تصور کنید در حساسترین لحظه بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا، مهاجم تیم محبوبتان با یک حرکت تماشایی توپ را وارد دروازه میکند و گزارشگر با هیجان فریاد میزند: «!What a clinical finish» اما شما فقط به تور دروازه نگاه میکنید و دقیقاً متوجه نمیشوید گزارشگر کجای این گل را تحسین کرد! فوتبال فقط ۲۲ نفر که دنبال یک توپ میدوند…
محسن پرویزی
تصور کنید در حساسترین لحظه بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا، مهاجم تیم محبوبتان با یک حرکت تماشایی توپ را وارد دروازه میکند و گزارشگر با هیجان فریاد میزند: «!What a clinical finish» اما شما فقط به تور دروازه نگاه میکنید و دقیقاً متوجه نمیشوید گزارشگر کجای این گل را تحسین کرد! فوتبال فقط ۲۲ نفر که دنبال یک توپ میدوند نیست؛ یک زبان بینالمللی است که میلیاردها نفر در سراسر دنیا با آن صحبت میکنند. پس باید اصطلاحات فوتبال به انگلیسی را بدانید.
اگر دوست دارید از تماشای بازیهای خارجی لذت دوچندان ببرید، اخبار نقلوانتقالات را داغِ داغ از منابع دستاول دنبال کنید یا حتی در بازیهای ویدیویی مثل FC (فیفای سابق) مثل یک گیمر حرفهای عمل کنید، یادگیری اصطلاحات فوتبال به انگلیسی دقیقاً همان تکه پازلِ گمشدهی شماست. در این مقاله قرار است بدون درگیر شدن با گرامرهای حوصلهسربر و عصاقورتداده، کاربردیترین کلمات دنیای توپ گرد را قدمبهقدم و با مثالهای کاملاً واقعی یاد بگیریم تا دفعه بعد که پای تلویزیون نشستید، بازی را مثل یک مفسر ششدانگ کالبدشکافی کنید.
شاید از خودتان بپرسید چرا باید وقت بگذاریم و کلمات فوتبالی را به زبان دیگری یاد بگیریم؟ وقتی میتوانیم بازیها را با گزارش فارسی تماشا کنیم، چه نیازی به یادگیری لغات خارجی داریم؟ دلیل آن بسیار ساده است؛ فوتبال مرز نمیشناسد. وقتی شما این زبان مشترک جهانی را یاد میگیرید، در واقع دروازههای یک دنیای بسیار بزرگتر و هیجانانگیزتر را به روی خودتان باز میکنید.
فرض کنید در حال تماشای یک ویدیوی تحلیلی درباره تیم محبوبتان در یوتیوب هستید یا میخواهید اخبار نقلوانتقالات را از سایتهای معتبر خارجی بخوانید. در این شرایط، دانستن کلمات تخصصی به شما کمک میکند تا اخبار دستاول را سریعتر و دقیقتر متوجه شوید. البته یادگیری هیچ مهارت جدیدی یکشبه اتفاق نمیافتد و نیاز به زمان دارد؛ اما در مسیر آموزش همیشه به یاد داشته باشید که «هیچ بازیکنی یکشبه ستاره نشده است». از همین امروز که قدم در مسیر یادگیری میگذارید، نگاه شما به این ورزش تغییر خواهد کرد.
بیایید یک مثال کاملاً واقعی را با هم بررسی کنیم. تصور کنید در حال بازی فیفا (FC) با دوستانتان هستید و گزارشگر بازی میگوید: “They are playing with a high line”. اگر معنی این جمله را ندانید، صرفاً به بازی عادی خود ادامه میدهید؛ اما اگر بدانید که این اصطلاح یعنی «تیم حریف خط دفاعی خود را جلو کشیده است»، بلافاصله از این فرصت طلایی استفاده میکنید و مهاجمان سریع خود را برای یک فرار تند و تیز به عمق دفاع آماده میکنید.
برای اینکه بهتر متوجه این تغییر بزرگ شوید، به جدول زیر نگاه کنید تا ببینید یادگیری این کلمات چگونه تجربه شما را از این رو به آن رو میکند:
| موقعیت شما در دنیای فوتبال | تجربه قبل از یادگیری کلمات | تجربه بعد از یادگیری اصطلاحات فوتبال به انگلیسی |
|---|---|---|
| تماشای بازی با گزارشگر خارجی | فقط تصویر را میبینید و متوجه دلیل اصلی هیجان گزارشگر نمیشوید. | دلیل دقیق واکنشهای گزارشگر و تاکتیکهای پنهان تیم را میفهمید. |
| تجربه بازیهای ویدیویی (مثل FC) | فقط دکمهها را فشار میدهید و گزارش بازی برایتان گنگ و نامفهوم است. | مثل یک مربی کارکشته، توصیههای گزارشگر را میشنوید و در بازی اجرا میکنید. |
| پیگیری اخبار و حواشی ورزشی | منتظر میمانید تا سایتهای داخلی اخبار را با تاخیر برای شما ترجمه کنند. | اخبار دقیق، داغ و دستاول را مستقیماً از رسانههای بینالمللی میخوانید. |
قبل از دویدن، باید راه رفتن را یاد بگیریم! در دنیای فوتبال هم دقیقاً همینطور است. پیش از اینکه توی تاکتیکهای پیچیده شیرجه بزنیم، باید بدانیم زمین بازی و وسایل بازیکنان به انگلیسی چه نام دارند. کلمات این بخش بسیار پرکاربرد هستند و در هر گزارش فوتبالی مثل نقل نبات از دهان گزارشگرها میریزند و مدام به گوشتان میخورند.
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زبانانگلیسیزبانها به خود زمین فوتبال Pitch (بیشتر در بریتانیا) یا Field (بیشتر در آمریکا) میگویند. وقتی سوت شروع بازی زده میشود، توپ مدام در این مستطیل سبز بالا و پایین میرود. برای اینکه دقیقاً بدانید توپ کجای زمین است، کلمات جدول زیر را گوشهی ذهنتان سنجاق کنید:

| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال کاربردی در مکالمه یا گزارش |
|---|---|---|
| Penalty Box / Area | محوطه جریمه (محوطه ۱۸ قدم) | He passes the ball into the penalty box. (او توپ را به داخل محوطه جریمه پاس میدهد.) |
| Six-yard Box | محوطه شش قدم | The goalkeeper caught the ball in the six-yard box. (دروازهبان توپ را در محوطه شش قدم گرفت.) |
| Midfield | میانه میدان (وسط زمین) | They have strong players in midfield. (آنها بازیکنان قدرتمندی در وسط زمین دارند.) |
| Touchline / Sideline | خط طولی کنار زمین | The manager is shouting from the touchline. (سرمربی از کنار خط طولی فریاد میزند.) |
| Goal Line | خط دروازه | The ball crossed the goal line. (توپ از خط دروازه عبور کرد.) |
| Corner Flag | پرچم گوشه زمین (نقطه کرنر) | The player puts the ball next to the corner flag. (بازیکن توپ را کنار پرچم کرنر میکارد.) |
بازیکنان برای ورود به زمین فقط با یک توپ (Ball) و دو دروازه (Goal) کارشان راه نمیافتد. آنها با یک ستِ کامل وارد چمن میشوند که هر تکهاش در زبان انگلیسی اسمهای خاص خودش را دارد. وقتی با دوستانتان درباره خرید کیتِ تیم محبوبتان صحبت میکنید، دانستن این کلمات کلاسِ خاص خودش را دارد!
نگاهی به جدول زیر و مثالهای آن بیندازید:

| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال کاربردی در مکالمه روزمره |
|---|---|---|
| Kit | لباس کامل تیم (پیراهن، شورت و جوراب) | Did you buy the new Arsenal kit? (آیا لباس جدید آرسنال را خریدی؟) |
| Boots / Cleats | کفش استوکدار فوتبال | Messi is wearing his new boots today. (مسی امروز کفشهای جدیدش را پوشیده است.) |
| Shin guards / pads | ساقبند | You cannot play without shin guards. (شما نمیتوانید بدون ساقبند بازی کنید.) |
| Gloves | دستکش (مخصوص دروازهبان) | The goalkeeper took off his gloves. (دروازهبان دستکشهایش را درآورد.) |
| Captain’s Armband | بازوبند کاپیتانی | He gave the captain’s armband to his teammate. (او بازوبند کاپیتانی را به همتیمیاش داد.) |
| Whistle | سوت (مخصوص داور) | The referee blows his whistle to end the game. (داور در سوت خود میدمد تا بازی را تمام کند.) |
با یادگیری این کلمات پایه، حالا دقیقاً میدانید بازیکنان چه میپوشند و کجای زمین توپ میزنند. آمادهاید تا در بخش بعدی با نقش هر بازیکن در زمین آشنا شویم؟
برای راهنمایی و مشاوره، نام و شماره همراه خود را وارد کنید.
فیلد های "*" اجباری هستند
فوتبال بدون قانون، فقط یک میدان جنگِ بیدر و پیکر است. داور بازی (Referee) وظیفه دارد با سوت خود، نظم را در مستطیل سبز برقرار کند. وقتی بازی گره میخورد و برخوردها بالا میگیرد، کلمات این بخش بیشتر از همیشه به گوش میرسند. یادگیری این اصطلاحات فوتبال به انگلیسی به شما کمک میکند تا درباره تصمیمات داور با دوستانتان بحث کنید و بفهمید داور سرِ چه چیزی سوت زده است.
وقتی بازیکنی قوانین را زیر پا میگذارد، داور بازی را متوقف میکند. گاهی این توقف با یک تذکر ساده ختم به خیر میشود و گاهی کار به جاهای باریک میکشد و پای کارت زرد و قرمز وسط میآید. در زبان انگلیسی برای جریمه شدن یا اخراج بازیکنان از افعال خاصی استفاده میکنند. برای درک بهتر، این اصطلاحات را در جدول زیر دستهبندی کردهایم:

| اصطلاح انگلیسی | معنی روان فارسی | مثال کاربردی در مکالمه و گزارش |
|---|---|---|
| Foul | خطا (برخورد فیزیکی غیرمجاز) | The defender committed a bad foul. (مدافع یک خطای بد انجام داد.) |
| Handball | خطای هند (برخورد توپ با دست) | It was a clear handball by the defender. (این یک خطای هند واضح از سوی مدافع بود.) |
| Booked / Yellow Card | کارت زرد گرفتن / جریمه شدن | The player was booked for wasting time. (بازیکن به دلیل اتلاف وقت کارت زرد گرفت.) |
| Sent off / Red Card | اخراج شدن / دریافت کارت قرمز | He got a red card and was sent off the pitch. (او کارت قرمز گرفت و از زمین اخراج شد.) |
| Dive | تمارض (شیرجه زدن فریبکارانه) | The striker dived to get a penalty. (مهاجم دایو زد تا پنالتی بگیرد.) |
گاهی فقط یک منبع کوتاه میتواند مسیر یادگیری زبان انگلیسی را عوض کند. در این صفحه، میتوانید مجموعهای از منابع رایگان لینگانو را ببینید. جزوهها و درسهای کوتاهی که هرکدام یک جرقه تازه در مسیر زبان انگلیسی روشن خواهند کرد. اگر اهل شکار نکتههای طلایی هستید، این صفحه را از دست ندهید.
آرشیو محتوای آموزشی رایگان لینگانوبرخی از قوانین فوتبال کمی پیچیدهتر هستند و جریمههای متفاوتی دارند. برای مثال، آفساید یکی از همان قوانینی است که همیشه بین هواداران و داوران بر سر آن بحث و دعوا بالا میگیرد! وقتی داور خطایی اعلام میکند، تیمی که روی بازیکن آن خطا شده است، یک ضربه به نفع خودش دشت میکند.
بیایید این موقعیتهای مهم را زیر ذرهبین ببریم:
| اصطلاح انگلیسی | توضیح ساده فارسی | مثال ملموس و واقعی |
|---|---|---|
| Offside | آفساید (قرار گرفتن مهاجم جلوتر از آخرین مدافع حریف هنگام ارسال پاس) | The beautiful goal was disallowed for offside. (آن گل زیبا به دلیل آفساید مردود اعلام شد.) |
| Free kick | ضربه آزاد (جریمه پس از انجام خطای معمولی در زمین) | We have a dangerous free kick near the goal. (ما یک ضربه آزاد خطرناک نزدیک دروازه داریم.) |
| Penalty kick / Spot kick | ضربه پنالتی (خطا داخل محوطه جریمه) | The referee awarded a penalty kick to our team. (داور یک ضربه پنالتی به تیم ما داد.) |
| VAR (Video Assistant Referee) | کمکداور ویدیویی (بازبینی صحنههای مشکوک) | The referee is checking the VAR screen. (داور در حال بررسی مانیتور ویاِیآر است.) |
| Advantage | آوانتاژ (ادامه بازی پس از خطا به سود تیم حملهکننده) | The referee played the advantage. (داور آوانتاژ داد [اجازه داد بازی ادامه پیدا کند].) |
با یادگیری این عبارات، حالا وقتی صدای سوت داور بلند میشود، شما میدانید چه اتفاقی در زمین افتاده است و دیگر نیازی نیست منتظر ترجمه گزارشگر وطنی بمانید.
تمام هیجان فوتبال به لحظههای حساس و واکنشهای سریع گره خورده است. وقتی نبض بازی تند میشود و نفسها در سینه حبس میشود، گزارشگرها به حنجرهشان فشار میآورند و با کلمات خاصی آتشِ بازی را تندتر میکنند. با یادگیری این کلمات، شما هم میتوانید هیجان واقعی بازی را مثل یک هوادار دوآتیشه در ورزشگاههای انگلیس حس کنید و از تماشای مسابقات لذت بیشتری ببرید.
گل زدن خامه روی کیکِ فوتبال است، اما هر گلی جذابیت و اسم خاص خودش را دارد. گاهی یک بازیکن با یک حرکت آکروباتیک ورزشگاه را منفجر میکند و تماشاگران را سر جایشان میخکوب میکند و گاهی با یک ضربه سر دقیق، گره بازی را باز میکند.
در جدول زیر، اصطلاحات ناب و داغی را میبینید که گزارشگرها برای توصیف این لحظات تماشایی استفاده میکنند:

| اصطلاح انگلیسی | معنی روان فارسی | مثال کاربردی در مکالمه و گزارش |
|---|---|---|
| Hat-trick | هتتریک (زدن سه گل توسط یک بازیکن در یک بازی) | Ronaldo scored a brilliant hat-trick. (رونالدو یک هتتریک درخشان ثبت کرد.) |
| Bicycle kick | قیچی برگردان | That bicycle kick was a masterpiece. (آن ضربه قیچی برگردان یک شاهکار بود.) |
| Header | ضربه سر | He won the match with a powerful header. (او با یک ضربه سر قدرتمند بازی را برد.) |
| Volley | شوت سرضرب (شوت کردن توپ روی هوا و قبل از برخورد با زمین) | He hit a beautiful volley into the net. (او یک شوت سرضرب زیبا را به تور چسباند.) |
| Tap-in | گل ساده و راحت (معمولاً با یک بغل پای ساده از فاصله نزدیک) | It was an easy tap-in for the striker. (این یک گل راحت و بیدردسر برای مهاجم بود.) |
گاهی یک مسابقه در همان نود دقیقه تمام نمیشود و ورق در ثانیههای پایانی برمیگردد. حتما شنیدهاید که میگویند با تکرار و تمرین است که قلق کار دستتان میآید؛ در یادگیری زبان انگلیسی هم تکرار و مرور همین کلمات ساده، به مرور زمان از شما یک فوتبالفهمِ قهار میسازد.
کلمات این جدول به شما کمک میکنند تا راجعبه نتیجه نهایی و اُفتوخیزهای بازی با دوستانتان گپ بزنید و کلکل کنید:

| اصطلاح انگلیسی | توضیح ساده فارسی | مثال ملموس و واقعی |
|---|---|---|
| Clean sheet | کلینشیت (گل نخوردن تیم و دروازهبان تا پایان مسابقه) | Our goalkeeper kept a clean sheet today. (دروازهبان ما امروز دروازه را بسته نگه داشت [کلینشیت کرد].) |
| Comeback | کامبک (جبران گلهای خورده و بازگشت شکوهمندانه به بازی) | What a crazy comeback by Liverpool! (چه کامبک دیوانهواری از لیورپول!) |
| Stoppage time | وقت تلفشده (دقایقی که داور به انتهای هر نیمه اضافه میکند) | We scored in the last minute of stoppage time. (ما در آخرین دقیقه از وقتهای تلفشده گل زدیم.) |
| Extra time | وقت اضافه (دو نیمه ۱۵ دقیقهای پس از تساوی در بازیهای حذفی) | The match goes to extra time. (بازی به وقتهای اضافه کشیده میشود.) |
| Draw / Tie | مساوی شدن نتیجه بازی | The difficult game ended in a draw. (آن مسابقه سخت با نتیجه مساوی تمام شد.) |
فوتبال فقط دویدن بازیکنان در زمین نیست؛ بلکه یک شطرنجِ تمامعیار روی چمن سبز است. سرمربیها لبِ خط حرص میخورند و با تاکتیکهای مختلف، مهرههایشان را جابهجا میکنند. اگر دوست دارید درباره نحوه بازی تیمها حرفهایتر صحبت کنید، یادگیری چند کلمه تاکتیکی به شما کمک بزرگی میکند. این کلمات شاید در نگاه اول اسمهای قلمبهسلمبهای داشته باشند، اما درک آنها بسیار ساده است.
وقتی بازی گره میخورد، تیمها برای تغییر نتیجه پلان B (نقشه دوم) خود را رو میکنند. برای مثال، تیمی که عقب افتاده است تلاش میکند تا نبض بازی را در دست بگیرد و تیم برنده سعی میکند با دفاع کردن، از نتیجه محافظت کند.
در جدول زیر، پرکاربردترین اصطلاحات تاکتیکی را همراه با مثالهای روزمره میبینید تا از این به بعد مثل یک کارشناس باتجربه، تاکتیکِ تیمها را روی دایره بریزید و کالبدشکافی کنید:

| اصطلاح انگلیسی | معنی و توضیح ساده | مثال ملموس در گزارش یا مکالمه |
|---|---|---|
| Counter-attack | ضدحمله (حمله برقآسا و سریع به سمت دروازه حریف بلافاصله بعد از گرفتن توپ) | They scored a beautiful goal on the counter-attack. (آنها روی یک ضدحمله سریع، گل زیبایی زدند.) |
| Pressing / Press | پرس کردن (فشار آوردن دستهجمعی به بازیکن حریف برای پس گرفتن سریع توپ) | The manager wants his players to press high up the pitch. (سرمربی از بازیکنانش میخواهد که در بالای زمین حریف را پرس کنند.) |
| Possession | مالکیت توپ (مدت زمانی که یک تیم توپ را در اختیار دارد و پاسکاری میکند) | Barcelona usually has more possession than their opponents. (بارسلونا معمولاً مالکیت توپ بیشتری نسبت به حریفانش دارد.) |
| Long ball | پاس بلند / توپ بلند (ارسال توپ هوایی از خط دفاع به صورت مستقیم برای مهاجمان) | They played a long ball behind the defenders. (آنها یک پاس بلند به پشت مدافعان ارسال کردند.) |
| Park the bus | دفاع اتوبوسی (دفاع کردن با تمام بازیکنان درون محوطه جریمه برای حفظ نتیجه) | Mourinho decided to park the bus in the second half. (مورینیو تصمیم گرفت در نیمه دوم دفاع اتوبوسی کند.) |
انگلیسیزبانهای بریتانیا و بیشتر مردم دنیا به این ورزش جذاب Football میگویند. اما در کشورهایی مثل آمریکا، کانادا و استرالیا، کلمه فوتبال برای ورزشِ پربرخورد و متفاوتی (مثل فوتبال آمریکایی) استفاده میشود. به همین دلیل، مردم این کشورها برای اینکه این دو ورزش با هم قاطی نشوند، از کلمه Soccer استفاده میکنند.
• Football: بریتانیا، اروپا و اکثر کشورهای جهان (همین فوتبالِ خودمان!)
• Soccer: آمریکا، کانادا، استرالیا (همین فوتبالِ خودمان!)
بهترین راه این است که خودتان را وسطِ گود بیندازید. اگر دست به دستهاید و FC بازی میکنید، زبان گزارشگر را روی انگلیسی تنظیم کنید و هنگام بازی برای شنیدن کلمات او گوشتان را تیز کنید. راهکار عالی دیگر این است که خلاصه بازیها (Highlights) را در یوتیوب با گزارش انگلیسی تماشا کنید. پیگیری اخبار کوتاه تیم محبوبتان در شبکههای اجتماعی معتبر ورزشی هم یک میانبرِ فوقالعاده است. با همین کارهای ساده و سرگرمکننده، خیلی زود میبینید که بدون اینکه دست به دامنِ مترجم شوید، مو به موی اخبار و گزارشها را متوجه میشوید.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید