یاد گرفتن اسم لوازم منزل به انگلیسی شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از کاربردیترین بخشهای یادگیری زبان است. زبان همینطور وارد ذهن میشود؛ قدم به قدم و از دل چیزهایی که هر روز دور و برمان میبینیم. در این مقاله از بلاگ لینگانو قرار است به بخشهای مختلف خانه سر بزنیم و با لوازم منزل به انگلیسی آشنا…
زینب احمدی
یاد گرفتن اسم لوازم منزل به انگلیسی شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از کاربردیترین بخشهای یادگیری زبان است. زبان همینطور وارد ذهن میشود؛ قدم به قدم و از دل چیزهایی که هر روز دور و برمان میبینیم. در این مقاله از بلاگ لینگانو قرار است به بخشهای مختلف خانه سر بزنیم و با لوازم منزل به انگلیسی آشنا شویم؛ پس همراه ما باشید تا ببینید یاد گرفتن این کلمات، خیلی راحتتر از چیزی است که فکر میکنید.
بیایید از جایی شروع کنیم که هر صبح در آنجا از خواب بیدار میشویم:
| معنی | کلمه |
|---|---|
| تخت خواب | Bed |
| تشک | Mattress |
| بالش | Pillow |
| روبالشتی | Pillowcase |
| پتو | Blanket |
| روتختی | Bedspread |
| ملحفه | Bedsheet / Sheet |
| کمد لباس | Wardrobe |
| کمد دیواری | Closet |
| چوب لباسی | Hanger |
| پاتختی | Nightstand / Bedside Table |
| چراغ خواب | Bedside Lamp |
| ساعت زنگدار | Alarm Clock |
| میز آرایش | Dressing Table |
| آینه | Mirror |
| کشو | Drawer |
| قفسه | Shelf |
| کتابخانه | Bookcase |
| سبد لباس | Laundry Basket |
| دمپایی روفرشی | Slippers |
| میز مطالعه | Study Desk |
| صندلی | Chair |
| دفترچه یادداشت | Notebook |
ما یک مسیر کامل و روشن از صفر تا صد برایتان ترسیم کردهایم. این دوره، تمام مهارتهای چهارگانه را پوشش میدهد و مانند یک معلم خصوصی، گامبهگام همراه شماست تا به تسلط برسید. مرگ یک بار، شیون هم یکبار!
دوره جامع آموزش زباناتاق نشمین قلب خانه است و به همین دلیل پرکاربردین لیست لوازم منزل به انگلیسی در اینجاست. احتمالا خیلی از این کلمات را در فیلمها شنیدهاید اما چون دسته بندی نبوده، فراموش کردید. در جدول زیر تمامی وسایل مهم اتاق نشمین به انگلیسی را لیست کردهایم:
| معنی مثال | مثال | معنی | کلمه انگلیسی |
|---|---|---|---|
| مبل چرمی بزرگ، فضای اتاق نشیمن را تغییر داد. | The large leather sofa completely changed the atmosphere of the living room. | مبل | Sofa |
| او بعد از ده ساعت کار کردن، هنگام تماشای تلویزیون روی کاناپه خوابش برد. | After working for ten hours, he fell asleep on the couch while watching TV. | کاناپه | Couch |
| پدربزرگم بیشتر عصرهایش را با خواندن روزنامه روی مبل تکنفره محبوبش میگذراند. | My grandfather spends most of his evenings reading newspapers in his favorite armchair. | مبل تکنفره | Armchair |
| کتابها روی میز جلو مبلی هستند. | The books are on the coffee table. | میز جلو مبلی | Coffee Table |
| فنجان را روی میز عسلی بگذار. | Put the cup on the side table. | میز عسلی | Side Table |
| خانواده برای تماشای قسمت آخر سریال دور تلویزیون جمع شدند. | The family gathered around the television to watch the final episode of the series together. | تلویزیون | Television (TV) |
| میز تلویزیون مشکی است. | The TV stand is black. | میز تلویزیون | TV Stand |
| هیچکس نمیدانست کنترل کجاست، بنابراین مجبور شدیم کانالها را دستی عوض کنیم. | Nobody knew where the remote control was, so we had to change the channels manually. | کنترل | Remote Control |
| فرش ایرانی به کل اتاق نشیمن گرما و زیبایی بخشید. | The Persian carpet added warmth and elegance to the entire living room. | فرش | Carpet |
| یک قالیچه زیر میز وجود دارد. | There is a rug under the table. | قالیچه | Rug |
| پردههای ضخیم مانع ورود نور خورشید به اتاق در طول بعدازظهر شدند. | Thick curtains prevented the sunlight from entering the room during the afternoon. | پرده | Curtain |
| کاغذ دیواری طرح گل دارد. | The wallpaper has a floral design. | کاغذ دیواری | Wallpaper |
| لوستر کریستالی نور را به زیبایی در سراسر اتاق منعکس میکرد. | The crystal chandelier reflected the light beautifully across the room. | لوستر | Chandelier |
| چراغ کمنور فضای آرام و دلنشینی برای شب ایجاد کرد. | The dim lamp created a calm and relaxing atmosphere for the evening. | چراغ | Lamp |
| آباژور ایستاده کنار مبل است. | The floor lamp is next to the sofa. | آباژور ایستاده | Floor Lamp |
| این کوسنها رنگارنگ هستند. | These cushions are colorful. | کوسن | Cushion |
| در شبهای زمستان، تمام خانواده دور شومینه مینشستند و چای داغ مینوشیدند. | During winter nights, the whole family sat around the fireplace drinking hot tea. | شومینه | Fireplace |
| کتابهایم را روی قفسه کتاب گذاشتم. | I put my books on the bookshelf. | قفسه کتاب | Bookshelf |
| داخل آکواریوم ماهیهای رنگی وجود دارد. | There are colorful fish in the aquarium. | آکواریوم | Aquarium |
| گلدان پر از گل است. | The vase is full of flowers. | گلدان | Vase |
| آن تابلوی نقاشی گران است. | That painting is expensive. | تابلوی نقاشی | Painting |
| عکس خانوادگی ما داخل قاب عکس است. | Our family photo is in the picture frame. | قاب عکس | Picture Frame |
| ساعت دیواری قدیمی است. | The wall clock is old. | ساعت دیواری | Wall Clock |
| بلندگوها خیلی پرصدا هستند. | The speakers are very loud. | بلندگو | Speaker |
| سیستم صوتی قدرتمند است. | The sound system is powerful. | سیستم صوتی | Sound System |
| پنکه روشن است. | The fan is on. | پنکه | Fan |
| کولر اتاق را خنک میکند. | The air conditioner makes the room cool. | کولر | Air Conditioner |
| بخاری ما را گرم نگه میدارد. | The heater keeps us warm. | بخاری | Heater |
| پاهایم را روی پاف گذاشتم. | I put my feet on the ottoman. | پاف | Ottoman |
| تلفن زنگ میخورد. | The telephone is ringing. | تلفن | Telephone |
| جعبه دستمال نزدیک مبل است. | The tissue box is near the sofa. | جعبه دستمال | Tissue Box |
| دکور خانه آنها مدرن است. | Their home decor is modern. | دکوری | Decor |
| یک مجسمه کوچک روی قفسه وجود دارد. | There is a small statue on the shelf. | مجسمه | Statue |
| شمعدانها نقرهای هستند. | The candlesticks are silver. | شمعدان | Candlestick |

اتاق بچهها یکی دیگر از قسمتهای لوازم خانه به انگلیسی است. در لیست زیر تمام لغات مربوطه را آوردهایم:
| معنی | کلمه انگلیسی |
|---|---|
| تخت نوزاد | Crib |
| صندلی گهواره ای | Rocking Chair |
| تخت کودک | Baby bed |
| تخت کودک نوپا | Toddler bed |
| تخت دوطبقه | Bunk bed |
| میز تحریر | Study desk |
| جعبه اسباببازی | Toy box |
| قفسه اسباببازی | Toy shelf |
| عروسک | Doll |
| خرس عروسکی | Teddy bear |
| ماشین اسباببازی | Toy car |
| بلوک بازی | Building blocks |
| سبد لباس | Laundry basket |
| زیرانداز بازی | Play mat |
برای اینکه لغات بهتر در ذهنتان حک شود، به مثالهای زیر توجه کنید:
The children threw all their toys into the toy box after playing.
بچهها بعد از بازی تمام اسباببازیهایشان را داخل جعبه اسباببازی انداختند.
Several toy cars were scattered across the floor.
چند ماشین اسباببازی روی زمین پخش شده بودند.
The brothers share a bunk bed in their bedroom.
آن دو برادر در اتاقشان از تخت دوطبقه استفاده میکنند.
His mother sat on the rocking chair while reading him a bedtime story.
مادرش هنگام خواندن داستان شب روی صندلی گهوارهای نشسته بود.
برای راهنمایی و مشاوره، نام و شماره همراه خود را وارد کنید.
فیلد های "*" اجباری هستند
| معنی | کلمه |
|---|---|
| یخچال | Refrigerator (Fridge) |
| فریزر | Freezer |
| اجاق گاز | Stove |
| فر | Oven |
| مایکروویو | Microwave |
| سینک ظرفشویی | Sink |
| کابینت | Cabinet |
| پیشخوان آشپزخانه | Kitchen Counter |
| ماشین ظرفشویی | Dishwasher |
| تستر | Toaster |
| مخلوطکن | Blender |
| همزن | Mixer |
| کتری | Kettle |
| قابلمه | Pot |
| ماهیتابه | Pan |
| سطل زباله | Trash Can |
| آبچکان | Dish Rack |
| کفگیر | Spatula |
| همزن | Whisk |
اگر به دنبال یادگیری تمام لغات مربوط به لوازم آشپرخانه هستید، مطلب زیر را از دست ندهید
لغات مربوط به وسایل حمام به انگلیسی در همه جا کاربرد دارد حتی در سفر و هتل رفتن هم استفاده میشوند. اگر این کلمات را بلد باشید، راحت تر با بقیه ارتباط میگیرید:
| معنی مثال | مثال | معنی | کلمه انگلیسی |
|---|---|---|---|
| توالت خراب بود، پس مجبور شدیم از یکی دیگر در همان طبقه استفاده کنیم. | The toilet was out of order, so we had to use another one on the same floor. | توالت | Toilet |
| او متوجه شد که بعد از مسواک زدن، روشویی گرفته است. | She noticed that the sink was clogged after brushing her teeth. | روشویی | Sink |
| بعد از یک روز کاری خستهکننده، برای آرامش یک دوش آب گرم گرفتم. | After a long exhausting day at work, I took a warm shower to relax. | دوش | Shower |
| وان حمام با آب گرم و روغنهای معطر برای یک حمام آرامشبخش پر شده بود. | The bathtub was filled with hot water and essential oils for a relaxing bath. | وان حمام | Bathtub |
| او بعد از بیرون آمدن از دوش، یک حوله تمیز دور شانههایش پیچید. | He wrapped a clean towel around his shoulders after stepping out of the shower. | حوله | Towel |
| صابون تمام شده بود، بنابراین مجبور شدم فقط با آب دستهایم را بشویم. | There was no soap left, so I had to wash my hands with water only. | صابون | Soap |
| او یک شامپوی جدید خرید که ادعا میکند در چند هفته موهای آسیبدیده را ترمیم میکند. | She bought a new shampoo that claims to repair damaged hair within weeks. | شامپو | Shampoo |
| من همیشه یک مسواک اضافه در کیف سفرم نگه میدارم برای مواقع ضروری. | I always keep a spare toothbrush in my travel bag in case of emergencies. | مسواک | Toothbrush |
| او مقدار زیادی خمیر دندان روی مسواک فشار داد و شستن آن سخت شد. | He squeezed too much toothpaste on the brush, making it difficult to rinse properly. | خمیر دندان | Toothpaste |
| شیر آب تمام شب چکه میکرد و خوابیدن را سخت کرده بود. | The faucet was dripping all night, which made it hard to sleep. | شیر آب | Faucet (Tap) |
| پرده حمام با بخاری که حمام را پر کرده بود کمی حرکت میکرد. | The shower curtain moved slightly with the steam filling the bathroom. | پرده حمام | Shower Curtain |
| در بدترین زمان ممکن، وسط مهمانی دستمال توالت تمام شد. | We ran out of toilet paper at the worst possible time during the gathering. | دستمال توالت | Toilet Paper |
| تمام مواد شوینده و داروها داخل کابینت حمام نگهداری میشدند. | All the cleaning products and medicine were stored inside the bathroom cabinet. | کابینت حمام | Bathroom Cabinet |
| او برای جلوگیری از آسیب به موهایش از سشوار با حرارت کم استفاده کرد. | She used the hair dryer on low heat to avoid damaging her hair. | سشوار | Hair Dryer |
| او قبل از شروع مصاحبه سریع موهایش را شانه کرد. | He combed his hair quickly before the interview started. | شانه | Comb |
| نظافتچی از یک برس محکم برای تمیز کردن کاشیهای حمام استفاده کرد. | The cleaner used a strong brush to scrub the bathroom tiles. | برس | Brush |
| سطل زباله سرریز شده بود و باید سریع خالی میشد. | The trash bin was overflowing, so it needed to be emptied immediately. | سطل زباله | Trash Bin |
| او تقریبا لیز خورد چون پادری حمام خیس و بد قرار داده شده بود. | She almost slipped because the bath mat was wet and poorly placed. | پادری حمام | Bath Mat |
| او با استفاده از یک فرچه ضدعفونیشده، توالت را کامل تمیز کرد. | He cleaned the toilet thoroughly using a disinfected toilet brush. | فرچه توالت | Toilet Brush |
| آبگرمکن ناگهان از کار افتاد و ما را بدون آب گرم گذاشت. | The water heater stopped working suddenly, leaving us with cold showers. | آبگرمکن | Water Heater |
وسایل نظافت به انگلیسی هم بخشی از هر خانه هستند که یادگیری آن خالی از لطف نیست.
| معنی | کلمه |
|---|---|
| جارو | Broom |
| خاکانداز | Dustpan |
| تی | Mop |
| سطل | Bucket |
| جاروبرقی | Vacuum Cleaner |
| گردگیر | Duster |
| دستمال نظافت | Cleaning Cloth |
| اسفنج | Sponge |
| شوینده | Detergent |
| وایتکس | Bleach |
| ضدعفونیکننده | Disinfectant |
| اسپری تمیزکننده | Spray Cleaner |
| کیسه زباله | Garbage Bag |
| سطل زباله | Trash Can |
| دستکش پلاستیکی | Rubber Gloves |
| برس شستوشو | Scrub Brush |
| شوینده کف | Floor Cleaner |
| شیشهشوی | Window Cleaner |
| دستمال کاغذی | Paper Towel |
به مثالهای زیر توجه کنید:
I used a vacuum cleaner to remove dust from the carpet.
من از جاروبرقی برای پاک کردن گرد و غبار فرش استفاده کردم.
She cleaned the kitchen floor with a mop and bucket.
او کف آشپزخانه را با تی و سطل تمیز کرد.
We ran out of garbage bags, so we couldn’t take out the trash.
کیسه زباله تمام شده بود، بنابراین نتوانستیم زباله را بیرون ببریم.
She wiped the table with a cleaning cloth and spray cleaner.
او میز را با دستمال نظافت و اسپری تمیزکننده پاک کرد.
گاهی فقط یک منبع کوتاه میتواند مسیر یادگیری زبان انگلیسی را عوض کند. در این صفحه، میتوانید مجموعهای از منابع رایگان لینگانو را ببینید. جزوهها و درسهای کوتاهی که هرکدام یک جرقه تازه در مسیر زبان انگلیسی روشن خواهند کرد. اگر اهل شکار نکتههای طلایی هستید، این صفحه را از دست ندهید.
آرشیو محتوای آموزشی رایگان لینگانوتا اینجا مهمترین لوازم برقی در هر قسمت از خانه را بررسی کردیم. در ادامه سراغ لوازمی میرویم که جز کالاهای اصلی نیستند ولی تقریبا در هر خانهای وجود دارند:
| معنی | کلمه |
|---|---|
| کتری برقی | Electric Kettle |
| قهوهساز | Coffee Maker |
| پلوپز برقی | Rice Cooker |
| اتو | Iron |
| ماشین لباسشویی | Washing Machine |
| خشککن | Dryer |
| اتوی مو | Hair Straightener |
| ریشتراش | Electric Shaver |
| تصفیهکننده هوا | Air Purifier |
| بخور سرد | Humidifier |
| آبسردکن | Water Dispenser |
| غذاساز | Food Processor |
| آبمیوهگیر | Juicer |
| بخاری برق | Electric Fan Heater |
| جاروبرقی رباتیک | Vacuum Robot |
| همزن کاسهدار | Stand Mixer |
| گریل | Electric Grill |

در لیست زیر مهم ترین وسایل خانه به انگلیسی با عکس را آوردیم تا لغات را یاد بگیرید:
اگر لغات مربوط به وسایل خانه را بهصورت تصویری یاد بگیرید، در حافظه تصویری شما ماندگار میشوند.
لیست کامل لغات پرکاربرد
انتقال به حافظه تصویری
رایگان
قابل دانلود هیچ روشی بهتر از این نیست که لوازم خانه به انگلیسی را در دل زندگی واقعی ببینید و با آنها درگیر شوید. یعنی به جای اینکه فقط کلمه حفظ کنید، اسم وسایل را داخل خانه استفاده کنید، حتی میتوانید روی آنها برچسب بزنید تا کمکم ملکه ذهنتان شوند. خیلی از زبانآموزها دقیقا از همین نقطه شروع کردهاند و نتیجه گرفتهاند، چون زبان وقتی واقعی یاد گرفته میشود که وارد زندگی روزمره شود.
در این مقاله سعی کردیم با هم سرکی به بخشهای مختلف خانه بکشیم و لوازم منزل به انگلیسی را به شکل کاربردی و قابل استفاده یاد بگیریم. از اینکه تا پایان این مطلب همراه ما بودید، سپاسگزاریم. چنانچه سوالی دارید، حتما در قسمت نظرات با ما درمیان بگذارید.
توالت ایرانی در انگلیسی Squat Toilet گفته میشود. همچنین از اصطلاحات Asian Toilet یا Floor Toilet استفاده میشود.
معادل رایج آن Home Appliances Store یا Appliance Store است.
کودک وقتی یاد میگیرد که همزمان ببیند، لمس کند و تکرار کند، خیلی سریعتر پیشرفت میکند. بهترین روش این است که آموزش را تصویری و بازیمحور انجام بدهید:
به این وسایل Home Decor یا Ornaments گفته میشود. اگر شی خاصی مد نظر باشد، از همان کلمه به همراه کلمه Decorative استفاده میکنیم؛ مثلا Decorative Vase (گلدان تزئینی)
بله، گاهی تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال، به «آسانسور» در انگلیسی آمریکایی Elevator و در انگلیسی بریتانیایی Lift میگویند. یا «شیر آب» در آمریکا Faucet و در بریتانیا Tap نامیده میشود.
نظرات دیگران
0 نظردیدگاه خود را بنویسید