۱۰۰ اصطلاح روزمره انگلیسی + معنی | PDF

۱۰۰ اصطلاح روزمره انگلیسی + معنی | PDF

اصطلاحات، جعبه مدادرنگی شما در زبان انگلیسی هستند. هر اصطلاح روزمره انگلیسی، یک رنگ جدید است که به کلام شما روح، شخصیت و هیجان می‌بخشد. این اصطلاحات فقط چند جمله زیبا نیستند؛ بلکه کدهای مخفی و زبان خودمانی اهالی آن زبان هستند که به شما اجازه می‌دهند از سطح ترجمه ماشینی فراتر بروید. پس اگر آماده‌اید تا به دنیای سیاه‌وسفید…

محسن پرویزی

محسن پرویزی

: 2,182

اصطلاحات، جعبه مدادرنگی شما در زبان انگلیسی هستند. هر اصطلاح روزمره انگلیسی، یک رنگ جدید است که به کلام شما روح، شخصیت و هیجان می‌بخشد. این اصطلاحات فقط چند جمله زیبا نیستند؛ بلکه کدهای مخفی و زبان خودمانی اهالی آن زبان هستند که به شما اجازه می‌دهند از سطح ترجمه ماشینی فراتر بروید. پس اگر آماده‌اید تا به دنیای سیاه‌وسفید زبان خود رنگ و بو ببخشید، با ما همراه شوید.

PDF اصطلاحات روزمره انگلیسی

صحبت کردن بدون اصطلاحات، مانند آشپزی بدون ادویه است؛ کلام شما شاید درست باشد، اما بی‌مزه و رباتیک به نظر می‌رسد. اصطلاحات، همان چاشنی و فوت کوزه‌گری زبان هستند که به گفتگوی شما طعم، رنگ و شخصیت می‌بخشند.

  • ۱۰۰ اصطلاح پرکاربرد و ضروری
  • درک بهتر فیلم‌ها و موسیقی
  • مثال‌های قابل فهم و کاربردی
  • افزایش اعتمادبه‌نفس
دانلود فایل PDF

اصطلاح‌های مهم درباره احساسات و حالت‌های روانی

این اصطلاحات به شما کمک می‌کنند تا احساسات خود را به شکلی طبیعی‌تر و تصویرسازتر از کلمه‌های ساده‌ای مانند happy یا sad بیان کنید.

۱. On cloud nine

  • ترجمه تحت‌اللفظی: روی ابر شماره نُه
  • معنی واقعی: بسیار بسیار خوشحال و مسرور بودن.
  • مثال: When she got the job offer, she was on cloud nine for a week. (وقتی پیشنهاد شغلی را گرفت، تا یک هفته در آسمان‌ها سیر می‌کرد.)

۲. (Feeling) under the weather

  • ترجمه تحت‌اللفظی: زیر آب و هوا (بودن)
  • معنی واقعی: کمی ناخوش بودن، حال خوشی نداشتن (اما نه لزوما یک بیماری جدی).
  • مثال: I’m feeling a bit under the weather today, so I think I’ll stay home. (امروز کمی کسالت دارم، برای همین فکر کنم در خانه بمانم.)

۳. My blood is boiling

  • ترجمه تحت‌اللفظی: خونم در حال جوشیدن است.
  • معنی واقعی: بسیار عصبانی بودن.
  • مثال: When he lied to my face, it made my blood boil. (وقتی در چشمانم نگاه کرد و دروغ گفت، خونم به جوش آمد.)

با مینی‌دوره کالوکیشن لینگانو، انگلیسی را طبیعی و حرفه‌ای صحبت کنید!

در این دوره ۱۲ جلسه‌ای ویدئویی، پرکاربردترین ترکیب‌های کلمات انگلیسی را یاد می‌گیرید و با مثال‌های واقعی و تمرین‌های عملی، مهارت مکالمه و نوشتار خود را تقویت می‌کنید. با دسترسی همیشگی به دوره و پشتیبانی ۲۴ ساعته اساتید لینگانو، می‌توانید به سبک خودتان و با اعتماد به نفس بالا، انگلیسی را روان و طبیعی صحبت کنید.

دوره آموزش لغات انگلیسی و کالوکیشن

۴. Get cold feet

  • ترجمه تحت‌اللفظی: پاهای سرد گرفتن
  • معنی واقعی: ترسیدن و منصرف شدن از انجام کاری در لحظه آخر.
  • مثال: He was going to ask her to marry him, but he got cold feet. (او می‌خواست از دختر تقاضای ازدواج کند، اما لحظه آخر جا زد.)

۵. Face the music

  • ترجمه تحت‌اللفظی: با موسیقی روبرو شدن
  • معنی واقعی: پذیرفتن عواقب منفی یک کار اشتباه.
  • مثال: After failing the exam, he had to go home and face the music. (بعد از رد شدن در امتحان، او مجبور بود به خانه برود و با عواقب کارش روبرو شود.)

۶. Drive someone up the wall

  • ترجمه تحت‌اللفظی: کسی را تا بالای دیوار راندن
  • معنی واقعی: کسی را به شدت عصبانی یا کلافه کردن.
  • مثال: My little brother’s constant questions drive me up the wall. (سوال‌های بی‌وقفه برادر کوچکم مرا دیوانه می‌کند.)

۷. Have butterflies in one’s stomach

  • ترجمه تحت‌اللفظی: داشتن پروانه در معده
  • معنی واقعی: احساس دلشوره و هیجان (معمولا به خاطر اضطراب یا عشق).
  • مثال: I always have butterflies in my stomach before a presentation. (من همیشه قبل از ارائه، دلشوره دارم.)

۸. Bent out of shape

  • ترجمه تحت‌اللفظی: از شکل خارج شده
  • معنی واقعی: عصبانی یا ناراحت شدن از چیزی (معمولا بیش از حد لازم).
  • مثال: Don’t get bent out of shape over such a small mistake. (به خاطر یک اشتباه به این کوچکی، اینقدر به هم نریز.)

۹. Over the moon

  • ترجمه تحت‌اللفظی: بالای ماه
  • معنی واقعی: بسیار خوشحال و هیجان‌زده. شبیه به On cloud nine.
  • مثال: She was over the moon when she won the lottery. (وقتی بخت‌آزمایی را برد، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید.)

۱۰. Let off some steam

  • ترجمه تحت‌اللفظی: کمی بخار خالی کردن
  • معنی واقعی: خالی کردن انرژی یا عصبانیت انباشته‌شده از طریق یک فعالیت.
  • مثال: After a stressful week at work, I like to go for a run to let off some steam. (بعد از یک هفته پر استرس کاری، دوست دارم بروم بدوم تا خودم را خالی کنم.)
اصطلاح روزمره انگلیسی درباره حالت روانی های مختلف

عبارت‌های مرتبط با موفقیت و شکست

این عبارت‌ها به شما کمک می‌کنند تا درباره تلاش، پیروزی و شکست به شکلی الهام‌بخش‌تر صحبت کنید.

۱۱. The ball is in your court

  • ترجمه تحت‌اللفظی: توپ در زمین شماست.
  • معنی واقعی: نوبت تو است که تصمیم بگیری یا اقدام کنی.
  • مثال: I’ve done everything I can. Now the ball is in your court. (من هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم. حالا دیگر نوبت توست.)

۱۲. Break a leg

  • ترجمه تحت‌اللفظی: پایت بشکند!
  • معنی واقعی: موفق باشی! (این یک اصطلاح روزمره انگلیسی است که به طور کنایه‌آمیز برای آرزوی موفقیت، به خصوص قبل از اجرای روی صحنه، به کار می‌رود.)
  • مثال: You have an exam tomorrow? Break a leg! (فردا امتحان داری؟ موفق باشی!)

۱۳. Cut corners

  • ترجمه تحت‌اللفظی: گوشه‌ها را بریدن
  • معنی واقعی: انجام دادن کاری به ساده‌ترین، سریع‌ترین یا ارزان‌ترین شکل ممکن، معمولا با قربانی کردن کیفیت.
  • مثال: The company cut corners on safety procedures, and now they have to face the consequences. (شرکت در رویه‌های ایمنی ماست‌مالی کرد و حالا باید با عواقب آن روبرو شود.)

۱۴. Go the extra mile

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یک مایل اضافه رفتن
  • معنی واقعی: فراتر از وظیفه و انتظار تلاش کردن.
  • مثال: She’s a great employee. She always goes the extra mile to help customers. (او کارمند فوق‌العاده‌ای است. همیشه برای کمک به مشتریان، سنگ تمام می‌گذارد.)

۱۵. Hit the nail on the head

  • ترجمه تحت‌اللفظی: میخ را روی سرش زدن
  • معنی واقعی: دقیقا به هدف زدن، حرف یا کار کاملا درستی را انجام دادن.
  • مثال: You hit the nail on the head when you said our main problem is communication. (دقیقا زدی به هدف وقتی گفتی مشکل اصلی ما ارتباطات است.)

۶ ساعت تا یادگیری ۳۵۰ لغت ضروری انگلیسی

با مینی‌دوره صوتی Oxford Word Skills لینگانو، در کمتر از ۶ ساعت بیش از ۳۵۰ لغت کاربردی و روزمره را با تلفظ دقیق و مثال‌های واقعی یاد می‌گیرید. تمام جلسات قابل دانلود هستند و با جزوه، آزمون و پشتیبانی کامل همراه می‌شوند تا یادگیری شما سریع، آسان و ماندگار باشد.

مینی دوره Oxford Word Skills

۱۶. Back to the drawing board

  • ترجمه تحت‌اللفظی: بازگشت به تخته رسم
  • معنی واقعی: شروع کردن دوباره از اول، به دلیل شکست خوردن برنامه اولیه.
  • مثال: Our proposal was rejected, so it’s back to the drawing board. (پیشنهاد ما رد شد، پس باید از اول شروع کنیم.)

۱۷. Get the ball rolling

  • ترجمه تحت‌اللفظی: توپ را به غلتیدن واداشتن
  • معنی واقعی: شروع کردن یک فرآیند یا فعالیت.
  • مثال: Let’s get the ball rolling on this project. Who wants to start? (بیایید این پروژه را استارت بزنیم. چه کسی می‌خواهد شروع کند؟)

۱۸. Bite off more than you can chew

  • ترجمه تحت‌اللفظی: بیشتر از چیزی که می‌توانی بجوی، گاز زدن.
  • معنی واقعی: برداشتن لقمه بزرگ‌تر از دهان، قبول کردن مسئولیتی بیش از توان.
  • مثال: He bit off more than he could chew by accepting three projects at the same time. (او با قبول کردن سه پروژه همزمان، لقمه بزرگ‌تر از دهانش برداشت.)

۱۹. Up in the air

  • ترجمه تحت‌اللفظی: در هوا
  • معنی واقعی: نامشخص، قطعی نشده.
  • مثال: Our travel plans are still up in the air. (برنامه‌های سفر ما هنوز روی هواست.)

۲۰. To be on the same page

  • ترجمه تحت‌اللفظی: در یک صفحه بودن
  • معنی واقعی: تفاهم داشتن، نظر یکسانی داشتن.
  • مثال: Before we make a decision, let’s make sure everyone is on the same page. (قبل از اینکه تصمیم بگیریم، بیایید مطمئن شویم که همه با هم هم‌نظر هستیم.)
اصطلاح روزمره انگلیسی مرتباط با موفقیت و شکست

عبارت های کنایی انگلیسی درباره پول و کار

این عبارت‌ها در محیط‌های کاری و گفتگوهای مالی بسیار رایج هستند.

۲۱. To be in the red

  • ترجمه تحت‌اللفظی: در (رنگ) قرمز بودن
  • معنی واقعی: ضرر کردن، بدهکار بودن.
  • مثال: The company has been in the red for three consecutive years. (شرکت سه سال متوالی در ضرر بوده است.)

۲۲. (To be) in the black

  • ترجمه تحت‌اللفظی: در (رنگ) سیاه بودن
  • معنی واقعی: سود کردن، وضعیت مالی خوبی داشتن.
  • مثال: Thanks to the new product, we are finally in the black. (به لطف محصول جدید، بالاخره به سود رسیده‌ایم.)

۲۳. A blessing in disguise

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یک موهبت در لباس مبدل
  • معنی واقعی: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؛ چیزی که در ابتدا بد به نظر می‌رسد اما در نهایت نتیجه خوبی دارد.
  • مثال: Losing that job was a blessing in disguise; I found a much better one. (از دست دادن آن شغل یک موهبت پنهان بود؛ من یک شغل خیلی بهتر پیدا کردم.)

۲۴. Learn the ropes

  • ترجمه تحت‌اللفظی: طناب‌ها را یاد گرفتن
  • معنی واقعی: فوت و فن کاری را یاد گرفتن، چم و خم کار دست آمدن.
  • مثال: It took me a few weeks to learn the ropes at my new job. (چند هفته طول کشید تا در شغل جدیدم، کار را یاد بگیرم.)

۲۵. Call it a day

  • ترجمه تحت‌اللفظی: آن را یک روز نامیدن
  • معنی واقعی: تمام کردن کار برای آن روز.
  • مثال: We’ve been working for 10 hours. Let’s call it a day. (ما ۱۰ ساعت است که کار می‌کنیم. بیایید برای امروز کار را تمام کنیم.)

آخرین دوره زبان انگلیسی اینجاست!

ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کرده‌ایم. این دوره، تمام مهارت‌های چهارگانه را پوشش می‌دهد و مانند یک معلم خصوصی، گام‌به‌گام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یک‌بار!

دوره جامع آموزش زبان

۲۶. Think outside the box

  • ترجمه تحت‌اللفظی: بیرون از جعبه فکر کردن
  • معنی واقعی: خلاقانه و متفاوت فکر کردن.
  • مثال: To solve this problem, we need to think outside the box. (برای حل این مشکل، ما باید خلاقانه فکر کنیم.)

۲۷. A long shot

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یک شلیک از راه دور
  • معنی واقعی: تیری در تاریکی، امری که احتمال موفقیت آن بسیار کم است.
  • مثال: Winning the championship is a long shot, but we’re not giving up. (قهرمان شدن خیلی محتمل نیست، اما ما تسلیم نمی‌شویم.)

۲۸. Give someone the green light

  • ترجمه تحت‌اللفظی: به کسی چراغ سبز دادن
  • معنی واقعی: اجازه شروع کاری را دادن.
  • مثال: The manager gave us the green light to start the new project. (مدیر به ما برای شروع پروژه جدید، چراغ سبز نشان داد.)

۲۹. On the ball

  • ترجمه تحت‌اللفظی: روی توپ
  • معنی واقعی: هوشیار، سریع و کارآمد بودن.
  • مثال: Our new intern is really on the ball. She learns very quickly. (کارآموز جدید ما واقعا کاردرست است. خیلی سریع یاد می‌گیرد.)

۳۰. Rule of thumb

  • ترجمه تحت‌اللفظی: قانون انگشت شست
  • معنی واقعی: یک قاعده یا اصل کلی و تجربی که همیشه دقیق نیست اما در بیشتر موارد کاربرد دارد.
  • مثال: As a rule of thumb, you should add salt before the water boils. (به عنوان یک قاعده کلی، شما باید قبل از جوش آمدن آب، نمک را اضافه کنید.)
زبان ساده و مستقیم زبان رنگارنگ و اصطلاحی
Let’s finish work for today Let’s call it a day
You need to think creatively You need to think outside the box
I was very happy I was on cloud nine
It’s very unlikely to happen It’s a long shot

جمله و آیدیم (Idioms) راجع‌به تعاملات اجتماعی

این عبارت‌ها به شما کمک می‌کنند تا در موقعیت‌های اجتماعی، طبیعی‌تر و صمیمی‌تر به نظر برسید.

اصطلاح های که موقعیت اجتماعی ربط دارند

۳۱. Speak of the devil

  • ترجمه تحت‌اللفظی: از شیطان صحبت کن!
  • معنی واقعی: حلال‌زاده است! (وقتی در حال صحبت درباره کسی هستید و همان شخص ناگهان از راه می‌رسد.)
  • مثال: Did you hear what happened to John yesterday? Oh, speak of the devil, here he comes. (شنیدی دیروز چه اتفاقی برای جان افتاد؟ اوه، حلال‌زاده است، خودش آمد.)

۳۲. Get something off your chest

  • ترجمه تحت‌اللفظی: چیزی را از روی سینه‌ات برداشتن
  • معنی واقعی: سفره دل را باز کردن، حرفی را که مدت‌ها در دل نگه داشته‌اید، گفتن.
  • مثال: I need to get something off my chest. I’m not happy with our project. (باید حرف دلم را بزنم. من از پروژه ما راضی نیستم.)

۳۳. Let the cat out of the bag

  • ترجمه تحت‌اللفظی: گربه را از کیسه بیرون انداختن
  • معنی واقعی: لو دادن یک راز به صورت تصادفی.
  • مثال: It was supposed to be a surprise party, but my sister let the cat out of the bag. (قرار بود یک مهمانی غافلگیرکننده باشد، اما خواهرم دهن‌لقی کرد و همه چیز را لو داد.)

۳۴. Bite your tongue

  • ترجمه تحت‌اللفظی: زبانت را گاز بگیر.
  • معنی واقعی: جلوی خود را برای نگفتن حرفی گرفتن.
  • مثال: I had to bite my tongue to stop myself from criticizing his work. (مجبور شدم جلوی زبانم را بگیرم تا از کارش انتقاد نکنم.)

۳۵. Spill the beans

  • ترجمه تحت‌اللفظی: لوبیاها را ریختن
  • معنی واقعی: لو دادن راز، بند را آب دادن. شبیه به Let the cat out of the bag.
  • مثال: Come on, spill the beans! What did he say? (یالا، همه‌چیز رو تعریف کن! او چه گفت؟)

۳۶. Break the ice

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یخ را شکستن
  • معنی واقعی: شروع کردن یک گفتگو در یک موقعیت ناآشنا برای از بین بردن سکوت و خجالت اولیه.
  • مثال: Telling a joke is a good way to break the ice at a party. (گفتن یک جوک، راه خوبی برای یخ‌شکنی در یک مهمانی است.)

۳۷. See eye to eye

  • ترجمه تحت‌اللفظی: چشم در چشم دیدن
  • معنی واقعی: هم‌نظر بودن، کاملا موافق بودن.
  • مثال: My father and I don’t see eye to eye on politics. (من و پدرم در مسائل سیاسی با هم تفاهم نداریم.)

۳۸. A piece of cake

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یک تکه کیک
  • معنی واقعی: مثل آب خوردن، بسیار آسان.
  • مثال: The exam was a piece of cake. (امتحان مثل آب خوردن بود.)

۳۹. Once in a blue moon

  • ترجمه تحت‌اللفظی: یک بار در یک ماه آبی
  • معنی واقعی: خیلی به ندرت، سالی یک بار.
  • مثال: I only see my old friends once in a blue moon. (من دوستان قدیمی‌ام را خیلی به ندرت می‌بینم.)

۴۰. It’s not rocket science

  • ترجمه تحت‌اللفظی: علم موشک نیست.
  • معنی واقعی: آنقدرها هم کار پیچیده‌ای نیست.
  • مثال: Don’t worry, you can learn how to use this software. It’s not rocket science. (نگران نباش، می‌توانی کار با این نرم‌افزار را یاد بگیری. شاخ غول که نمی‌خواهی بشکنی.)

سوالات متداول

بهترین راه، یادگیری در بستر داستان و تصویرسازی است. برای هر اصطلاح، یک تصویر خنده‌دار یا یک داستان کوتاه در ذهن خود بسازید. مثلا برای spill the beans، تصور کنید کسی کیسه لوبیا را می‌ریزد و رازها هم همراه آن بیرون می‌ریزند. این نوع یادگیری بسیار عمیق‌تر است.

بیشتر اصطلاحات ذکر شده در این فهرست، غیررسمی یا نیمه‌رسمی هستند و برای زبان انگلیسی روزمره مناسب‌اند. در موقعیت‌های بسیار رسمی مانند یک سخنرانی آکادمیک یا یک نامه اداری، بهتر است از زبان رسمی‌تر و مستقیم‌تر استفاده کنید. همیشه به موقعیت و مخاطب خود توجه کنید.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز: 0 / 5
محسن پرویزی
نویسنده: محسن پرویزی

انگلیسی همیشه برایم چغر و بدبدن بود؛ اما بالاخره سه سالی است که به سیم آخر زده‌ام تا پشتش را به خاک بمالم. هنوز ضربه فنی نشده ولی تا الان یکی دوباری بارانداز و درخت‌شکن خورده است! آن‌قدر اینجا می‌نویسم تا باهم فیتیله‌اش را بپیچیم!

مشاهده

نظرات دیگران

0 نظر

دیدگاه خود را بنویسید

دریافت مشاوره رایگان