غذا یکی از بزرگترین موضوعات گفتگوی آنلاین و آفلاین است. اگر دوست دارید در این مکالمات به زبان انگلیسی شرکت کنید، باید با عبارات انگلیسی مرتبط با غذا آشنا باشید. این دقیقا همان چیزی است که امروز قصد داریم در مورد آن صحبت کنیم. در این مقاله کلی کاربردیترین عبارات انگلیسی مرتبط با غذا را یاد خواهیم گرفت. بعد از…
پریا حدادی
غذا یکی از بزرگترین موضوعات گفتگوی آنلاین و آفلاین است. اگر دوست دارید در این مکالمات به زبان انگلیسی شرکت کنید، باید با عبارات انگلیسی مرتبط با غذا آشنا باشید. این دقیقا همان چیزی است که امروز قصد داریم در مورد آن صحبت کنیم. در این مقاله کلی کاربردیترین عبارات انگلیسی مرتبط با غذا را یاد خواهیم گرفت. بعد از خواندن این مقاله، می توانید به راحتی در زمینه غذا صحبت و اضهار نظر کنید.
بیایید اول کار با خود غذا به انگلیسی آشنا شویم. همانطور که در فارسی میگوییم غذا، خوردنی، خوراکی و… در انگلیسی هم لغات مختلفی وجود دارد:
برای شروع کار ابتدا به سراغ کلمات انگلیسی مرتبط با غذا می رویم و نام غذاها را یاد میگیریم تا در ادامه بتوانیم از این کلمات در جملات استفاده کنیم.

در این بخش با برخی از مواد غذایی سالم مثل میوهها (Fruits) و سبزیجات (Vegetables) آشنا میشویم.
| Apple | سیب |
|---|---|
| Banana | موز |
| Orange | پرتغال |
| Grape | انگور |
| Kiwi | کیوی |
| Lemon | لیمو |
| Tomato | گوجه |
| Paper | فلفل |
| Carrot | هویج |
| Onion | پیاز |
با برخی از غذاهای دریایی در جدول زیر آشنا خواهید شد.
| fish | ماهی |
|---|---|
| Shrimp | میگو |
| Lobster | خرچنگ |
| Crab | خرچنگ |
روش یادگیری کلمات انگلیسی + لیست کلمات پرکاربرد
برخی از کلمات مرتبط با محصولات لبنی را در جدول زیر مشاهده میکنید.
| milk | شیر |
|---|---|
| cheese | پنیر |
| butter | کره |
| yogurt | ماست |

مهمترین کلماتی که در منو یک کافه فست فود میتوانید پیدا کنید، شامل غذاهای زیر است.
| Sandwiches | ساندویچ |
|---|---|
| Hamburger | همبرگر |
| Pasta | پاستا |
| Pizza | پیتزا |
| French fries | سیب زمینی سرخ کرده |
| Fried chicken | مرغ سوخاری |
گاهی فقط یک منبع کوتاه میتواند مسیر یادگیری زبان انگلیسی را عوض کند. در این صفحه، مجموعهای از منابع رایگان لینگانو را میبینید؛ آن هم بدون نیاز به اینترنت. جزوهها و درسهای کوتاهی که هرکدام یک جرقه تازه در مسیر زبان انگلیسی روشن خواهند کرد. اگر اهل شکار نکتههای طلایی هستید، این صفحه را از دست ندهید.
آرشیو محتوای آموزشی رایگان لینگانوعلاوه بر کلمه Appetizers، عبارت Starter هم معنی پیش غذا را میدهد. مهمترین انواع پیش غذا به انگلیسی عبارتاند از:
| کلمه | معنی |
|---|---|
| Soup | سوپ |
| Salad | سالاد |
| Garlic bread | نان سیر |
| Finger food | فینگر فود |
| Olives | زیتون |
| Mixed salad | سالاد مخلوط |
| Bread basket | سبد نان |
| Mozzarella sticks | پنیر موزارلا (به صورت چوبی) |
| Bruschetta | بروسکتا |
| Nachos | ناچوز (چیپس ذرت با سس) |
| Spring rolls | اسپیرینگ رول |
| Onion rings | پیاز سوخاری |
در انگلیسی برای بیان حالتهای مختلف هنگام غذا خوردن، مثل سیر شدن، پرخوری، تند خوردن یا اشتهای زیاد از اصطلاحات غذا به انگلیسی استفاده میشود. جدول زیر رایجترین آنها را نشان میدهد:
| اصطلاح انگلیسی | معنی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| I’m full | سیر شدم | I can’t eat another bite. I’m full. | نمیتونم یه لقمه دیگه بخورم. سیر شدم. |
| I’m starving | از گرسنگی دارم میمیرم | When’s dinner? I’m starving! | شام کی هست؟ از گشنگی دارم میمیرم |
| I’m thirsty | تشنهام | Can I have some water? I’m thirsty. | میتونم یه کم آب بخورم؟ تشنهام. |
| To eat like a horse | مثل اسب غذا خوردن | He eats like a horse but never gains weight. | مثل اسب غذا میخوره ولی هیچوقت چاق نمیشه. |
| To eat like a bird | مثل پرنده غذا خوردن (خیلی کم) | Don’t eat like a bird. You need more energy. | مثل پرنده غذا نخور. انرژی بیشتری نیاز داری. |
| To be on a diet | رژیم گرفتن | No cake for me. I’m on a diet. | کیک برای من نه. رژیم دارم |
| To grab a bite | یه لقمه چیزی خوردن (عجلهای) | Let’s grab a bite before the movie. | بیا قبل از فیلم یه لقمه چیزی بخوریم |
| To eat slowly | آهسته خوردن | Eat slowly. It’s better for digestion. | آهسته بخور. برای هضم بهتره |
| To eat quickly | تند خوردن | Don’t eat so quickly. You’ll choke! | اینقدر تند نخور. خفه میشی |
| To skip a meal | یه وعده رو حذف کردن | I’m in a hurry. I’ll skip breakfast. | عجله دارم. صبحانه رو حذف میکنم. |
| Leftovers | باقی مانده غذا | We have leftovers from last night’s dinner | از شام دیشب غذا باقی مونده داریم |
کلمات مربوط به غذا پختن به انگلیسی شامل موارد زیر است:
| اصطلاح انگلیسی | معنی |
|---|---|
| To cook | پختن (به طور کلی) |
| To bake | تنوری پختن (کیک، نان، کلوچه) |
| To fry | سرخ کردن |
| To boil | جوشاندن (آب، تخممرغ، پاستا) |
| To grill | کبابی کردن (روی آتش یا گریل) |
| To roast | بریان کردن / تنوری کردن (مخصوص گوشت یا سبزیجات) |
| To steam | بخارپز کردن |
| To taste | چشیدن / مزه کردن |
| To burn | سوختن |
یکی دیگر از چیزهایی که باید درباره اصطلاحات انگلیسی در مورد غذا بدانید، توصیف مزههاست. وقتی میتوانیم دقیق غذا را توصیف کنیم، نباید مثل رباتها بگوییم خوب یا بد است. بیایید با یک مثال موضوع را بازتر کنیم؛ به جمله زیر توجه کنید:
This soup is a bit bland. No salt or pepper
راستش این سوپ، یه کم بیمزه است. نه نمک داره نه فلفل
کلمات برای توصیف مزه غذا عبارت اند از:
| کلمه | معنی |
|---|---|
| Sweet | شیرین |
| Salty | شور |
| Sour | ترش |
| Bitter | تلخ |
| Spicy | تند |
| Mild | ملایم |
| Bland | بیمزه |
| Delicious | خوشمزه |
| Tasty | خوشطعم |
| Yummy | لذیذ / خوشمزه |
| Greasy | چرب |
| Fresh | تازه |
| Crispy | ترد |
| Juicy | آبدار |
برای راهنمایی و مشاوره، نام و شماره همراه خود را وارد کنید.
فیلد های "*" اجباری هستند
در نهایت برای اینکه حجت را بر شما تمام کنیم لیست خوشمزهترین انواع غذا به انگلیسی را آورده ایم تا اگر آنها را در منوی رستوران دیدید، بتوانید با خیالی اسوده انتخاب کنید:
| کلمه | معنی |
|---|---|
| Kebab | کباب |
| Stew | خورش |
| Rice | برنج |
| Lasagna | لازانیا |
| Fried chicken | مرغ سوخاری |
| Steak | استیک |
| Grilled chicken | مرغ گریلشده |
| Roast beef | گوشت برشته |
| Chicken curry | مرغ کاری |
| Mashed potatoes | پوره سیبزمینی |
| French fries | سیبزمینی سرخکرده |
| BBQ | باربیکیو |
| Meatballs | کوفته |
| Falafel | فلافل |
| Hummus | حمص |
| Quesadilla | کسادیا |
| Ramen | رامن |
| Fried rice | برنج سرخشده |
| Nuggets | ناگت |
| Fruit salad | سالاد میوه |
| Cheese omelet | املت پنیر |
| Scrambled eggs | تخم مرغ همزده |
| Boiled eggs | تخم مرغ آبپز |
| Caesar salad | سالاد سزار |
| Grilled fish | ماهی گریلشده |
| Mac and cheese | ماکارونی و پنیر |
| Dumplings | دامپلینگ |
| Tomato soup | سوپ گوجه |
| Lobster | لابستر |
| Tuna | تن ماهی |
| Schnitzel | شنیسل |
| Barley soup | سوپ جو |
| Buffalo wings | بال مرغ تند |
| Fish and Chips | ماهی و چیپس |
| Carbonara | پاستا کاربونا |
وقت آن رسیده است که در محیط کار خود، یک سر و گردن بالاتر باشید! این دوره برای شما طراحی شده است تا با اطمینان کامل، در نگارش ایمیلهای رسمی، ابراز نظر در جلسات بینالمللی و انجام مذاکرات تلفنی استاد شوید. تمامی مهارتهای مورد نیاز برای ستارهشدن در یک محیط کاری بینالمللی، در این دوره جامع یکجا جمع شده است.
آموزش زبان انگلیسی برای کسب و کارحال بعد از یاد گرفتن کلمات بالا به سراغ یادگرفتن عبارتهای کاربردی در این حوزه میرویم.

برای راهنمایی و مشاوره، نام و شماره همراه خود را وارد کنید.
فیلد های "*" اجباری هستند
حالا میتوانید برای عبارتهای مرتبط با غذا در انگلیسی Listening خود را محک بزنید.
حال با یاد گرفتن مطالب این مقاله به سوالات زیر پاسخ بدهید.
بطور مثال می توانید برای سوالات بالا این جوابها را استفاده کنید.
در این مقاله با لغات و عبارات انگلیسی مرتبط با غذا آشنا شدیم. میتوانید این عبارات را در رستوران ها و یا هنگام غذا خوردن با خانواده و دوستان خود استفاده کنید تا مکالمه خود را تقویت کنید. یادتان نرود مرور و تمرین مداوم راز اصلی تقویت مکالمه زبان انگلیسی است. برای تقویت مکالمه و همچنین تمرین عبارات مرتبط با غذا در زبان انگلیسی که یادگرفه اید، می توانید از اپلیکیشن hellotalk استفاده کنید. با این اپلیکیشن می توانید با افراد مختلف در سراسر جهان ارتباط برقرار کنید و با آنها مکالمه انگلیسی داشته باشید حتی میتوانید با آنها چت انگلیسی نیز انجام دهید. این اپلیکیشن بستری را فراهم میکند تا در هر سطحی که بخواهید زبان انگلیسی خود را تقویت کنید.
در دوره جامع لینگانو همه این تکنیکها و روشها به صورت اصولی و کاربردی آموزش داده شده است و شما بعد از یک دوره شش ماهه می توانید از سطح مبتدی به سطح پیشرفته برسید.
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زبانبیشترین کلماتی که باید هنگام رفتن به یک فست فود و رستوران انگلیسی آشنا باشید، Sandwich،humbergur، French Fries است.
بعضی از پرکاربردترین جملاتی که میتوانید از آنها استفاده کنید شامل موارد زیر است:
what’s your favorite food
Do you prefer fast food or healthy food
My favorite food is…
برای گفتن «ظرف غذا» از کلماتی plate برای بشقاب و bowl برای کاسه استفاده میکنیم. اگر منظور ظرف نگهداری غذا باشد، از container یا lunch box استفاده میشود.
برای توصیف فردی که سختگیر یا بدغذاست، در انگلیسی از اصطلاح picky eater یا fussy eater استفاده میشود.
تعارف کردن یک فرهنگ ایرانی است، پس اگر میخواهید برای خارجیها از آن استفاده کنید، یادتان نرود که آنها تعارف ندارند و از غذایتان خواهند خورد. البته که تعارف کلمه دقیقی ندارد اما میتوانید برای تعارف کردن غذا میتوانید از جملههای مودبانهای مثل Would you like some food? یا Would you like to try this? استفاده کنید.
برای «پرس» از کلمات portion یا serving استفاده میشود. در رستوران میتوانید بگویید: One portion of rice, please.
این عبارت بسته به موقعیت فرق دارد؛ به دوست صمیمی میگویید Let’s eat!، به مهمان رسمی Dinner is ready. Please come to the table، و به بچهها Time to eat! گفته میشود. سادهترین و رایجترین حالت همان Let’s eat! است.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید