امروز میخواهیم سراغ یکی از اصطلاحات بامزه و پرکاربرد زبان انگلیسی برویم: off the cuff. اصطلاحی که هم طنز دارد، هم جدیت، و هم میتواند شما را در مکالمهها حرفهایتر نشان دهد. معنی لغوی و ریشه اصطلاح off the cuff Cuff یعنی سرآستین پیراهن. Off the cuff در اصل اشاره به یادداشتهای کوتاهی داشت که سخنرانها روی سرآستینشان مینوشتند تا…
پریا حدادی
امروز میخواهیم سراغ یکی از اصطلاحات بامزه و پرکاربرد زبان انگلیسی برویم: off the cuff. اصطلاحی که هم طنز دارد، هم جدیت، و هم میتواند شما را در مکالمهها حرفهایتر نشان دهد.
Cuff یعنی سرآستین پیراهن.
Off the cuff در اصل اشاره به یادداشتهای کوتاهی داشت که سخنرانها روی سرآستینشان مینوشتند تا وسط سخنرانی یادشان نرود.
اما امروز این اصطلاح یعنی: بدون آمادگی قبلی، فیالبداهه، خودجوش.
در این دوره ۱۲ جلسهای ویدئویی، پرکاربردترین ترکیبهای کلمات انگلیسی را یاد میگیرید و با مثالهای واقعی و تمرینهای عملی، مهارت مکالمه و نوشتار خود را تقویت میکنید. با دسترسی همیشگی به دوره و پشتیبانی ۲۴ ساعته اساتید لینگانو، میتوانید به سبک خودتان و با اعتماد به نفس بالا، انگلیسی را روان و طبیعی صحبت کنید.
دوره آموزش لغات انگلیسی و کالوکیشنA: Did you prepare your speech for the wedding?
B: Nope, I’ll just say something off the cuff.
A: Off the cuff? Don’t embarrass yourself!
B: Relax, my cuff is full of wisdom.
ترجمه:
الف: برای سخنرانی عروسی آماده شدی؟
ب: نه، همینجوری فیالبداهه چیزی میگم.
الف: فیالبداهه؟ خودتو ضایع نکن!
ب: آروم باش، سرآستینم پر از حکمتِ آمادهست!
Last week, Sarah was invited to give a short speech at her company’s annual meeting. She didn’t have time to prepare notes, so when she stood in front of the audience, she spoke completely off the cuff. Surprisingly, her words were funny, inspiring, and very natural. Everyone clapped and laughed, and some colleagues even said it was the best speech of the day.
Later, her manager told her: “Sometimes, speaking off the cuff shows your real personality. It makes people feel closer to you.” Sarah realized that not every situation needs a perfect script. In fact, being spontaneous can make communication more authentic.
However, she also learned that off the cuff remarks can be risky. If you speak without thinking, you might say something inappropriate or confusing. So, Sarah decided that in serious meetings she would prepare, but in casual conversations she would allow herself to be more off the cuff.
این اصطلاح یعنی کاری یا حرفی را بدون آمادگی قبلی انجام دادن؛ فیالبداهه و خودجوش. مثلاً وقتی کسی وسط جلسه بدون یادداشت یا برنامه قبلی صحبت میکند، میگوییم حرفش off the cuff بوده.
بیشتر در موقعیتهای غیررسمی یا زمانی که طبیعی بودن مهم است. مثلاً در مکالمه دوستانه، شوخی کردن، یا حتی سخنرانی کوتاه. اما در جلسات جدی یا رسمی بهتر است محتاط باشیم، چون ممکن است حرف فیالبداهه باعث سوءتفاهم شود.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید