قیدها همان رنگهای جادویی هستند که به دنیای بیروح جملهها، احساس، زمان، مکان و چگونگی میبخشند. اگر بگویید «او دوید»، پیام را رساندهاید؛ اما وقتی میگویید «او مشتاقانه دوید» یا «او دیروز اینجا خیلی تند دوید»، تازه تصویر را برای مخاطب زنده کردهاید. در حقیقت، شناخت انواع قید در انگلیسی همان مهارتی است که مرز بین یک زبانآموز ساده و…
محسن پرویزی
قیدها همان رنگهای جادویی هستند که به دنیای بیروح جملهها، احساس، زمان، مکان و چگونگی میبخشند. اگر بگویید «او دوید»، پیام را رساندهاید؛ اما وقتی میگویید «او مشتاقانه دوید» یا «او دیروز اینجا خیلی تند دوید»، تازه تصویر را برای مخاطب زنده کردهاید. در حقیقت، شناخت انواع قید در انگلیسی همان مهارتی است که مرز بین یک زبانآموز ساده و یک سخنور حرفهای را تعیین میکند.
بسیاری از زبانآموزان از مبحث قیدها فراری هستند. شاید چون فکر میکنند با کوهی از قاعدههای پیچیده طرف هستند. اما یادگیری این بخش از گرامر، بر خلاف ظاهرش، اصلا فیل هوا کردن نیست! فقط کافی است بدانید هر قید کجا مینشیند و چه وظیفهای دارد.
قبل از اینکه به سراغ انواع قید در انگلیسی برویم، باید تکلیفمان را با خود قید روشن کنیم. قید (Adverb) کلمهای است که اطلاعات بیشتری درباره فعل، صفت یا حتی یک قید دیگر به ما میدهد. صفتها معمولا درباره اسمها حرف میزنند. برای مثال، در جمله “She is a kind girl” (او دختر مهربانی است)، کلمه kind یک صفت است چون دارد ویژگی دختر را میگوید. اما اگر بگوییم “She spoke kindly” (او مهربانانه صحبت کرد)، کلمه kindly قید است چون دارد چگونگیِ صحبت کردن (فعل) را توصیف میکند.
به زبان ساده، صفت به پرسش «چه جور؟» برای یک وسیله یا شخص پاسخ میدهد، اما قید به پرسشهای «چطور؟»، «کجا؟»، «کی؟» و «چقدر؟» درباره یک عمل پاسخ میدهد. این تفکیک در ابتدا شاید کمی گیجکننده باشد، اما با تمرین، مثل کف دست برایتان روشن میشود.

قیدها را میتوان بر اساس کاربردشان به چند گروه بزرگ تقسیم کرد. شناخت این گروهها به شما کمک میکند تا در زمان صحبت کردن، کلمهها را مثل قطعههای پازل، دقیق سر جای خودشان بگذارید.
این دسته از قیدها به ما میگویند که یک کار «چطور» انجام شده است. اینها پرکاربردترین نوع از انواع قید در انگلیسی هستند. معمولا با اضافه کردن پسوند ly به انتهای صفت ساخته میشوند.
نکته باریکتر از مو اینجاست که بعضی کلمهها از این قاعده پیروی نمیکنند. مثلا قیدِ کلمه good، میشود well. پس حواستان باشد که نگویید goodly، چون چنین کلمهای نداریم!
وقت آن رسیده است که در محیط کار خود، یک سر و گردن بالاتر باشید! این دوره برای شما طراحی شده است تا با اطمینان کامل، در نگارش ایمیلهای رسمی، ابراز نظر در جلسات بینالمللی و انجام مذاکرات تلفنی استاد شوید. تمامی مهارتهای مورد نیاز برای ستارهشدن در یک محیط کاری بینالمللی، در این دوره جامع یکجا جمع شده است.
آموزش زبان انگلیسی برای کسب و کاراین قیدها به پرسش «کی؟» پاسخ میدهند. آنها مشخص میکنند که عمل در چه زمانی اتفاق افتاده، چه مدتی طول کشیده یا چند بار تکرار شده است.
این گروه از انواع قید در انگلیسی به ما میگویند که اتفاق «کجا» رخ داده است. این قیدها معمولا بعد از فعل اصلی یا در انتهای جمله میآیند.

آیا همیشه قهوه میخورید یا گاهی اوقات؟ قیدهای تکرار دقیقا برای بیان همین میزان تکرار هستند. این قیدها معمولا قبل از فعل اصلی میآیند (مگر اینکه فعل جمله از خانواده am/is/are باشد).
| قید تکرار | میزان درصد تقریبی | مثال |
|---|---|---|
| Always | ۱۰۰٪ | I always exercise. |
| Usually | ۸۰-۹۰٪ | I usually walk to work. |
| Often | ۶۰-۷۰٪ | We often eat out. |
| Sometimes | ۵۰٪ | I sometimes forget my keys. |
| Rarely | ۱۰٪ | He rarely stays up late. |
| Never | ۰٪ | They never give up. |
یکی از چالشهای بزرگ زبانآموزان در مبحث انواع قید در انگلیسی، جایگاه درست آنهاست. اگر قید را جای اشتباه بگذارید، شاید معنی جمله کلا عوض شود یا جمله خندهدار به نظر برسد.
بهطور کلی، قیدهای حالت معمولا در انتهای جمله یا بعد از مفعول میآیند. قیدهای زمان هم همینطور، اما گاهی برای تاکید میتوان آنها را در ابتدای جمله آورد. قیدهای تکرار هم که گفتیم، معمولا وسط جمله جا خوش میکنند.
بیایید به این نکته دقت کنیم که در زبان فارسی، ما گاهی قید را هر جا دلمان خواست میگذاریم، اما در انگلیسی باید کمی با احتیاطتر عمل کرد. به قول معروف، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

این قیدها به ما میگویند که یک ویژگی یا یک عمل «تا چه اندازه» شدت دارد. آنها معمولا قبل از صفت یا قیدی که توصیف میکنند، میآیند. شناخت این دسته از انواع قید در انگلیسی به شما کمک میکند تا غلظت کلامتان را کم و زیاد کنید.
نکته بسیار مهم: فرق بین very و too را جدی بگیرید. very بار معنایی مثبت یا خنثی دارد، اما too معمولا نشاندهنده یک مشکل یا جنبه منفی است. وقتی میگویید قهوه too hot است، یعنی نمیتوانید آن را بنوشید چون زبانتان میسوزد!
قصه اغلب ما این است که گرامر را بلدیم، اما هنگام صحبت کردن، زبانمان بند میآید. مینی دوره Grammar in use لینگانو دقیقا برای باز کردن همین قفل است. در این دوره قرار نیست قواعد را حفظ کنید؛ بلکه با تمرینهای فعالیت-محور (Activity-based)، گرامر را از روی کاغذ به مهارت عملی و ملکه ذهن خود تبدیل میکنید.
مینی دوره Grammar in Useبعضی از قیدها وظایف سنگینتری دارند. قیدهای پرسشی مثل where، when، why و how در ابتدای جملههای سوالی میآیند تا اطلاعات خاصی را از مخاطب بیرون بکشند. از طرف دیگر، قیدهای پیوندی مثل however، therefore و moreover به ما کمک میکنند تا دو جمله یا دو ایده را به هم وصل کنیم. استفاده از اینها در متنهای رسمی، نوشته شما را پختهتر نشان میدهد.
مثلا به جای اینکه مدام از and استفاده کنید، میتوانید از moreover (علاوه بر این) استفاده کنید تا نشان دهید که چقدر در استفاده از انواع قید در انگلیسی ماهر هستید.
همه ما در مسیر یادگیری ممکن است اشتباه کنیم. اصلا دیکته نانوشته غلط ندارد! اما بهتر است با برخی از این چالهها آشنا شویم تا در آنها نیفتیم:
بسیاری میگویند: He runs quick. در حالی که درست آن است: He runs quickly.
یادمان باشد که فعل به قید نیاز دارد، نه صفت.
اشتباه: I like very much English.
درست: I like English very much.
در انگلیسی، نباید بین فعل (like) و مفعول (English) چیزی فاصله بیندازد، مگر در موارد بسیار خاص.
کلمه fast خودش هم صفت است و هم قید. پس چیزی به نام fastly وجود ندارد. همچنین قید کلمه hard، همان hard است (hardly معنی کاملا متفاوتی دارد و به معنی «بهسختی» یا «تقریبا هیچ» است).
در اینجا جدولی برایتان آماده کردهام تا تفاوت ظاهری و معنایی برخی از صفات و قیدها را سریع مقایسه کنید.
| صفت (Adjective) | قید (Adverb) | نکته دستوری |
|---|---|---|
| Good (خوب) | Well (به خوبی) | کاملا بیقاعده تغییر میکند. |
| Fast (تند) | Fast (به تندی) | بدون تغییر باقی میماند. |
| Hard (سخت) | Hard (به سختی/با تلاش) | شکل ظاهریاش تغییر نمیکند. |
| Careful (دقیق) | Carefully (به دقت) | با اضافه شدن ly ساخته میشود. |
| Happy (خوشحال) | Happily (با خوشحالی) | y به i تبدیل و سپس ly اضافه میشود. |
| Late (دیر) | Late (دیر وقت) | صفت و قید یکسان هستند. |
برای اینکه به تمام انواع قید در انگلیسی مسلط شوید، نیاز به تمرین مداوم دارید. اما تمرین نباید خستهکننده باشد. در اینجا چند پیشنهاد برایتان دارم:
یادتان باشد که در یادگیری هر چیزی، آهسته و پیوسته رفتن باعث میشود که مطالب ملکه ذهنتان شوند.
در این مقاله، با هم یاد گرفتیم که انواع قید در انگلیسی چه نقش حیاتی در زیبایی و وضوح کلام ما دارند. فهمیدیم که قیدها فقط کلمههایی که به ly ختم میشوند نیستند؛ آنها نگهبانان زمان، مکان، تکرار و شدت در جملههای ما هستند. با شناخت تفاوت قید و صفت و یادگیری جایگاه درست هر کدام، حالا شما ابزاری قدرتمند در دست دارید تا انگلیسی را با اعتمادبهنفس بیشتری صحبت کنید و بنویسید.
فراموش نکنید که قیدها مثل ادویه در غذا هستند؛ به اندازه استفاده کنید تا کلامتان خوشطعم شود، اما زیادهروی نکنید که دل شنونده را بزند!
سادهترین راه این است که ببینیم کلمه دارد چه چیزی را توصیف میکند. اگر درباره یک شخص یا شیء (اسم) حرف میزند، صفت است. اما اگر درباره چگونگی انجام یک کار (فعل)، میزان یک ویژگی (صفت) یا قیدی دیگر توضیح میدهد، حتما با یک قید طرف هستیم.
خیر، این یک باور اشتباه است. اگرچه بسیاری از قیدهای حالت این پسوند را دارند، اما قیدهای معروفی مثل well، fast، often، never و اینجا (here) هیچ شباهتی به این الگو ندارند. پس نباید فقط به دنبال ly گشت.
قاعده کلی این است: قبل از فعلهای اصلی (مثل I always go) و بعد از فعلهای to be (مثل I am always). اگر فعل کمکی هم در جمله باشد، قید تکرار معمولا بین فعل کمکی و فعل اصلی قرار میگیرد (I have never seen).
این یکی از بزرگترین تلههای گرامری است! hard هم صفت است (سخت) و هم قید (بهسختی و با تلاش زیاد). اما hardly یک قید تکرار یا مقدار است که معنی «بهندرت» یا «تقریبا هیچ» میدهد. پس اگر بگویید I work hardly، یعنی من اصلا کار نمیکنم، که احتمالا منظور شما برعکس آن بوده است!
چون جابهجا کردن قید میتواند معنی را کاملا دگرگون کند. برای مثال، کلمه only (فقط) را در نظر بگیرید. «فقط من او را دیدم» با «من فقط او را دیدم» زمین تا آسمان فرق دارد. در انگلیسی هم قرار دادن only در جاهای مختلف، تاکید جمله را عوض میکند.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید