خیلی از زبانآموزان وقتی عبارت «شعر انگلیسی» را میشنوند، چهار ستون بدنشان میلرزد! اما شعر، یک باشگاه ورزشی فشرده برای تقویت زبان شماست و این مقاله، راهنمای ثبتنام شما در این باشگاه است! چگونه شعر انگلیسی را بخوانیم و تحلیل کنیم؟ چطور شعر انگلیسی را بخوانیم که نترسیم و چیزی هم بفهمیم؟ سنگ بزرگ برداشتن، نشانه نزدن است. قرار نیست…
محسن پرویزی
خیلی از زبانآموزان وقتی عبارت «شعر انگلیسی» را میشنوند، چهار ستون بدنشان میلرزد! اما شعر، یک باشگاه ورزشی فشرده برای تقویت زبان شماست و این مقاله، راهنمای ثبتنام شما در این باشگاه است!
چطور شعر انگلیسی را بخوانیم که نترسیم و چیزی هم بفهمیم؟ سنگ بزرگ برداشتن، نشانه نزدن است. قرار نیست در روز اول، پیچیدهترین اشعار تی. اس. الیوت را تحلیل کنیم. این هم یک راهنمای چهار مرحلهای ساده برای شروع:
این مهمترین مرحله است. شعر برای شنیده شدن نوشته شده، نه فقط دیده شدن.
یک بار شعر را از اول تا آخر با صدای بلند بخوانید. نگران معنی کلمههایی که نمیدانید نباشید. فقط سعی کنید ریتم و موسیقی کلمهها را زیر زبانتان مزه مزه کنید. آیا شعر تند است یا آرام؟ آیا شاد به نظر میرسد یا غمگین؟ بگذارید گوشتان با آهنگ شعر عادت کند.
یک بار دیگر شعر را بخوانید، این بار کمی آرامتر. سعی نکنید معنی دقیق هر کلمه را بفهمید. هدف در این مرحله، درک حالوهوای شعر است. آیا شاعر در حال توصیف یک منظره است؟ آیا دارد با کسی صحبت میکند؟ عصبانی است یا عاشق؟ فقط حس کلی را بگیرید.

حالا زمان آن است که کمی دقیقتر شوید. کلمههایی را که تکرار میشوند یا به نظرتان مهم میآیند، پیدا کنید. اگر کلمهای را نمیدانید و حس میکنید فهمیدنش گرهگشاست، معنی آن را در واژهنامه چک کنید. اما مراقب باشید! در تله چک کردن معنی تکتک کلمهها نیفتید. این کار لذت خواندن را زهر میکند. فقط کلمههای کلیدی.
حالا از خودتان چند سوال ساده بپرسید:
یادتان باشد، هیچ پاسخ غلطی وجود ندارد. آشنایی با شعر انگلیسی امتحان نیست؛ یک گشتوگذار شخصی است که اتفاقا میتواند شیرین هم باشد.
با مینیدوره صوتی Oxford Word Skills لینگانو، در کمتر از ۶ ساعت بیش از ۳۵۰ لغت کاربردی و روزمره را با تلفظ دقیق و مثالهای واقعی یاد میگیرید. تمام جلسات قابل دانلود هستند و با جزوه، آزمون و پشتیبانی کامل همراه میشوند تا یادگیری شما سریع، آسان و ماندگار باشد.
مینی دوره Oxford Word Skillsبرای دستگرمی، در ادامه چهار شعر کوتاه و بسیار معروف را با هم میخوانیم. این شعرها برای شروع خوب هستند چون زبانی نقریبا ساده و پیام شفافی دارند.
شاعر: Emily Dickinson (امیلی دیکنسون)

I’m Nobody! Who are you?
Are you – Nobody – too?
Then there’s a pair of us!
Don’t tell! they’d advertise – you know!
How dreary – to be – Somebody!
How public – like a Frog
To tell one’s name – the livelong June
To an admiring Bog!
من هیچکسم! تو کیستی؟
تو هم – هیچکسی – مگرنه؟
پس ما یک زوج شدیم!
به کسی نگو! جار میزنند – میدانی که!
چقدر دلگیر است – «یک کسی» بودن!
چقدر علنی – مثل یک قورباغه –
که تمام ماه ژوئن – اسمش را فریاد بزند –
برای یک باتلاقِ تحسینکننده!
این شعر زبانی بسیار ساده و خودمانی دارد. انگار شاعر دارد مستقیما با شما پچپچ میکند. پیامش هم درخور توجه است: لذت گمنام بودن و انتقاد از شهرتطلبی (که چقدر هم امروزی است!). این شعر به شما یاد میدهد که کلمههای ساده (Frog, Bog) چطور میتوانند باری کنایهآمیز و عمیق پیدا کنند.
شاعر: Robert Burns (رابرت برنز)

O my Luve is like a red, red rose
That’s newly sprung in June
O my Luve is like the melody
That’s sweetly played in tune.
آه، عشق من مانند یک گل رز سرخِ سرخ است
که تازه در ماه ژوئن شکفته؛
آه، عشق من مانند آن نغمهای است
که به شیرینی و موزون نواخته میشود.
این شعر در اصل یک ترانه است و به همین دلیل خوشآهنگ است. این شعر، یک مثال تر و تمیز برای یادگیری تشبیه (Simile) است. شاعر عشق خود را به دو چیز ساده و زیبا تشبیه میکند: یک گل رز تازه و یک موسیقی دلنشین. خواندن این شعر با صدای بلند، ریتم زبان انگلیسی را بهخوبی در دهان شما میچرخاند.
شاعر: Robert Frost (رابرت فراست)

I shall be telling this with a sigh
Somewhere ages and ages hence:
Two roads diverged in a wood, and I—
I took the one less traveled by,
And that has made all the difference.
من در آینده، سالیان و سالیان بعد،
این را با آهی تعریف خواهم کرد:
دو راه در جنگلی از هم جدا میشدند، و من—
من راهی را برگزیدم که کمتر از آن گذر شده بود،
و تمام تفاوت، در همین بود.
این یکی از معروفترین شعرهای جهان است، زبانش در عین سادگی، گولزننده است اما معنای عمیقی در دل آن پنهان است. این شعر یک استعاره (Metaphor) تمامعیار است: «راه» نماد «انتخابهای زندگی» است. این شعر به شما نشان میدهد که چطور کلمههای روزمره (road, wood) میتوانند نمادی از دغدغههای عمیق انسانی باشند.
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زبانشاعر: William Blake (ویلیام بلیک)

Tyger Tyger, burning bright,
In the forests of the night;
What immortal hand or eye,
Could frame thy fearful symmetry?
ببرا! ببرا! درخشان میسوزی،
در جنگلهای شب؛
کدامین دست یا چشم جاودان،
توانست این تقارن هولناک تو را بیافریند؟
این شعر یک ریتم بسیار قوی و کوبنده دارد (Ty-ger \ Ty-ger, \ burn-ing \ bright). خواندن آن با صدای بلند حال آدم را جا میآورد! تصویرسازی آن (ببری درخشان در جنگل تاریک) جاندار و سینمایی است. این شعر سوالات بزرگی درباره خلقت، زیبایی و وحشت میپرسد و نشان میدهد که شعر چطور میتواند در چند خط کوتاه، خارش فکری ایجاد کند.
برای آشنایی با شعر انگلیسی، لازم نیست تاریخ ادبیات را از بَر کنید، اما داشتن یک شمای کلی به شما کمک میکند تا بدانید در کجای این سرزمین پهناور ایستادهاید.

آشنایی با چند چهره شاخص، به سفر شما در دنیای شعر جهت میدهد.
اگر بخواهیم چهار نفر از کل ادبیات انتخاب کنیم، یکی از آنها قطعا شکسپیر خواهد بود. او غول ادبیات انگلیسی است. او نه فقط نمایشنامهنویس، که استاد سرودن سونت هم بود. اگر میخواهید ببینید چطور میتوان با کلمهها جادو کرد و مضامین عشق و زمان را به چالش کشید، سونتهای او خشت اول هستند.
معروف به شاعر طبیعت بود. او شاعری بود که در طبیعت قدم میزد و درباره احساسات ساده و عمیقی مینوشت که از دیدن یک گل یا یک ابر به او دست میداد. شعر او روحنواز و برای شروع عالی است (مثلا شعر “I Wandered Lonely as a Cloud”).
کیتس در عمر کوتاهش، برخی از زیباترین اشعار انگلیسی را درباره زیبایی، هنر و فناپذیری سرود. زبان او غنی و سرشار از تصویرسازیهای چشمنواز است.
او در تمام عمرش در خانهاش ماند و اشعاری کوتاه، مرموز و بسیار نوآورانه نوشت. شعرهایش پر از خط تیره (-) هستند و خواننده را به فکر وامیدارند. (شعر «من هیچکسم» را از او خواندیم).
شاعر آمریکایی قرن بیستم که با زبانی ساده و روزمره، درباره زندگی روستایی و مفاهیم عمیق فلسفی (مثل انتخاب) مینوشت. (شعر «راهی که نرفتم» از او بود).
هنوز دو دل هستید که کدام شاعر یا سبک مناسب شماست؟ این جدول به شما کمک میکند تا بر اساس هدفتان، نقطه شروع را پیدا کنید.
| اگر دنبال… هستید | پیشنهاد ما برای شروع | چرا؟ |
|---|---|---|
| تقویت ریتم و تلفظ | اشعار کودکانه (Nursery Rhymes) / اشعار رابرت برنز | بسیار آهنگین، ساده و تکرارشونده هستند. عالی برای تمرین زبان. |
| واژگان غنی و عاشقانه | سونتهای شکسپیر / اشعار جان کیتس | سرشار از توصیفات دقیق، استعارههای زیبا و کلمههای احساسی هستند. |
| درک استعاره و پیام عمیق | رابرت فراست / امیلی دیکنسون | زبان ظاهرا سادهای دارند اما لایههای معنایی عمیقی را پنهان کردهاند. |
| آشنایی با انگلیسی کلاسیک | ویلیام وردزورث (رمانتیسیسم) | زبان او نسبت به شکسپیر سادهتر اما همچنان کلاسیک و بسیار زیباست. |
| یک چالش ذهنی جدی | تی. اس. الیوت (مدرنیسم) | اگر در سطح پیشرفته هستید، اشعار او ذهن شما را به چالش میکشند. |
شاید فکر کنید خواندن شعر فقط برای دانشجویان ادبیات یا کسانی است که دستی بر آتش دارند. اما واقعیت این است که شعرخوانی برای هر زبانآموز، سودی دارد که در هیچ کتاب آموزشی پیدا نمیکنید.
در کتابهای درسی، شما یاد میگیرید که Rose یعنی «گل رز». اما وقتی در شعری از رابرت برنز میخوانید:
“O my Luve is like a red, red rose” (آه، عشق من مانند یک گل رز سرخِ سرخ است)
شما دیگر فقط معنی لغوی «رز» را یاد نمیگیرید. شما «حس» این کلمه را میآموزید. میفهمید که «رز» در فرهنگ انگلیسی نماد عشق، زیبایی، لطافت و شاید حتی فناپذیری (به خاطر عمر کوتاهش) است.
شعر، کلمهها را از حالت تکبعدی و بیروح کتاب درسی خارج میکند و به آنها روح، احساس و بافتار (Context) میبخشد. واژگانی که اینطور عمیق آموخته شوند، دیگر به سادگی از ذهن شما نمیپَرند.
زبان فقط مجموعهای از کلمهها و قواعد نیست؛ زبان، آینه فرهنگ یک ملت است. شما با آشنایی با شعر انگلیسی، مستقیما به قلب تپنده فرهنگ آن زبان دسترسی پیدا میکنید.
این درک فرهنگی به شما کمک میکند تا در مکالمات، فقط یک ربات مترجم نباشید، بلکه بتوانید ظرافتها، کنایهها و اشارات فرهنگی را هم درک کنید.
شعر، موسیقی دارد. حتی شعری که وزن و قافیه مشخصی ندارد، باز هم از یک آهنگ درونی پیروی میکند. خواندن شعر انگلیسی با صدای بلند، یکی از بهترین تمرینها برای تقویت تلفظ، تکیه (Stress) و آهنگ کلام (Intonation) است.
زبان انگلیسی یک زبان «وابسته به تکیه» (Stress-timed) است. یعنی ریتم آن بر اساس تکیههای منظم در جمله شکل میگیرد. شعر، این تکیهها را به شکل اغراقشده و واضح به شما نشان میدهد.
وقتی شعری از شکسپیر را میخوانید:
“Shall I compare thee to a summer’s day?”
شما به طور ناخودآگاه ریتم زبان را تمرین میکنید. این تمرین، گوش شما را تیز میکند و به مکالمه شما آهنگی طبیعیتر و شبیهتر به انگلیسیزبانان میبخشد.
در این دوره ۱۲ جلسهای ویدئویی، پرکاربردترین ترکیبهای کلمات انگلیسی را یاد میگیرید و با مثالهای واقعی و تمرینهای عملی، مهارت مکالمه و نوشتار خود را تقویت میکنید. با دسترسی همیشگی به دوره و پشتیبانی ۲۴ ساعته اساتید لینگانو، میتوانید به سبک خودتان و با اعتماد به نفس بالا، انگلیسی را روان و طبیعی صحبت کنید.
در کتابهای درسی، هر جمله معمولا یک معنی مشخص و روشن دارد. اما در دنیای واقعی، و به خصوص در ادبیات، همهچیز به این سادگی نیست. شعر به شما یاد میدهد که با «ابهام» کنار بیایید.
یک شعر ممکن است چندین تفسیر داشته باشد. این به شما میآموزد که به جای جستجوی یک «پاسخ درست»، عمیقتر فکر کنید، سرنخها را کنار هم بگذارید و معنا را «کشف» کنید. این همان مهارتی است که در سطوح بالای زبان، برای فهمیدن کنایهها یا منظورهای پنهان در یک مکالمه، بدجوری به آن نیاز دارید.
برخلاف یک رمان چندصد صفحهای که شاید ماهها زمان ببرد، یک شعر را میتوان در ده دقیقه خواند. این بستههای کوچک و فشرده از زبان، برای زبانآموز پرمشغله امروزی عالی هستند. شما میتوانید در زمانی کوتاه، یک دوز قوی از زبان، فرهنگ و احساس را به خودتان تزریق کنید!
خیر؛ اتفاقا برعکس! شعر اغلب قواعد گرامری را میشکند. تمرکز شما در ابتدا باید روی حس کلی، ریتم و واژگان کلیدی باشد، نه تحلیل ساختار جمله. اجازه ندهید گرامر، شما را از لذت شعر محروم کند.
کاملا طبیعی است! این برای انگلیسیزبانان هم اتفاق میافتد. ناامید نشوید. شعر را کنار بگذارید و فردا دوباره بخوانید. با صدای بلندتر بخوانید. یا به سادگی اسم شعر را در اینترنت جستجو کنید و خلاصهای از تحلیل آن را بخوانید. گاهی دانستن یک نکته کوچک، قفل کل شعر را باز میکند.
منابع آنلاین عالی و رایگان وجود دارد. وبسایتهایی مانند (Poetry Foundation) یا (Project Gutenberg) آرشیوهای عظیمی از اشعار کلاسیک دارند.
به طور غیرمستقیم، بسیار زیاد! شعر، دایره واژگان شما را به شکل چشمگیری گسترش میدهد (بهویژه واژگان انتزاعی و توصیفی). همچنین توانایی شما را در درک مفاهیم پنهان، کنایهها و نگرش نویسنده (که در بخش درک مطلب (Reading) حیاتی است) به شدت تقویت میکند.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید