تا به حال شده با دیدن و یا تصور کردن چیزی (مثل سوسک!) چندشتان شود و مور مور شوید، انگار حس کنید واقعا چیزی دارد روی پوستتان راه میرود؟ انگلیسی زبانها در این اوقات از اصطلاح انگلیسی It made my skin crawl استفاده میکنند. اصطلاح it made my skin crawl یعنی چه؟ خلاصه بگوییم «it made my skin crawl» معادل…
زینب احمدی
تا به حال شده با دیدن و یا تصور کردن چیزی (مثل سوسک!) چندشتان شود و مور مور شوید، انگار حس کنید واقعا چیزی دارد روی پوستتان راه میرود؟ انگلیسی زبانها در این اوقات از اصطلاح انگلیسی It made my skin crawl استفاده میکنند.
خلاصه بگوییم «it made my skin crawl» معادل فارسی «مو به تنم سیخ میشه» است. حال بیایید کلمه به کلمه این اصطلاح را بررسی کنیم:
به همین خاطر است که به موجوات چندش میگویند: creepy crawlies
حالا اگر چیزی باعث شود حس کنید واقعا چیزی روی پوستتان راه میرود، تنتان مورمور شود، حالتان بد شود یا ترکیبی از انزجار و ترس را همزمان تجربه کنید، میتوانید از اصطلاح انگلیسی it made my skin crawl استفاده کنید.
در این دوره ۱۲ جلسهای ویدئویی، پرکاربردترین ترکیبهای کلمات انگلیسی را یاد میگیرید و با مثالهای واقعی و تمرینهای عملی، مهارت مکالمه و نوشتار خود را تقویت میکنید. با دسترسی همیشگی به دوره و پشتیبانی ۲۴ ساعته اساتید لینگانو، میتوانید به سبک خودتان و با اعتماد به نفس بالا، انگلیسی را روان و طبیعی صحبت کنید.
دوره آموزش لغات انگلیسی و کالوکیشنI read a news story about rats in people’s houses and it made my skin crawl.
یه خبر درباره موشهایی که وارد خانههای مردم شده بودن خوندم و واقعا چندشم شد.
The way he whispered in my ear made my skin crawl.
روشی که توی گوشم پچ پچ کرد، مو به تنم سیخ کرد.
Seeing a cockroach in the kitchen made my skin crawl.
با دیدن سوسک در آشپزخانه، تنم مورمور شد.
That horror movie was so disturbing, it made my skin crawl.
اون فیلم ترسناک بقدری آزاردهنده بود که واقعا حالم رو بد کرد.
A: Did you see that cockroach in the kitchen? (اون سوسکه رو توی آشپزخونه دیدی؟)
B: Yeah, it made my skin crawl. (آره، واقعاً حالم رو بد کرد.)
A: I felt like something was crawling on my skin. (حس کردم انگار یه چیزی داره روی پوستم راه میره.)
B: Same here, just thinking about it makes my skin crawl. (منم همینطور، فقط فکر کردن بهش هم حالم رو بد میکنه.)
A: I hate insects, especially cockroaches. (من از حشرات بدم میاد، مخصوصاً سوسکها.)
B: Me too. They really make my skin crawl. (منم همینطور، واقعاً حالم رو به هم میزنن.)
Yesterday, I was watching a short video online about a dentist removing something stuck deep inside a tooth. At first, I was curious, but the closer the camera got, the more uncomfortable I felt. The sound, the close-up shots, and the way it looked were so disgusting that it made my skin crawl. I closed the video immediately, but it was too late, every time I remembered that scene later, it made my skin crawl all over again.
این اصطلاح کاملا محاورهای دوستانه و احساسی است، پس اصلا در موقعیتهای رسمی از آن استفاده نکنید.
اگر بیشتر حالت انزجار این اصطلاح مدنظرتان است، میتوانید بگویید:
It was disgusting. / I found it repulsive. / It was revolting
اگر ترس و اضطراب مدنظرتان است، بگویید:
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید