

ترس از اسپیکینگ | چرا زبان‌آموزان از اسپیکینگ می‌ترسند و چطور بر این ترس غلبه کنند؟

صحبت کردن و ارتباطات

  • تماس تلفنی داشتن (make a phone call): I need to make a phone call.
    باید یک تماس تلفنی بگیرم.
  • جوک ساختن (make a joke): He made a joke, but it wasn’t very funny and no one laughed.
    یه شوخی کرد، ولی خیلی خنده‌دار نبود و کسی نخندید.
  • نکته ساختن (make a point): Dana made some good points during the meeting; I think we should consider her ideas.
    دانا چند تا نکته خوب در جلسه گفت؛ فکر می‌کنم باید به ایده‌هایش توجه کنیم.
  • شرط بستن (make a bet): I made a bet with Peter to see who could do more push-ups.
    با پیتر شرط بستم تا ببینیم چه کسی می‌تواند بیشتر شنا کند.
  • شکایت کردن (make a complaint): We made a complaint with our internet provider about their terrible service.
    از خدمات افتضاح شرکت اینترنت‌مان شکایت کردیم.
  • اعتراف کردن (make a confession): I need to make a confession: I was the one who ate the last piece of cake.
    باید اعتراف بکنم: آخرین تیکه کیک را من خوردم.
  • سخنرانی کردن (make a speech): The company president made a speech about ethics in the workplace.
    رئیس شرکت یک سخنرانی در مورد اخلاق حرفه‌ای در محل کار انجام داد.
  • پیشنهاد دادن (make a suggestion): Can I make a suggestion? I think you should cut your hair shorter.
    می‌توانم پیشنهاد بدهم؟ به نظرم اگر موهایت را کوتاه‌تر کنی خیلی بهت می‌آید.
  • پیش بینی کردن (make a prediction): It’s difficult to make any predictions about the future of the economy.
    پیش‌بینی کردن آینده اقتصاد واقعاً سخت است.
  • بهانه آوردن (make an excuse): He started making excuses about how he was too busy.
    شروع کرد به بهانه آوردن که سرش خیلی شلوغ بوده است.
  • قول دادن (make a promise): I made a promise to help her whenever she needs it.
    قول دادم هر وقت نیاز داشت کمکش کنم.
  • سرو صدا کردن (make a fuss): Stop making a fuss – he’s only late a couple minutes.
    این‌قدر سر و صدا نکن – فقط چند دقیقه دیر کرده.
  • اظهار نظر کردن (make an observation): I’d like to make an observation about our business plan.
    می‌خواهم یک نکته در مورد طرح تجاری که داریم بیان کنم.
  • نظر دادن (make a comment): The teacher made a few critical comments on my essay.
    معلم چند نظر انتقادی درباره مقاله‌ام داد.

استثنا فرق بین do و make: جمله «make a question» کاملا اشتباه است. وقتی از کسی سوال میپرسیم، یعنی درخواست اطلاعات داریم به همین دلیل تنها باید از ask a question استفاده کنیم. 

یادگیری زبان انگلیسی را از نو تجربه کنید!

لینگانو دوره‌ای جامع آموزش زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین می‌توانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد می‌کنیم از صحفه آن بازدید کنید.

دوره جامع آموزش زبان

پول

  • پول درآوردن (make money): I enjoy my job, but I don’t make very much money.
    من از شغلم لذت می‌برم، اما پول زیادی درنمیارم.
  • به سود رسیدن (make a profit): The new company made a profit within its first year.
    اون شرکت جدید در سال اول به سود رسید.
  • به ثروت رسیدن (make a fortune): He made a fortune after his book hit #1 on the bestseller list.
    بعد از اینکه کتابش پرفروش‌ترین شد، ثروت عظیم به‌دست آورد.
  • پول ساختن ( $make ): I made $250 selling my old CDs on the internet.
    من با فروش CDهای قدیمیم در اینترنت ۲۵۰ دلار درآوردم.

 روابط

  • دوست پیدا کردن (make friends): It’s hard to make friends when you move to a big city.
    وقتی به یک شهر بزرگ اسباب‌کشی می‌کنی، دوست پیدا کردن سخت است.
  • مسخره کردن (make fun of someone) : The other kids made fun of Jimmy when he got glasses, calling him “four eyes.”
    بچه‌های دیگه وقتی جیمی عینکی شد، مسخره‌اش کردن و بهش می‌گفتن “چهارچشمه”.
  • حل شدن مشکل در رابطه (make up): Karen and Jennifer made up after the big fight they had last week.
    کارن و جنیفر بعد از دعوای بزرگی که هفته پیش داشتند، با هم آشتی کردند.

بیشتر بخوانید:

جدول افعال do

در جدول زیر کالوکیشن‌های فعل do را آورده‌ایم. به کمک جدول می‌توانید به سرعت تفاوت بین Make و Do را تشخیص دهید

ترجمه عبارت با Do
گذراندن یک دوره do a course
حل جدول کلمات متقاطع do a crossword
انجام رقص do a dance
نقاشی کشیدن do a drawing
لطف کردن do a favor / favour
انجام یک کار do a job
کشیدن یک نقاشی (رنگ‌آمیزی) do a painting
انجام یک پروژه do a project
انجام یک خدمت do a service
انجام یک تکلیف do an assignment
انجام هر کاری do anything
بد عمل کردن do badly
تجارت کردن do business
انجام کارهای روزمره‌ی خانه do chores
آسیب رساندن do damage
انجام داده همه چیز do everything
تمرین کردن do exercises
کار خوب انجام دادن do good
آسیب زدن do harm
هیچ کاری نکردن do nothing
تحقیق کردن do research
کار درست انجام دادن do right (the right thing)
کاری انجام دادن do something
ظرف‌ها را شستن do the dishes
باغبانی کردن do the gardening
کارهای خانه را انجام دادن do the housework
اتو کردن لباس‌ها do the ironing
شستن لباس‌ها do the laundry
بقیه‌اش را انجام دادن do the rest
خرید کردن do the shopping
شستن (لباس‌ها یا ظرف‌ها) do the washing
خوب عمل کردن do well
کار کردن do work
کار اشتباه انجام دادن do wrong (the wrong thing)
تمام تلاش خود را کردن do your best
موهای خود را درست کردن do your hair
تکالیف خود را انجام دادن do your homework
ناخن‌های خود را درست کردن do your nails
کار را انجام دادن do your work

جدول افعال make

برای تشخیص سریع فرق do با make می‌توانید از جدول کالوکیشن فعل make استفاده کنید.

ترجمه عبارت با Make
شرط‌بندی کردن make a bet
کیک پختن make a cake
تماس گرفتن make a call
تغییر ایجاد کردن make a change
انتخاب کردن make a choice
اظهار نظر کردن make a comment
شکایت کردن make a complaint
اعتراف کردن make a confession
ارتباط برقرار کردن make a connection
درست کردن یک فنجان قهوه/چای make a cup of coffee / tea
قرار گذاشتن make a date
تصمیم گرفتن make a decision
درخواست کردن make a demand
تفاوت ایجاد کردن make a difference
کشف کردن make a discovery
شکلک درآوردن make a face
خودت را مضحکه کردن make a fool of yourself
ثروت زیادی به‌دست آوردن make a fortune
دوست پیدا کردن make a friend
سر و صدا/غر زدن make a noise
شوخی کردن make a joke
صف کشیدن یا خط کشیدن make a line
فهرست تهیه کردن make a list
امرار معاش کردن make a living
ضرر کردن make a loss
بهم ریختگی ایجاد کردن make a mess
اشتباه کردن make a mistake
تیک زدن / لاس زدن با کسی make a pass at someone
تماس تلفنی گرفتن make a phone call
برنامه‌ریزی کردن make a plan
نکته‌ای بیان کردن make a point
پیش‌بینی کردن make a prediction
سود بردن make a profit
قول دادن make a promise
رزرو کردن make a reservation
ساندویچ درست کردن make a sandwich
صحنه‌سازی کردن / جنجال به پا کردن make a scene
صدا تولید کردن make a sound
سخنرانی کردن make a speech
اظهار نظر کردن / بیانیه دادن make a statement
پیشنهاد دادن make a suggestion
پیشروی کردن / اظهار علاقه کردن make advances
اصلاحات ایجاد کردن make alterations
وقت ملاقات گرفتن make an appointment
اعلام کردن make an announcement
تلاش کردن make an attempt
کوشش کردن make an effort
اشتباه کردن make an error
فرار کردن make an escape
استثنا قائل شدن make an exception
بهانه آوردن make an excuse
تأثیر گذاشتن make an impression
مشاهده کردن / اظهار نظر کردن make an observation
پیشنهاد دادن make an offer
جبران کردن make amends
هماهنگی انجام دادن make arrangements
صبحانه / ناهار / شام درست کردن make breakfast / lunch / dinner
مطمئن شدن make certain
روشن کردن / واضح گفتن make clear
شکلک درآوردن make faces
معروف کردن make famous
کسی را مسخره کردن make fun of someone
سوال یا تحقیق کردن make inquiries
صلح کردن make peace
ممکن کردن make possible
پیشرفت کردن make progress
پول درآوردن make money
جا باز کردن make room
فروش انجام دادن make sales
منطقی بودن make sense
کسی را ثروتمند کردن make someone rich
باعث لبخند کسی شدن make someone smile
مطمئن شدن make sure
دردسر درست کردن make trouble
جنگ راه انداختن make war
مرتب کردن تخت make your bed
تصمیم گرفتن make your mind up
راه خود را باز کردن / رفتن به سمتی make your way

تمرین فرق do و make

در ادامه یک تمرین 10 سوالی را آماده کردیم. اگر به تمامی مفاهیم این مطلب مسلط باشید، می‌توانید به راحتی تمامی تمرینات را پاسخ دهید:

تست تفاوت make و do

1.

He has a good job and ______ a lot of money.

2.

Alice ______ very well in her maths test.

3.

Do you want me to ______ you a coffee?

4.

Joe ______ his homework yet.

5.

 The children are ______ a lot of noise right now.

6.

Have you ______ any plans for the weekend yet?

7.

Cara ______ the dishes every evening.

8.

If you want to get fit, you should ______ more exercise.

9.

Luis always ______ dinner as soon as he gets home.

10.

John went into the kitchen to ______ a phone call.

خلاصه…

تفاوت Make و Do از آن دسته فعل‌هایی هستند که خیلی از زبان‌آموزان را گیج می‌کنند. اما اگر به کلیت آن‌ها دقت کنید، کم کم تشخیص این دو فعل برایتان آسان می‌شود. اگر بخواهیم خلاصه بگوییم Do برای فعالیت‌ها و وظایف و make برای ساختن و خلق کردن استفاده می‌شود.

اگر مطمئن نبودید، کمی مکث کرده و به معنی جمله فکر کنید و با طبیعی‌ترین را انتخاب کنید. با تمرین و تکرار، به راحتی می‌توانید فرق do و make را تشخیص دهید.

چنانچه سوالی دارید، حتما در نظرات با ما درمیان بگذارید.

سوالات متداول

فعل do برای فعالیت‌های کلی، کارهای روزمره، وظایف و مسئولیت‌ها استفاده می‌شود، ولی فعل make بیشتر برای ساختن یا خلق کردن چیزی بکار می‌رود.

بله، برخی ترکیب‌ها با هر دو فعل دیده می‌شوند اما معنایشان فرق دارد. مثلا:

  • make a mistake (اشتباه کردن)
  • do something wrong (کار اشتباه انجام دادن)

برای کارهای خانه مثل ظرف شستن، جارو زدن و لباس شستن از do استفاده می‌کنیم. مثلا:

I do the dishes every night. 

نه، هیچ‌کدام از این دو فعل به طور ذاتی رسمی‌تر از دیگری نیستند. انتخاب do یا  make بستگی به نوع ترکیب و معنای جمله دارد. به طور کلی، هر دو فعل می‌توانند در مکالمات رسمی یا غیررسمی استفاده شوند.فرق make و do

از حرف‌زدن به انگلیسی می‌ترسید؟!

 

لینگانو دوره مکالمه زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین می‌توانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد می‌کنیم از صحفه آن بازدید کنید.

دوره مکالمه حرفه‌ای

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز: 4.33 / 5
زینب احمدی
نویسنده: زینب احمدی

نوشتن باعث شد از مسیرهایی عبور کنم که فکرش رو نمی‌کردم. یادگیری زبان انگلیسی یکی از این مسیرها بود که زندگیم رو عوض کرد. الان هم اینجام تا بیشتر درباره‌ی زبان انگلیسی بنویسم.

مشاهده

نظرات دیگران

0 نظر

دیدگاه خود را بنویسید

دریافت مشاوره رایگان 02188016756