وقتی انگلیسی حرف میزنیم، دو تا چیز همیشه همراهمان است: یکی «تلفظ» (چقدر درست کلمه را میگوییم) و یکی «لهجه» (چه رنگ و بویی صدای ما دارد). اما این دو تا دقیقاً چیستند و چه تفاوتهایی دارند؟ راستش را بخواهید، این دو مفهوم مثل دو روی یک سکه هستند؛ شبیه هم به نظر میرسند اما یکی نیستند. بیایید گره از…
محسن پرویزی
وقتی انگلیسی حرف میزنیم، دو تا چیز همیشه همراهمان است: یکی «تلفظ» (چقدر درست کلمه را میگوییم) و یکی «لهجه» (چه رنگ و بویی صدای ما دارد).
اما این دو تا دقیقاً چیستند و چه تفاوتهایی دارند؟
راستش را بخواهید، این دو مفهوم مثل دو روی یک سکه هستند؛ شبیه هم به نظر میرسند اما یکی نیستند. بیایید گره از کار این دو واژه باز کنیم و ببینیم که آیا داشتن لهجه مشکل است و باید از آن خجالت کشید یا نه.
بیایید اول سراغ تلفظ برویم. تلفظ به زبان ساده یعنی روش استاندارد و پذیرفتهشده برای ادای صداها، هجاها و کلمهها در یک زبان.
هر زبانی مجموعهای از صداهای خاص خودش را دارد. در زبان انگلیسی صداهایی مثل /θ/ (مثل صدای «ث» در کلمه think) یا /ð/ (مثل صدای «ذ» در کلمه this) وجود دارند که ما در فارسی دقیقا مشابهشان را نداریم. یا مثلا تفاوت بین صدای /ɪ/ کوتاه در ship و صدای /i:/ کشیده در sheep. تلفظ دقیقا به همین جزئیات میپردازد:

تلفظ درست مثل آجرهای یک ساختمان است. اگر آجرها کجومعوج باشند یا درست روی هم قرار نگیرند، کل ساختمان ممکن است فرو بریزد. در زبان هم همینطور است؛ اگر صداها را اشتباه ادا کنید یا تکیهها را جابهجا بگذارید، ممکن است مخاطب اصلا متوجه منظور شما نشود یا پیام اشتباهی دریافت کند. هدف اصلی زبان، برقراری ارتباط است و تلفظ صحیح، شاهکلید رسیدن به این هدف است.
مثلا تصور کنید میخواهید بگویید “I think…” (من فکر میکنم…) اما بهجایش بگویید “I sink…” (من غرق میشوم!). اینجاست که اهمیت تلفظ خودش را نشان میدهد. یادگیری تلفظ درست، یک مهارت است که با تمرین هِی بهتر و بهتر میشود، مثل یادگرفتن یک ساز است؛ باید بدانید کدام نُت را چطور اجرا کنید.
لینگانو دوره مکالمه زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
دوره مکالمه حرفهایحالا برویم سراغ «لهجه». ماجرای لهجه کمی متفاوت است. لهجه به شیوه خاص و منحصربهفردی اشاره دارد که یک گروه از مردم (بر اساس منطقه جغرافیایی، طبقه اجتماعی یا زبان مادریشان) کلمههای یک زبان را تلفظ میکنند.
لهجه بیشتر شبیه به سبک معماری یک ساختمان است. آجرها (تلفظ) همان آجرها هستند، اما نحوه چیدمان کلی، تزئینات و حسوحالی که بنا منتقل میکند (لهجه)، میتواند متفاوت باشد. لهجه شامل این موارد میشود:

همه آدمها لهجه دارند! هیچکس بدون لهجه صحبت نمیکند. حتی انگلیسیزبانان بومی هم لهجه دارند؛ یکی لهجه لندنی دارد، یکی لهجه نیویورکی و دیگیری لهجه تگزاسی. وقتی میگوییم کسی لهجه ندارد، منظورمان این است که لهجهاش به یک استاندارد خاص (مثلا Received Pronunciation در بریتانیا یا General American در آمریکا) نزدیک است که اغلب در رسانهها شنیده میشود. اما این استانداردها هم خودشان نوعی لهجه هستند!
لهجه بخشی از هویت ماست. مثل رنگ پوست یا مو، نشان میدهد ما از کجا آمدهایم و چه پیشینه زبانیای داریم.
تلفظ به صحت و استاندارد ادای صداها و الگوهای پایهای زبان برای قابل فهم بودن مربوط است. اشتباه در تلفظ میتواند منجر به سوءتفاهم شود. هدف از بهبود تلفظ، ارتباط واضحتر است.
لهجه به شیوه و سبک خاص تلفظ کلمات اشاره دارد که تحت تأثیر جغرافیا، اجتماع یا زبان مادری است. لهجه بخشی از هویت فردی و گروهی است. داشتن لهجه بهخودیخود مشکل نیست، مگر آنکه بهقدری شدید باشد که روی تلفظ صحیح و در نتیجه، شفافیت کلام، تأثیر منفی بگذارد. یک مثال دیگر بزنیم: فرض کنید «زبان انگلیسی» یک دستور پخت کیک است.
تلفظ مثل رعایت دقیق مقادیر مواد اولیه (آرد، شکر، تخممرغ) و مراحل پخت (دمای فر، زمان پخت). اگر اینها را اشتباه کنید، کیک یا میسوزد، یا خام میماند، یا اصلا پُف نمیکند (یعنی پیام منتقل نمیشود یا اشتباه منتقل میشود).
لهجه مثل تزئین نهایی کیک یا اضافه کردن یک طعمدهنده خاص (مثل وانیل، هل، یا پوست پرتقال). اینها کیک را خراب نمیکنند، فقط به آن یک ویژگی منحصربهفرد میدهند. یکی کیکش را با خامه تزئین میکند، یکی با شکلات، یکی با میوه. همه اینها کیک هستند، فقط ظاهر و طعمشان کمی فرق میکند.
حالا برگردیم به سؤال اصلی: آیا داشتن لهجه (مثلاً لهجه فارسی هنگام صحبت به انگلیسی) یک مشکل است؟
پاسخ کوتاه و قاطع این است که نه، به خودی خود مشکل نیست.
پاسخ کمی طولانیتر این است که لهجه شما تا زمانی که مانع از فهمیدهشدن حرفتان نشود، هیچ ایرادی ندارد. دنیا پر از آدمهای موفقی است که با لهجههای مختلف انگلیسی صحبت میکنند؛ از بازیگران و دانشمندان گرفته تا سیاستمداران و کارآفرینان. آنجلینا جولی، آرنولد شوارتزنگر، سلما هایک، سوفیا ورگارا، ساتیا نادلا (مدیرعامل مایکروسافت) و بسیاری دیگر، همگی لهجههای غیربومی دارند اما در سطح جهانی تأثیرگذار و موفق هستند.
گاهی اوقات، لهجه آنقدر شدید است که روی تلفظ صحیح کلمات تأثیر میگذارد و باعث میشود شنونده برای فهمیدن منظور شما به زحمت بیفتد. در این حالت، مشکل اصلی لهجه نیست، بلکه ضعف در تلفظ است که خودش را در قالب یک لهجه بسیار غلیظ نشان میدهد.
بنابراین، تمرکز شما به عنوان یک زبانآموز باید روی بهبود تلفظ باشد تا کلامتان روشن و فهمیدنی شود. هدف این نیست که لهجه فارسیتان را کاملا از بین ببرید (که کاری بسیار دشوار و شاید غیرضروری است)، بلکه هدف این است که به سطحی از وضوح در گفتار برسید که ارتباطتان روان باید.
لینگانو دورهای جامع آموزش زبان انگلیسی تهیه کرده است که شامل ویدئوهایی باکیفیتی است که بدون حضور در کلاس و جلسات آنلاین میتوانید با آن پیشروی کنید. پیشنهاد میکنیم از صحفه آن بازدید کنید.
دوره جامع آموزش زبانگاهی هم نگرانی ما از لهجه، بیشتر جنبه روانی دارد. میترسیم که دیگران ما را قضاوت کنند. این ترس طبیعی است، اما نباید اجازه دهید مانع پیشرفتتان شود. یادتان باشد، صحبتکردن با لهجه نشانه شجاعت شما در یادگیری و استفاده از یک زبان جدید است!
به جای تمرکز روی کامل بودن، روی ارتباط برقرار کردن تمرکز کنید. بیشتر آدمها از اینکه شما تلاش میکنید به زبان آنها صحبت کنید، قدردانی میکنند و به لهجه شما اهمیت چندانی نمیدهند، به شرطی که منظورتان را بفهمند.
حالا که فرق این دو را فهمیدیم و خیالمان از بابت مشکل نبودن لهجه راحت شد، چطور میتوانیم روی جنبههای مهمتر کار کنیم؟ تمرکز اصلی باید روی بهبود تلفظ برای رسیدن به وضوح کلام باشد.
الفبای آوانگاری بینالمللی (IPA) به شما نشان میدهد هر صدا دقیقا چطور تلفظ میشود. لازم نیست متخصص شوید، اما آشنایی با نمادهای صداهای چالشبرانگیز انگلیسی کمک زیادی میکند.

این شاید کمی ترسناک به نظر برسد، اما فوقالعاده مؤثر است! یک متن کوتاه را بخوانید، صدایتان را ضبط کنید و بعد به آن گوش دهید. آن را با تلفظ یک گوینده بومی مقایسه کنید. کجاها تفاوت وجود دارد؟ این کار به شما کمک میکند نقاط ضعف خودتان را پیدا کنید.
اینها کلماتی هستند که فقط در یک صدا با هم تفاوت دارند (مثل ship/sheep, thin/sin, live/leave, bat/bet). تمرین این جفتها به گوش شما کمک میکند تفاوتهای ظریف بین صداها را تشخیص دهد و به دهانتان یاد میدهد چطور آنها را تولید کند.
فقط روی صداهای منفرد تمرکز نکنید. به ریتم و موسیقی زبان انگلیسی دقت کنید. کجا صدا بالا میرود؟ کجا پایین میآید؟ کدام کلمات در جمله مهمتر هستند و با تأکید بیشتری ادا میشوند؟ تقلید آهنگ کلام گویندگان بومی (Shadowing) روش بسیار خوبی است.
فرهنگ لغتهای آنلاین (مثل کمبریج و آکسفورد) معمولا تلفظ صوتی کلمات با لهجههای مختلف را دارند. برنامههای کاربردی و وبسایتهای زیادی هم برای تمرین تلفظ وجود دارند.
اگر معلم زبان دارید یا با یک دوست انگلیسیزبان تمرین میکنید، از آنها بخواهید به تلفظ شما گوش دهند و اشکالهایتان را بگویند.
هیچ راه میانبری وجود ندارد. بهبود تلفظ نیازمند تمرین مداوم است پس هر روز مثلا نیمساعت را برای تمرین وقت بگذارید.
از بین بردن کامل لهجه زبان مادری، بهویژه پس از سن بلوغ، بسیار دشوار و تقریبا غیرممکن است و نیازمند سالها تلاش و تمرین تخصصی (مثل تمرینات بازیگران) است. مهمتر از آن، این کار برای اکثر زبانآموزان غیرضروری است. هدف اصلی باید رسیدن به تلفظی واضح و قابل فهم باشد، نه حذف کامل لهجه که بخشی از هویت شماست.
هیچ لهجهای ذاتا بهتر از دیگری نیست. انتخاب لهجه بستگی به اهداف شخصیتان دارد. اگر قصد مهاجرت یا تحصیل در کشور خاصی را دارید، آشنایی با لهجه رایج آنجا مفید است. اگر هدف خاصی ندارید، آشنایی با لهجههای رایجتر مثل آمریکایی (General American) یا بریتانیایی (Received Pronunciation) که در منابع آموزشی و رسانهها بیشتر استفاده میشوند، میتواند نقطه شروع خوبی باشد. اما مهمتر از تمرکز روی یک لهجه خاص، تسلط بر اصول پایه تلفظ صحیح انگلیسی است که در همه لهجهها مشترک است. بهترین رویکرد، قرار گرفتن در معرض لهجههای گوناگون و تمرکز بر وضوح کلام خودتان است.
خیر، هیچ لهجهای بد یا اشتباه نیست. لهجهها فقط «متفاوت» هستند. لهجه فارسی شما هنگام صحبت به انگلیسی، نشاندهنده پیشینه زبانی شماست. مشکل زمانی به وجود میآید که این لهجه آنقدر روی تلفظ صحیح صداها، تکیهها یا آهنگ کلام تأثیر بگذارد که باعث شود دیگران منظور شما را به سختی بفهمند یا اصلا متوجه نشوند.
نه، این دو مفهوم با هم فرق دارند. لهجه فقط به نحوه تلفظ کلمات مربوط میشود (صداها، ریتم، آهنگ). اما گویش مفهوم گستردهتری است و علاوه بر تفاوت در تلفظ (لهجه)، شامل تفاوت در واژگان (Vocabulary) و دستور زبان (Grammar) نیز میشود. برای مثال، انگلیسی که در اسکاتلند صحبت میشود، یک گویش محسوب میشود زیرا علاوه بر لهجه خاص خود، کلمات و ساختارهای گرامری متفاوتی نیز دارد که ممکن است در انگلیسی استاندارد رایج نباشد.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید