خیلی از زبانآموزان، خروارها کلمه و اصطلاح در پستوی ذهنشان دارند؛ اما وقتی نوبت به نوشتن جمله به انگلیسی میرسد، دستوپایشان را گم میکنند. دست و دلشان میلرزد که نکند جای فاعل و فعل را اشتباه بگذارند یا حرف اضافه غلطی بنویسند. یادگیری لغت مثل خریدن آجر و سیمان است، اما جملهسازی یعنی مهندسی و معماری. اگر بهترین آجرهای دنیا…
محسن پرویزی
خیلی از زبانآموزان، خروارها کلمه و اصطلاح در پستوی ذهنشان دارند؛ اما وقتی نوبت به نوشتن جمله به انگلیسی میرسد، دستوپایشان را گم میکنند. دست و دلشان میلرزد که نکند جای فاعل و فعل را اشتباه بگذارند یا حرف اضافه غلطی بنویسند.
یادگیری لغت مثل خریدن آجر و سیمان است، اما جملهسازی یعنی مهندسی و معماری. اگر بهترین آجرهای دنیا را هم داشته باشید ولی ندانید چطور آنها را کنار هم بگذارید، در نهایت یک تپه از آجر خواهید داشت، نه یک عمارت قرص و محکم! خبر خوب اینجاست که معماری زبان انگلیسی، برخلاف زبان فارسی که پر از پیچیدگیهای ادبی است، قواعدی بسیار خطکشیشده و سرراست دارد.
پیش از آنکه سراغ اصل مطلب برویم، باید بدانیم ریشه مشکل کجاست. چرا وقتی میخواهیم دستبهقلم شویم، ناگهان به تتهپته میافتیم؟ پاسخ ساده است: سیمکشی مغز ما، کاملا بر اساس دستور زبان فارسی شکل گرفته است.

در زبان شیرین فارسی، ما عادت داریم فعل را هل بدهیم و بفرستیم آخر جمله. برای مثال میگوییم: «من دیروز با دوستم به سینما رفتم». میبینید؟ فعلِ «رفتم» آن تهِ صف نشسته است! اما انگلیسی اینطور نیست. انگلیسی، زبانِ کمطاقتی است؛ دلش میخواهد همان اول کار، تکلیفش را با «کار انجام شده» روشن کند.
در نوشتن جمله به انگلیسی، ترتیب کلمهها شوخیبردار نیست. شما نمیتوانید جای کلمهها را مثل زبان فارسی، فقط با تغییر دادن لحن و آهنگ عوض کنید. اگر جای فاعل و مفعول را جابهجا کنید، معنی جمله از زمین تا آسمان تغییر میکند. پس قدم اول این است: ذهنیت فارسی خود را فعلا کنار بگذارید و با عینک انگلیسی به کلمهها نگاه کنید.
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زبانبیایید از سادهترین حالت ممکن شروع کنیم. هر جمله در زبان انگلیسی، درست مثل یک قطار است. این قطار یک موتور پیشران (لوکوموتیو) دارد که همان «فاعل» است و یک واگن اصلی که همان «فعل» نام دارد. بدون این دو بخش، قطار ما یک متر هم جلو نمیرود!
این همان شاهکلیدی است که باید ملکه ذهنتان شود. تمام فوتوفن نوشتن جمله به انگلیسی در همین سه حرف ساده خلاصه میشود:
به همین سادگی و خوشمزگی! برخلاف زبان فارسی که فعل میرود ته صف مینشیند، در انگلیسی فعل بلافاصله بعد از فاعل میآید تا موتور جمله خیلی زود روشن شود.
بیایید چند مثال را در جدول زیر کالبدشکافی کنیم تا این فرمول طلایی برای همیشه در ذهنتان حک شود:
| جمله فارسی (فعل در آخر) | جمله انگلیسی (ترتیب S-V-O) | تحلیل ساختار |
|---|---|---|
| من پیتزا دوست دارم. | I like pizza. | فاعل (I) + فعل (like) + مفعول (pizza) |
| سارا کتاب میخواند. | Sarah reads a book. | فاعل (Sarah) + فعل (reads) + مفعول (book) |
| آنها فوتبال بازی کردند. | They played football. | فاعل (They) + فعل (played) + مفعول (football) |
میبینید؟ اگر بخواهید به سبک زبان مادری ترجمه کنید و بگویید “I pizza like”، دود از سر شنونده انگلیسیزبان بلند میشود! در نوشتن جمله به انگلیسی، جایگاه کلمهها قدرت آنها را تعیین میکند و نباید با آنها شوخی کنید.
حالا که اسکلت ساختمان را بنا کردیم، نوبت به نازککاری میرسد. ما نمیتوانیم همیشه مثل آدمآهنی بگوییم «من خوردم» یا «او رفت». نیاز داریم بگوییم «کجا» رفتیم، «کی» رفتیم و «چطور» رفتیم. اینجاست که قیدها وارد میدان میشوند تا به جملهها جان ببخشند.
یکی از چالشهای بزرگ در نوشتن جمله به انگلیسی، پیدا کردن جایگاه درست برای قیدهای زمان و مکان است. در زبان فارسی ریش و قیچی دست خودمان است؛ میتوانیم بگوییم «دیروز رفتم مدرسه» یا «رفتم مدرسه دیروز». اما در انگلیسی یک قانون سفتوسخت وجود دارد:
اول مکان، بعد زمان (Place before Time)
این قانون را مثل اسم خودتان حفظ کنید. در انتهای جمله انگلیسی، اول باید بگویید کار «کجا» انجام شد و بعد بگویید «کی» انجام شد.
بیایید یک جمله را خشت به خشت با هم بسازیم تا این الگو برای همیشه در ذهنتان جا بیفتد:
۱. هسته اصلی: .She studies (او مطالعه میکند.) ۲. افزودن مفعول: .She studies English (او انگلیسی مطالعه میکند.) ۳. افزودن مکان: .She studies English at home (او در خانه انگلیسی مطالعه میکند.) ۴. افزودن زمان: .She studies English at home every day (او هر روز در خانه انگلیسی مطالعه میکند.)
میبینید چقدر حسابشده و تروتمیز است؟ انگار دارید قطعههای لگو را کنار هم میچینید. در این زبان هیچ کلمهای بیحسابوکتاب نیست.

نمیشود درباره نوشتن جمله به انگلیسی حرف زد و سراغ صفتها نرفت. صفتها در واقع رنگولعاب جملههای ما هستند. اما جای آنها کجاست؟
در زبان شیرین فارسی، صفت معمولا بعد از اسم میآید و با یک کسره به آن میچسبد: «ماشینِ قرمز»، «دخترِ باهوش». اما در انگلیسی، صفت قبل از اسم میآید. انگار صفت پیشقراول و محافظِ اسم است و همیشه جلوتر از آن حرکت میکند.
یک فوت کوزهگری هم اینجا وجود دارد. اگر چند صفت داشته باشیم چه؟ مثلا بخواهیم بگوییم «یک ماشینِ مسابقهای قرمزِ ایتالیاییِ جدید». آیا باید همینطور کلمهها را فلهای و پشتسرهم قطار کنیم؟ خیر! در نوشتن جمله به انگلیسی، صفتها هم برای خودشان صف و نوبت دارند و نمیتوانند حق تقدم را زیر پا بگذارند.
سلسلهمراتب و چیدمان اصولی صفتها به این صورت است: ۱. نظر کلی (Beautiful) ۲. اندازه (Big) ۳. سن (New) ۴. شکل (Round) ۵. رنگ (Red) ۶. ملیت (Italian) ۷. جنس (Metal)
استرس نگیرید! قرار نیست همیشه تمام این موارد را با هم به کار ببرید. خیلی کم پیش میآید که بیشتر از دو یا سه صفت برای یک اسم بیاوریم. اما دانستن این ترتیب باعث میشود جملههایتان بسیار حرفهایتر و طبیعیتر به نظر برسد.
تا اینجای کار یاد گرفتیم چطور جملههای ساده بسازیم. اما اگر بخواهیم مثل یک نویسنده کاربلد بنویسیم، نمیتوانیم مدام جملههای تلگرافی و بریدهبریده تحویل مخاطب بدهیم. باید بتوانیم جملهها را به هم چفت کنیم و جوش بدهیم. اینجاست که «کلمههای ربط» (Conjunctions) مثل فرشته نجات به کمک ما میآیند.
فرض کنید میخواهید بگویید: «من خسته بودم. من به تختخواب رفتم.»
این دو جمله کاملا جدا از هم هستند و خواندنشان کمی خشک است. اما اگر بگویید «من خسته بودم، بنابراین به تختخواب رفتم»، کلامتان بسیار منسجمتر و پختهتر میشود.
در نوشتن جمله به انگلیسی، چند کلمه ربط بسیار پرکاربرد داریم که به آنها گروه FANBOYS میگویند. این کلمهها در واقع همان ملاتِ بین آجرهای جمله هستند که ساختمان متن شما را یکپارچه میکنند. بیایید نگاهی به این جعبهابزار بیندازیم:
| کلمه ربط (Conjunction) | حرف اختصاری | معنی فارسی | کاربرد در جمله |
|---|---|---|---|
| For | F | برای اینکه / چون | بیان دلیل و علت |
| And | A | و | اضافه کردن اطلاعات همراستا |
| Nor | N | و نه | اضافه کردن اطلاعات منفی |
| But | B | اما / ولی | بیان تضاد و مخالفت |
| Or | O | یا | بیان انتخاب و گزینهها |
| Yet | Y | با این حال / با وجود این | بیان تضادِ غافلگیرکننده |
| So | S | بنابراین / پس | بیان نتیجه کار |
به مثالهای زیر دقت کنید تا ببینید این چسبها چطور در عمل کار میکنند:
استفاده از این کلمهها باعث میشود متن شما روان شود و خواننده موقع خواندن، در دستانداز نیفتد!
مهاجرت، سفری پر از چالشهای پیشبینی نشده است؛ اما اجازه ندهید «زبان» به یکی از این چالشها تبدیل شود! ما دورهای را طراحی کردهایم که شما را دقیقاً برای «زندگی واقعی» در مقصد جدیدتان آماده میکند.
آموزش زبان انگلیسی برای مهاجرتحتی بهترین زبانآموزان هم گاهی در چاله اشتباههای رایج میافتند. این اشتباهها معمولا ناشی از کپیبرداری چشمبسته و ترجمه خطبهخط از زبان فارسی به انگلیسی است. بیایید چند مورد از این گافهای دستوری را با هم مرور کنیم تا در نوشتن جمله به انگلیسی، بیگدار به آب نزنید.
در زبان مادری، ما خیلی وقتها فاعل را حذف میکنیم؛ چون شناسه فعل خودش داد میزند که چه کسی کار را انجام داده است. میگوییم: «رفتیم». کاملا مشخص است که «ما» رفتیم. اما در انگلیسی، فعلها معمولا شناسه ندارند و مثل آفتابپرست رنگ عوض نمیکنند! اگر فقط بگویید “Went”، شنونده گیج میشود که چه کسی رفته است.
در نوشتن جمله به انگلیسی، فاعل باید همیشه حاضر و ناظر باشد و در صدر مجلس بنشیند (مگر در جملههای امری که داستانشان فرق دارد).
در فارسی خیلی راحت میگوییم: «سرد است». این جمله فاعل خاصی ندارد و کارمان را راه میاندازد. اما در انگلیسی نمیتوانیم فقط بگوییم “Is cold”. جمله انگلیسیِ بدون فاعل، لنگ در هوا و بیسروصاحب است! برای صحبت درباره آبوهوا، زمان و مسافت، از ضمیر “It” استفاده میکنیم تا جای خالی فاعل را پر کند.

این دو فعل در فارسی معمولا «انجام دادن» یا «کردن» معنی میشوند، اما در زبان انگلیسی راهشان کاملا از هم جداست. “Make” بیشتر برای ساختن، پختن و خلق کردن چیزی از صفر است، در حالی که “Do” برای انجام دادن یک وظیفه، کار یا فعالیت روتین به کار میرود.
بیایید این تفاوت را در قالب یک جدول ساده ببینیم تا برای همیشه در ذهنتان بماند:
| فعل انگلیسی | کاربرد اصلی | مثال غلط (ناشی از ترجمه فارسی) | مثال درست و اصولی |
|---|---|---|---|
| Make | خلق کردن و ساختن | I did a mistake. | I made a mistake. (من اشتباه کردم) |
| Do | انجام کار و وظیفه | I made my homework. | I did my homework. (من تکلیفم را انجام دادم) |
دانستن قوانینِ روی کاغذ کافی نیست. به قول قدیمیها با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود! برای اینکه در نوشتن جمله به انگلیسی استاد شوید، باید دستبهکار شوید و عرق بریزید. در ادامه، چند روش امتحانپسداده و کاربردی را به شما معرفی میکنیم تا این مسیر برایتان هموارتر شود.

لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنید. جملههای درست و زیبای کتابها یا مقالهها را پیدا کنید و سعی کنید با تغییر دادن کلمهها، جملههای جدیدی با همان اسکلت بسازید. مثلا اگر جمله اصلی این است: “.I play tennis on Mondays” شما بنویسید:
این کار باعث میشود قالب و چارچوب جمله، مثل یک شابلون در ذهنتان حک شود.
سعی کنید هر شب، فقط سه تا پنج جمله درباره اتفاقات روزتان بنویسید. قرار نیست نوبل ادبیات بگیرید! جملههای ساده بنویسید.
با گذشت زمان، این جملهها خودبهخود پربارتر و طولانیتر میشوند. نوشتن جمله به انگلیسی را به یک عادت لذتبخش تبدیل کنید، نه یک تکلیف شبِ عذابآور.
شاید شاخ درآورید، اما بلند خواندن متنهای انگلیسی به نوشتن شما کمک شایانی میکند. وقتی متنی را با صدای بلند میخوانید، گوشتان با آهنگ و ریتم درست جملهها آشنا میشود. دفعه بعد که بخواهید دستبهقلم شوید، اگر جملهای غلط باشد، گوشتان مثل یک دزدگیر هشدار میدهد که یک جای کار میلنگد.

ابزارهای هوشمندی مثل گرامرلی (Grammarly) میتوانند معلمهای بینظیری باشند؛ اما حواستان جمع باشد که به آنها معتاد نشوید. وقتی این ابزارها مچتان را میگیرند و خطایی پیدا میکنند، فقط چشمبسته دکمه اصلاح را نزنید؛ بررسی کنید که چرا غلط گرفتهاند و قاعده آن را یاد بگیرید.
جدول زیر خلاصهای از نکات کلیدی این مقاله است تا همیشه دم دستتان باشد:
| نکته کلیدی | توضیح مختصر | مثال |
|---|---|---|
| ترتیب کلمهها | همیشه اول فاعل، بعد فعل، بعد مفعول. | I (فاعل) love (فعل) music (مفعول). |
| جایگاه صفت | صفت همیشه قبل از اسم میآید. | A blue sky (نه A sky blue). |
| قانون مکان و زمان | در انتهای جمله، اول مکان، بعد زمان. | I slept here last night. |
| فاعل اجباری | هیچ جملهای (غیر از امری) بدون فاعل نیست. | It is hot (نه Is hot). |
| حروف ربط | برای وصل کردن جملهها از FANBOYS استفاده کنید. | I ran, but I was late. |
خیر. برای شروع نوشتن جمله به انگلیسی، نیازی نیست صفر تا صد قواعد را فوتِ آب باشید. شما فقط با دانستن اصول اولیه (مثل زمان حال ساده و گذشته ساده) و چیدمان درست کلمهها، میتوانید هزاران جمله بسازید. یادتان باشد که سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ درگیر ریزهکاریهای گرامری نشوید، چرا که خودِ نوشتن، بهترین معلم برای یادگیری گرامر است.
مطمئنترین راه این است که جملههایتان را به یک استاد یا کسی که زبانش خوب است نشان دهید. البته ابزارها و سایتهای ویرایش متن هم حسابی کارراهانداز هستند. اما یک ترفند سادهتر و دمدستی هم وجود دارد: جمله خود را داخل گیومه (” “) بگذارید و در گوگل جستجو کنید. اگر تعداد نتیجهها زیاد بود، احتمالا ساختار درستی را انتخاب کردهاید.
شاید در روزهای اول چارهای جز این کار نداشته باشید، اما باید هر چه زودتر این عادت را ترک کنید. معماری زبان فارسی و انگلیسی زمین تا آسمان با هم فرق دارد و کپیبرداری خطبهخط، معمولا به جملههای شاخدار و خندهداری ختم میشود. تلاش کنید از همان ابتدا، مستقیما به انگلیسی فکر کنید تا کلاهتان پس معرکه نیفتد!
این موضوع کاملا به میزان تمرین شما گره خورده است. اگر روزانه فقط نیم ساعت وقت بگذارید و تمرینهایی که گفتیم (مثل روزمرهنویسی) را انجام دهید، بعد از دو تا سه ماه تغییر چشمگیری در مهارت نوشتن جمله به انگلیسی خواهید دید. فراموش نکنید که رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
ابدا! هنرِ نوشتن در سادگی و شفافیت است. ارزش یک جمله کوتاه، درست و سرراست، صد برابر بیشتر از یک طومار طولانی و پر از غلط است که خواننده را گیج و سردرگم میکند. حتی نویسندگان بزرگ هم تلاش میکنند ساده و روان بنویسند. پس بیدلیل لقمه را دور سرتان نچرخانید و خودتان را درگیر جملههای پیچیده نکنید.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید