انگلیسی بلد بودن خوب است، اما آیا انگلیسی شما پولساز هم هست؟ شما میتوانید راجعبه آبوهوا حرف بزنید، اما آیا میتوانید راجعبه FOB چانه بزنید؟ میتوانید رستوران رزرو کنید، اما آیا میتوانید یک L/C (اعتبار اسنادی) باز کنید؟ در دنیای تجارت بینالملل، زبان انگلیسی یک مهارت نیست، سلاح اصلی شماست. هر کلمهای که اشتباه به کار ببرید، میتواند هزاران دلار…
محسن پرویزی
انگلیسی بلد بودن خوب است، اما آیا انگلیسی شما پولساز هم هست؟
شما میتوانید راجعبه آبوهوا حرف بزنید، اما آیا میتوانید راجعبه FOB چانه بزنید؟ میتوانید رستوران رزرو کنید، اما آیا میتوانید یک L/C (اعتبار اسنادی) باز کنید؟
در دنیای تجارت بینالملل، زبان انگلیسی یک مهارت نیست، سلاح اصلی شماست. هر کلمهای که اشتباه به کار ببرید، میتواند هزاران دلار برای شما هزینه داشته باشد. اینجا دنیای CIF، B/L و MOQ است؛ زبانی مخفی که دانستن آن کافی نیست، باید بر آن مسلط باشید.
این مقاله، رمزگشای این زبان و نقشه راه شما برای تسلط بر مکالمات انگلیسی در صادرات و واردات، از مذاکره تا گمرک است.
اینجا اولین خوان ماجراست. جایی که باید قیمت بگیرید، چانه بزنید و سفارش خود را نهایی کنید.
«اینکوترمز» (Incoterms) قلب تپنده مذاکرات حملونقل هستند. این اصطلاحات که توسط اتاق بازرگانی بینالمللی تعریف شدهاند، مشخص میکنند که مسئولیت خریدار و فروشنده تا کجاست. سه مورد از رایجترین آنها عبارتاند از:
| اصطلاح | مخففِ | معنی ساده |
|---|---|---|
| EXW | Ex Works | (تحویل درب کارخانه) فروشنده کالا را در کارخانه یا انبار خودش به شما تحویل میدهد. تمام هزینهها و ریسک حمل (از درب کارخانه تا مقصد) با شما (خریدار) است. |
| FOB | Free On Board | (تحویل روی عرشه کشتی) فروشنده کالا را تا روی عرشه کشتی در بندر مبدأ میآورد و هزینههای گمرکی مبدأ را پرداخت میکند. به محض اینکه کالا روی کشتی قرار گرفت، ریسک و هزینههای ادامه مسیر با شما (خریدار) است. |
| CIF | Cost, Insurance, and Freight | (هزینه، بیمه و کرایه حمل) فروشنده تمام هزینهها، شامل بیمه و کرایه حمل تا بندر مقصد را پرداخت میکند. البته ریسک، همان لحظهای که کالا روی کشتی در مبدأ قرار گرفت، به خریدار منتقل میشود. |

“Hello, this is [Your Name] from [Your Company]. I’m calling to request a quote for 10,000 units of model X5.”
(سلام، من [نام شما] از [شرکت شما] هستم. برای درخواست قیمت برای ۱۰ هزار واحد از مدل X5 تماس میگیرم.)
“Certainly. For that quantity, we can offer $15 per unit. That would be our EXW price.”
(حتما. برای آن تعداد، میتوانیم قیمت ۱۵ دلار برای هر واحد را پیشنهاد دهیم. این قیمت EXW (درب کارخانه) ما خواهد بود.)
“Thank you. Could you also quote us the CIF price for the Port of Hamburg? Also, what is your MOQ (Minimum Order Quantity)?”
(متشکرم. ممکن است قیمت CIF برای بندر هامبورگ را هم به ما بدهید؟ ضمنا، حداقل میزان سفارش (MOQ) شما چقدر است؟)
“Our MOQ is 5,000 units. I will email you the official proforma invoice with the CIF quote right away.”
(حداقل سفارش ما ۵۰۰۰ واحد است. فورا پیشفاکتور رسمی را همراه با قیمت CIF برایتان ایمیل میکنم.)
Dear [Seller’s Name],
Following our recent quotation, we would like to place a formal order for the following items:
Item: Model X5
Quantity: 10,000 units
Price: $17 per unit (CIF Hamburg)
Total Value: $170,000
Please find our official Purchase Order (PO) attached to this email.
Could you please confirm receipt of this order and provide us with an estimated shipping date?
Best regards,
[Your Name]
این بخش، حساسترین قسمت کار است. جایی که باید راجعبه پول صحبت کنید.
«اعتبار اسنادی» یا L/C، امنترین روش پرداخت برای هر دو طرف است. فکرش را بکنید که بانک، مثل یک داور یا امین قابل اعتماد، وسط معامله میایستد.
خریدار پول را به بانک خود میدهد. بانک خریدار به بانک فروشنده میگوید: «پول پیش من است. به محض اینکه فروشنده اسناد حمل کالا را ارائه داد، پول را آزاد میکنم.»
| اصطلاح پرداخت | توضیح ساده |
|---|---|
| Letter of Credit (L/C) | اعتبار اسنادی: تعهد بانک خریدار به پرداخت پول به فروشنده، به شرط ارائه اسناد مشخص. |
| Telegraphic Transfer (T/T) | حواله تلگرافی/بانکی: همان کارتبهکارت خودمان، اما در سطح بینالمللی. سریع اما ریسکی است (چون پول را قبل از دریافت کالا میدهید). |
| Down Payment | پیشپرداخت: بخشی از پول که در ابتدای کار پرداخت میشود (مثلا ۳۰٪). |
| Cash Against Documents (CAD) | پرداخت در برابر اسناد: شما (خریدار) اسناد حمل را در بانک خود دریافت میکنید و همان لحظه پول را پرداخت میکنید. |
“Regarding our payment terms, our standard policy for new clients is a 30% down payment via T/T, and the remaining 70% via an irrevocable L/C at sight.”
(راجعبه شرایط پرداخت، سیاست استاندارد ما برای مشتریان جدید، ۳۰٪ پیشپرداخت از طریق حواله بانکی (T/T) و ۷۰٪ باقیمانده از طریق اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت (L/C) و دیداری است.)
“A 30% down payment is acceptable. However, establishing an L/C can be time-consuming. Would you consider Cash Against Documents (CAD)?”
(پیشپرداخت ۳۰٪ قابل قبول است. اما، باز کردن L/C میتواند زمانبر باشد. آیا پرداخت در برابر اسناد (CAD) را مد نظر قرار میدهید؟)
“We understand. Let me check with our finance department. We might be able to offer CAD if you can provide trade references.”
(درک میکنم. اجازه دهید با بخش مالی خودمان بررسی کنم. اگر بتوانید معرفهای تجاری ارائه دهید، شاید بتوانیم CAD را بپذیریم.)
وقت آن رسیده است که در محیط کار خود، یک سر و گردن بالاتر باشید! این دوره برای شما طراحی شده است تا با اطمینان کامل، در نگارش ایمیلهای رسمی، ابراز نظر در جلسات بینالمللی و انجام مذاکرات تلفنی استاد شوید. تمامی مهارتهای مورد نیاز برای ستارهشدن در یک محیط کاری بینالمللی، در این دوره جامع یکجا جمع شده است.
آموزش زبان انگلیسی برای کسب و کارکالا آماده است. حالا چطور باید آن را ارسال کرد؟ اینجا پای شرکتهای حمل و نقل به میان میآید.
«Freight Forwarder» یا «متصدی حمل»، در واقع «آژانس مسافرتی» کالای شماست. او کارهای رزرو کشتی یا هواپیما، هماهنگیهای بندر و انبارداری را انجام میدهد.
“Hello, I need to book a shipment for Hamburg. We have one 40-foot container.”
(سلام، نیاز دارم یک محموله برای هامبورگ رزرو کنم. ما یک کانتینر ۴۰ فوتی داریم.)
“Not a problem. Are you looking for ocean freight or air freight? Ocean freight is cheaper but slower.”
(مشکلی نیست. دنبال حمل دریایی هستید یا حمل هوایی؟ حمل دریایی ارزانتر اما آهستهتر است.)
“Ocean freight is fine. What are your current freight rates? And what is the Estimated Time of Arrival (ETA) in Hamburg?”
(حمل دریایی خوب است. نرخهای کرایه حمل شما در حال حاضر چقدر است؟ و زمان تخمینی رسیدن (ETA) به هامبورگ کی است؟)
“I’ll check the rates for you. The current transit time is about 25 days. Please send me the packing list and the cargo dimensions.”
(نرخها را برایتان چک میکنم. مدت زمان حمل در حال حاضر حدود ۲۵ روز است. لطفا لیست بستهبندی و ابعاد بار را برای من ارسال کنید.)

«بارنامه» یا Bill of Lading (به اختصار B/L)، شناسنامه محموله شماست. این سند، مهمترین سند در حملونقل است. چرا؟
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زبانکالا به مقصد رسیده، اما هنوز یک مانع بزرگ وجود دارد: گمرک. تسلط بر آموزش مکالمات انگلیسی در صادرات و واردات در این مرحله، تفاوت بین «ترخیص سریع» و «گیر کردن کالا در انبار» است.
این کلمهها را باید مثل اسم خودتان بلد باشید:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | توضیح ساده |
|---|---|---|
| Customs Clearance | ترخیص گمرکی | فرآیند رسمی که طی آن کالا از گمرک عبور میکند و اجازه ورود به کشور را میگیرد. |
| Customs Duty | حقوق گمرکی | مالیاتی که دولت برای ورود کالا به کشور دریافت میکند. |
| Tariff | تعرفه | لیست رسمی که نشان میدهد هر کالا چقدر باید حقوق گمرکی بپردازد. |
| Certificate of Origin (C/O) | گواهی مبدأ | سندی که نشان میدهد کالا در کدام کشور ساخته شده است. |
| Commercial Invoice | فاکتور تجاری | فاکتور رسمی فروش که ارزش کالا در آن ذکر شده و گمرک بر اساس آن عوارض را محاسبه میکند. |
| Customs Broker | ترخیصکار (کارگزار گمرک) | فرد یا شرکتی که متخصص امور گمرکی است و به نمایندگی از شما کارهای ترخیص را انجام میدهد. |
| Consignment | محموله | کالایی که ارسال شده است. |
| Discrepancy | مغایرت | زمانی که اطلاعات در دو سند با هم نمیخواند (مثلا تعداد کالا در فاکتور و لیست بستهبندی). |
“Good morning. We have an issue with your consignment. There is a discrepancy between the Commercial Invoice and the Packing List.”
(صبح بخیر. ما با محموله شما یک مشکل داریم. بین فاکتور تجاری و لیست بستهبندی شما مغایرت وجود دارد.)
“Oh, I apologize for that. Could you please specify what the discrepancy is? I will contact the shipper (exporter) immediately to get the revised documents.”
(اوه، بابت آن عذرخواهی میکنم. ممکن است دقیقا بفرمایید مغایرت چیست؟ من فورا با فرستنده (صادرکننده) تماس میگیرم تا اسناد اصلاحشده را دریافت کنم.)
“The invoice states 100 units, but the packing list shows 95 units. We cannot release the goods until this is clarified. The Certificate of Origin also seems to be missing.”
(فاکتور ۱۰۰ واحد را ذکر کرده، اما لیست بستهبندی ۹۵ واحد را نشان میدهد. ما نمیتوانیم کالا را ترخیص کنیم تا زمانی که این موضوع روشن شود. به نظر میرسد گواهی مبدأ هم موجود نیست.)
در پایان، این جدول خلاصهای از مهمترین اصطلاحاتی است که در آموزش مکالمات انگلیسی در صادرات و واردات باید بدانید.
| اختصار | نام کامل | معنی |
|---|---|---|
| MOQ | Minimum Order Quantity | حداقل میزان سفارش |
| PO | Purchase Order | سفارش خرید (سند رسمی خریدار) |
| PI | Proforma Invoice | پیشفاکتور (فاکتور اولیه برای تایید) |
| L/C | Letter of Credit | اعتبار اسنادی (روش پرداخت امن بانکی) |
| B/L | Bill of Lading | بارنامه دریایی (سند مالکیت کالا) |
| AWB | Air Waybill | بارنامه هوایی |
| EXW | Ex Works | تحویل درب کارخانه |
| FOB | Free On Board | تحویل روی عرشه کشتی در مبدأ |
| CIF | Cost, Insurance, and Freight | هزینه، بیمه و کرایه حمل تا مقصد |
| ETA | Estimated Time of Arrival | زمان تخمینی رسیدن |
| ETD | Estimated Time of Departure | زمان تخمینی حرکت |
| CAD | Cash Against Documents | پرداخت نقدی در برابر اسناد |
| T/T | Telegraphic Transfer | حواله بانکی |
Proforma Invoice یک پیشفاکتور یا سندی شبیه به پیشنهاد قیمت است که قبل از نهایی شدن معامله صادر میشود تا خریدار بتواند سفارش را تایید کند یا برای L/C اقدام کند. اما Commercial Invoice فاکتور نهایی و رسمی فروش است که پس از تایید سفارش صادر میشود و برای پرداخت و امور گمرکی استفاده میشود.
هیچکدام. مهمترین اصل در تجارت، «شفافیت» (Clarity) است، نه «لهجه» (Accent). زبان انگلیسی در تجارت بینالملل، یک زبان مشترک جهانی است. شما با چینیها، آلمانیها، ترکها و برزیلیها صحبت خواهید کرد که هیچکدام لهجه بومی ندارند. تا زمانی که واضح صحبت کنید و از اصطلاحات درست استفاده کنید، موفق خواهید بود.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید