امکان ندارد که گیمر باشید ولی پدر و مادرتان گیر نداده باشند: «چخبره؟! یکم هم درس بخون!»پدر و مادرها فکر میکنند بازیکردن چیزی بیخود است که فقط وقت آدم را هدر میدهد. آنها باورشان نمیشود که این زمان را میتوان به کلاس درس زبان تبدیل کرد! بیایید ببینیم چطور میشود از بازی های ویدیویی در یادگیری زبان انگلیسی بهره ببریم….
محسن پرویزی
امکان ندارد که گیمر باشید ولی پدر و مادرتان گیر نداده باشند: «چخبره؟! یکم هم درس بخون!»
پدر و مادرها فکر میکنند بازیکردن چیزی بیخود است که فقط وقت آدم را هدر میدهد. آنها باورشان نمیشود که این زمان را میتوان به کلاس درس زبان تبدیل کرد! بیایید ببینیم چطور میشود از بازی های ویدیویی در یادگیری زبان انگلیسی بهره ببریم. میخواهیم با مثالهای واقعی این ادعا را ثابت کنیم!
دلایل زیادی وجود دارد که بازی های ویدیویی را به یک ابزار کمکآموزشی قدرتمند در یادگیری زبان تبدیل میکند:
یکی از بهترین راههای یادگیری زبان، قرار گرفتن در محیط آن زبان است. بازیهای ویدیویی، بهویژه آنهایی که داستانمحور یا نقشآفرینی هستند، شما را در دنیایی غنی از زبان انگلیسی غرق میکنند.
فکر کنید در شهرهای شلوغ و پرماجرای Grand Theft Auto V رانندگی میکنید و به موزیک انگلیسی یا مکالمههای شخصیتهای اصلی گوش میدهید.
شما دائما در حال شنیدن گفتگوها، خواندن دستورالعملها، نام آیتمها و زیرنویسها هستید. این مواجهه مداوم و طبیعی با زبان، بسیار شبیه به زندگی در یک کشور انگلیسیزبان است، با این تفاوت که در اتاق خودتان نشستهاید! این غوطهوری ناخودآگاه باعث میشود الگوهای زبانی و واژگان جدید در ذهن شما بنشیند.

اجازه دهید صادق باشیم! چه چیزی انگیزهبخشتر از تفریح است؟! وقتی کاری برایتان جذاب باشد، بدون احساس خستگی و با اشتیاق بیشتری آن را دنبال میکنید. بازیها ذاتا سرگرمکننده هستند. شما برای پیشرفت در بازی، حل معماها و شکست دادن دشمنان، ناچارید زبان انگلیسی به کار رفته در بازی را بفهمید.
فرض کنید در یک بازی برای پیدا کردن مسیر یا فعال کردن یک معبد باستانی، باید راهنماییهای شخصیتها یا متون قدیمی را بخوانید و بفهمید. این نیاز، انگیزه درونی قدرتمندی برای یادگیری ایجاد میکند. دیگر خبری از کسالت کلاسهای سنتی نیست؛ اینجا یادگیری بخشی از لذت بازی است.
لینگانو دورهای جامع آموزش زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
دوره جامع آموزش زبانحفظ کردن لغتهای بیربط و خارج از متن، یکی از کماثرترین روشهای یادگیری واژگان است. در بازیهای ویدیویی، شما کلمات و عبارات جدید را در موقعیتهای واقعی و معنادار یاد میگیرید. برای مثال، در بازی Stardew Valley، شما برای مدیریت مزرعه خود باید نام انواع بذر (seeds)، ابزار (tools) مانند بیل (hoe) و آبپاش (watering can)، انواع ماهیها (fish) و محصولات کشاورزی (crops) را یاد بگیرید. این یادگیری در حین عمل کاشت، داشت، برداشت و فروش محصولات اتفاق میافتد و بسیار ماندگار است.
یا در بازی The Witcher 3, وقتی شخصیت گرالت برای ساختن یک معجون (potion) نیاز به جمعآوری گیاهان خاصی (herbs) مثل “Celandine” یا “Wolfsbane” دارد، شما نه تنها نام آنها، بلکه شکل ظاهری و کاربردشان را نیز در محیط بازی میبینید و یاد میگیرید. این نوع یادگیری بسیار ماندگارتر از حفظ طوطیوار لغات است.
بسیاری از بازیهای امروزی دارای صداپیشگی حرفهای و گفتگوهای طبیعی هستند. بازیهایی چون The Last of Us Part I & II, Red Dead Redemption 2 یا God of War به خاطر صداپیشگی سینمایی، دیالوگهای پراحساس و طبیعی و داستانگویی قویشان شهرت جهانی دارند.
گوش دادن به شخصیتها با لهجهها و احساسات مختلف (از آرامش و مهربانی گرفته تا خشم و اضطراب) تمرین فوقالعادهای برای لیسنینگ است. میتوانید با فعال کردن زیرنویس انگلیسی شروع کنید و بهتدریج سعی کنید بدون زیرنویس متوجه صحبتها شوید. این تمرین به شما کمک میکند تا گوشتان به شنیدن انگلیسی واقعی و متنوع عادت کند، نه فقط انگلیسی کتابی و شمرده کلاسهای درس.

بازیها پر از متن هستند! از منوها و راهنماییها گرفته تا زیرنویس گفتگوها، نامهها، کتابها، یادداشتها و توضیحات آیتمها در بازی.
در بازیهایی مانند سری Fallout یا Dragon Age: Inquisition، شما با حجم عظیمی از متن در قالب داستانهای پسزمینه و گزارشها روبهرو میشوید که خواندن آنها مهارت درک مطلب و دایره واژگان نوشتاری شما را به شدت تقویت میکند.
حتی در بازیهای اکشن مانند DOOM Eternal هم کُدکسهایی (Codex entries) وجود دارد که داستان و جزئیات دنیای بازی را شرح میدهند و خواندنشان مفید است. سرعت خواندن شما به مرور افزایش مییابد و درک مطلبتان نیز بهتر میشود.
تصویر زیر، از بازی Sniper Elite گرفته شده است که یک نامه محرمانه از دشمن را نشان میدهد:

در بسیاری از بازیها، برای پیشرفت باید دستورالعملها را دنبال کنید، معماها را حل کنید یا استراتژی بچینید. همه اینها نیازمند درک دقیق زبان انگلیسی است. شما یاد میگیرید که چطور از زبان برای رسیدن به یک هدف مشخص استفاده کنید.
برای مثال، در بازی Portal 2، باید توضیحات ربات بامزه و گاهی طعنهآمیز بازی به نام Wheatley را دقیق بفهمید تا بتوانید معماهای فضایی پیچیده را با استفاده از تفنگ پورتال حل کنید. اگر متوجه نشوید چه میگوید یا راهنماییهای روی دیوار را نخوانید، قطعا در بازی گیر میکنید!
بازیهای آنلاین چندنفره (Multiplayer Online Games) فرصتی عالی برای تمرین صحبت کردن هستند. در بازیهایی مانند Among Us, Fortnite, Call of Duty: Warzone, League of Legends یا World of Warcraft، شما میتوانید با بازیکنان دیگر از سراسر جهان به زبان انگلیسی ارتباط برقرار کنید (معمولا از طریق چت صوتی یا متنی).
هماهنگی با همتیمیها، پرسیدن سوال، دادن اطلاعات و حتی شوخی کردن، همگی تمرین مکالمه واقعی هستند. شاید اولش کمی استرس داشته باشید، اما به مرور اعتمادبهنفس شما برای صحبت کردن بالا میرود. هرچه بیشتر تمرین کنید، روانتر میشوید.
لینگانو دوره مکالمه زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
دوره مکالمه حرفه ایتقریبا هر نوع بازی میتواند به نوعی مفید باشد، اما برخی سبکها تاثیرگذاری بیشتری دارند:
این بازیها معمولا داستانهای غنی، شخصیتهای پرگو و انتخابهای گفتگو محور دارند. این بازیها سرشار از دیالوگ، متن و واژگان متنوع هستند. شما باید با شخصیتهای مختلف صحبت کنید، داستان را دنبال کنید و تصمیم بگیرید. این بهترین فرصت برای یادگیری زبان در یک بستر داستانی جذاب است. برای نمونه:
این سبک هم معمولا تاکید زیادی بر داستان، حل معما و کاوش دارد. بازیهایی مانند Life is Strange, Detroit: Become Human, The Walking Dead (Telltale series) یا آثار کلاسیکی چون Grim Fandango پر از گفتگو و متن هستند و شما را مجبور میکنند برای پیشرفت، به زبان توجه کنید.
بازیهایی مانند The Sims 4 که زندگی روزمره را شبیهسازی میکنند، پر از واژگان مربوط به فعالیتهای عادی، اشیا خانه، شغلها و تعاملات اجتماعی هستند. این کلمهها بسیار کاربردیاند. حتی بازیهای شبیهسازی خاصتر مانند Microsoft Flight Simulator میتوانند منبع خوبی برای یادگیری اصطلاحات تخصصی (مثلا هوانوردی) باشند.
بازیهایی مثل Civilization VI, Age of Empires IV یا StarCraft II شما را با واژگان مربوط به تاریخ، سیاست، مدیریت منابع، فناوری و جنگ آشنا میکنند. خواندن توضیحات واحدها (units)، ساختمانها (buildings) و فناوریها (technologies) دایره لغات شما را گسترش میدهد.
صرفا بازی کردن کافی نیست. برای اینکه بیشترین بهره را از بازی های ویدیویی در یادگیری زبان ببرید، باید هوشمندانه عمل کنید:
بازیای را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید، اما سطح زبان آن نیز برایتان قابل فهم باشد (نه خیلی سخت، نه خیلی آسان). اگر تازه کار هستید، میتوانید با دوستتان بازی IT takes two را شروع کنید. بازی مشهور و فوقالعادهای که کلی سروصدا کرده است.

این اولین و مهمترین قدم است. زبان منوها، صداها و زیرنویسها را روی انگلیسی بگذارید.
اگر مبتدی هستید، با زیرنویس انگلیسی شروع کنید. سعی کنید همزمان به صدا گوش دهید و متن را بخوانید. وقتی کمی پیشرفت کردید، سعی کنید زیرنویس را غیرفعال کنید و ببینید چقدر متوجه میشوید. اگر دیالوگی را نفهمیدید، میتوانید دوباره با زیرنویس، آن بخش را ببینید.
فقط بازی نکنید که تمام شود! به زبان توجه کنید. کلمههای جدید را جایی یادداشت کنید (مثلا در یک دفترچه یا با استفاده از اپلیکیشنهای لغت مثل انکی) یا از ابزارهای لغتنامه در گوشی یا رایانه کمک بگیرید. سعی کنید جملات جالب یا کاربردی را به خاطر بسپارید یا حتی با صدای بلند تکرار کنید. خلاصه که باید خودتان فعال باشید.
نترسید که یک مرحله یا یک گفتگو را چند بار تکرار کنید تا مفاهیم و واژگان آن را بهتر بفهمید. تکرار مادر یادگیری است.
برای خودتان هدفهای کوچک تعیین کنید. مثلا: «امروز سعی میکنم تمام توضیحات آیتمهای جدیدی که در بازی Diablo IV پیدا میکنم را بخوانم و بفهمم» یا «در بازی آنلاین بعدی Overwatch 2، سعی میکنم حداقل سه بار از چت صوتی برای دادن اطلاعات به همتیمیهایم استفاده کنم»
بسیاری از بازیها انجمنهای آنلاینی (مانند Reddit یا Discord) دارند که طرفداران درباره بازی، استراتژیها و داستان آن بحث میکنند. خواندن و مشارکت در این بحثها به زبان انگلیسی، تمرین خوبی برای مهارت خواندن و نوشتن است.
یادتان باشد بازی های ویدیویی فقط یکی از ابزارها در یادگیری زبان هستند. نباید جایگزین کامل سایر روشها مانند کلاس درس، کتاب خواندن، تماشای فیلمهای آموزشی یا صحبت با یک معلم یا همراه زبان (language partner) شوند. خلاصه هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. پس از بازیها به عنوان مکمل لذتبخش برنامه یادگیری خود استفاده کنید.

البته که بله! هیچ روشی بینقص نیست. استفاده از بازیها برای یادگیری زبان هم ممکن است با چالشهایی همراه باشد:
حتما بازی کنید! اما هوشمندانه. بازی های ویدیویی ابزاری فوقالعاده سرگرمکننده برای تقویت یادگیری زبان انگلیسی شما باشند، به شرطی که با هدف و برنامه از آنها استفاده کنید. آنها میتوانند انگیزه شما را بالا ببرند، شما را در زبان غوطهور کنند و واژگان و عبارات را به شکلی ماندگار به شما بیاموزند.
پس دفعه بعدی که دسته بازی را به دست میگیرید یا پای ایکسباکس مینشینید، عذاب وجدان نداشته باشید. به این فکر کنید که در حال ورود به یک کلاس درس تعاملی و هیجانانگیز هستید. زبان بازی را انگلیسی کنید، به گفتگوهای شخصیتهایی مانند Ellie در The Last of Us گوش دهید، متنها و نامههای پراکنده در دنیای Cyberpunk 2077 را بخوانید، یا سعی کنید در Among Us با استدلال انگلیسی، دیگران را قانع کنید که شما خائن نیستید!
بازی کردن به تنهایی کافی نیست، اما یک مکمل بسیار قوی و جذاب برای سایر روشهای یادگیری (کلاس، کتاب، فیلم و مانند اینها) است. بازیها بهویژه در تقویت دایره واژگان (مثل یادگیری نام تجهیزات در Call of Duty)، مهارت شنیداری (مانند فهمیدن لهجههای مختلف در Assassin’s Creed Valhalla) و ایجاد انگیزه، عالی هستند. برای یادگیری جامع، بهتر است از ترکیب روشهای مختلف استفاده کنید.
اگر سطح زبان شما مبتدی یا متوسط است، بازیهایی با داستان خطیتر، دیالوگهای واضحتر و شاید سرعت کمتر، انتخابهای بهتری هستند. بازیهای ماجراجویی اشاره و کلیک (مانند سری Monkey Island)، بازیهای نقشآفرینی سادهتر (مانند Pokémon)، بازیهای شبیهسازی مانند The Sims یا Animal Crossing: New Horizons میتوانند گزینههای خوبی باشند. بازیهایی که برای کودکان یا نوجوانان طراحی شدهاند هم معمولا زبان سادهتری دارند.
آموزنده بود